نیازمندی یاری می‌خواهد

وقتی که پدر به خواب رفت، می خندید! 10 سال است که از آن شب سرد زمستانی می گذرد، اما دیگر خبری از خنده های پدر نیست.او همچنان خواب است.
کد خبر: ۴۶۷۱۵۸

بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار

کسی باور نمی کند او بدون آن که بیمار شود، یکباره خوابید و بیدار نشد. این مرد ابهری که «محمدرضا پیکانی» نام دارد از سومین شب چله سال 1382 در پی وارد شدن یک ویروس به مغزش، یکباره خوابید و بیدار نشد.

از آن موقع همسر و دو فرزندش به نام های «مینا» و «مهدی» تلاش برای نجات او را آغاز کردند تا بار دیگر صدای پدرانه رضا را بشنوند و شادی به زندگیشان بازگردد.

خیلی ها نور امید در دلشان خشکید، اما آنها هنوز آخرین خنده‌های پدر را به یاد دارند، ناامید نشده‌اند و برای باز شدن چشمان پدر و لحظات شاد با او بودن را لحظه شماری می‌کنند. آنها رضا را با تقدیر نانوشته‌اش تنها نگذاشته‌اند.

با تلاش های شبانه روزی این خانواده اکنون رضا می تواند غذا بخورد هر چند کم، او لبخند می زند هر چند کوتاه، ناله می‌کند، خر و پف می کند، صداها را می‌شنود هر چند جوابی نمی‌دهد و چشمانش بسته است.

هزینه های درمانی رضا و تهیه داروهای او بسیار بالاست و توران و بچه ها با اندک پولی که دارند، قادر به تأمین این هزینه ها نیستند و تا بهبودی کامل رضا راه بسیاری در پیش دارند.

توران و بچه هایش دست یاری به سمت شما هموطنان عزیز گرفته‌اند و اکنون امید به یاری شما دارند.

بیایید با هم در بهاری جدید شادی را به این خانواده هدیه کنیم.

هموطنان عزیز می توانند کمک های نقدی خود را به شعبه بانک رفاه به نام محمدرضا پیکانی به شماره حساب 5894631804106409 واریز کنند.

ملکی – خبرنگار گروه حوادث

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها