با علیرضا نادی، کاپیتان تیم ملی والیبال

والیبال ایران با ولاسکو جهانی شده است

کاپیتان تیم ملی والیبال ایران تصریح دارد اگر به دنبال حضور در المپیک برای نخستین‌بار در این رشته هستیم باید تیم ملی را تنها نگذاشت و مسوولان ورزش با سرکشی به تمرینات تیم در جهت رتق و فتق مسائل و مشکلات ملی‌پوشان والیبال برآیند.
کد خبر: ۴۶۶۷۸۳

تیمی که از دید کاپیتان علیرضا نادی، بهترین تیمی است که بعد از انقلاب شکل گرفته و حضور مربی درجه یکی چون خولیو ولاسکو نیز مزید بر علت شده تا جملگی خانواده ورزش و والیبال با امیدواری زیاد، به نتیجه کار این تیم در رقابت‌های انتخابی المپیک در ژاپن بنگرند. نادی که امروز در 31 سالگی در اوج دوران پختگی و کارایی خود قرار دارد در گفت‌وگو با «جام‌جم» از وضعیت تیم ملی و شرایط حضور در رقابت‌های انتخابی المپیک گفته است.

‌‌‌شما به عنوان یکی از معدود بازیکنان نسل قبلی تیم ملی والیبال هستید که با وجود گذشت بیش از یک دهه از فعالیت حرفه‌ای همچنان قبراق و سرحال در خدمت تیم ملی بوده و همچنان از ارکان اصلی این تیم محسوب می‌شوید. اولین سوالی که در گفت‌وگو با شما مطرح می‌شود این‌که در پس این عمر طولانی دوران قهرمانی شما چه می‌گذرد و در واقع راز ماندگاری شما چیست؟

همان‌طور که می‌دانید از سال 1378 و همزمان با رقابت‌های جام ملت‌های آسیا در تهران تاکنون (13 سال‌) عضو تیم ملی بزرگسالان هستم. فکر می‌کنم در این رابطه همه چیز به خود ورزشکار برمی‌گردد و اهدافی که در ورزش دنبال می‌کند. در یک کلمه هر ورزشکاری برای رشد باید دید و تفکر حرفه‌ای داشته باشد. بسیاری از ورزشکاران بزرگ دنیا به معنی واقعی کلمه حرفه‌ای هستند. از نظر خواب، تغذیه، تفریحات، زندگی شخصی و خیلی چیزهای دیگر زندگی کنترل‌شده‌ای دارند و ورزش در درجه اول اولویت آنهاست. خود من همیشه سعی کرده‌ام این رویه را در زندگی داشته باشم، طوری که طی این سال‌ها واقعا والیبال اولویت اصلی‌ام بوده و هست. البته در کنار آن از زندگی شخصی خودم غافل نیستم. این در حالی است که متاسفانه شاهدیم برخی ورزشکاران ما گرچه اسم حرفه‌ای روی آنهاست، اما ورزش در درجه دوم اولویت‌شان است و کار اصلی آنها چیز دیگری است. طوری که مثلا تاجر هستند، مهمانی‌‌های زیاد می‌روند، شب زنده‌داری می‌کنند و مسائلی از این دست که به طور طبیعی این وضعیت باعث می‌شود بدن آنها از نظر ایمنی دچار افت شود. وقتی هم بدن ضعیف می‌شود ناخودآگاه آسیب‌دیدگی شدید پیش می‌آید، در نتیجه عمر قهرمانی یک ورزشکار خیلی زود به پایان می‌رسد. این در حالی است که ورزشکار اگر می‌خواهد سال‌ها در اوج باقی بماند، باید به معنی واقعی کلمه حرفه‌ای باشد.

‌‌‌فکر نمی‌کنید این، همه ماجرای کوتاه‌بودن عمر دوران قهرمانی برخی ورزشکاران ما نیست، بلکه در رشته‌های غیرفوتبالی مشکل مالی می‌تواند باعث شود که ورزشکار قید ورزش‌کردن را زده و سراغ مسائل و مشکلات زندگی‌اش برود.

نه، من چنین نظری ندارم و معتقدم اگر انسان در هر زمینه‌ای هدفی را برای خود تعریف کند همه سختی‌ها و مصائب آن را به  جان خریده و در نهایت کم و بیش به هدفش می‌رسد. خود من وضعیت مالی خوبی نداشتم، حتی وقتی والیبال را شروع کردم کفش کتانی استاندارد که جزو اولین ملزومات والیبال است، نداشتم، اما چون هدفی را برای خودم تعریف کرده بودم با همه سختی‌ها کنار آمدم و پس از آنکه والیبال را نزد اولین مربیانم علیرضا خوشرویی و جعفر هوتهم آموختم با انگیزه بالا و عشقی که به این رشته داشتم به تیم ملی نوجوانان راه پیدا کردم و در نهایت به اینجا رسیدم. این در حالی است که خیلی از هم‌دوره‌ای‌های من با وجود همه استعدادی که داشتند خیلی زود کنار رفتند و الان حتی برای تفریح هم والیبال بازی نمی‌کنند. بنابراین رشد و ترقی هر ورزشکار در درجه اول به نگاه و رویکرد خودش برمی‌گردد و این‌که در ورزش به دنبال چه چیز است.

‌‌‌خود شما مشخصا چه هدف بزرگی را دنبال می‌کنید؟

آرزوی من حضور در المپیک است و با همین انگیزه طی این سال‌ها با قدرت به کارم ادامه دادم. این سومین دوره المپیک در دوران قهرمانی من است و امیدوارم بالاخره به این آرزویم دست یابم.

‌‌‌قبل از این‌که به بحث بازی‌های انتخابی المپیک لندن بپردازیم، این سوال همیشه در ذهن علاقه‌مندان والیبال وجود داشته که چرا با وجود درخشش نوجوانان و جوانان والیبال ما در سطح جهان، اما این درخشش به هیچ عنوان به تیم ملی بزرگسالان سرایت نکرده است؟

با وجود همه کم‌لطفی‌هایی که در این رابطه برخی مطرح می‌کنند به نظر من کلاس کار و سبک بازی‌های نوجوانان و جوانان حتی اگر در سطح جهان برگزار شود به هیچ عنوان قابل مقایسه با تیم بزرگسالان نیست. یعنی هر چقدر هم تیم‌های نوجوانان و جوانان نتیجه خوبی در رقابت‌های جهانی کسب کنند، نمی‌توان انتظار نتایج مشابه را در تیم ملی بزرگسالان داشت. خود من هم در رقابت‌های آسیایی و جهانی نوجوانان، جوانان و بزرگسالان بازی و این نکته را بخوبی لمس کرده‌ام. ضمن این‌که نتایج درخشان فعلی تیم ملی بزرگسالان در امتداد نتایج تیم جوانانی است که با بازیکنان خوبی چون سعید معروف، محمد موسوی، حمزه زرینی، آرش کمالوند و... تشکیل شده بود، این بازیکنان به یکباره به تیم ملی راه پیدا ‌کردند و چنین تیم قدرتمندی شکل گرفت.

‌‌‌یعنی ریشه جهش 3 ـ 2 سال اخیر والیبال ایران را در همین تغییر نسل تیم ملی می‌بینید؟ 

پس از نایب‌قهرمانی تیم ملی در بازی‌های آسیایی بوسان، در مقطعی تیم ملی دچار افت فاحش شد، اما پس از آن‌که زوران گائیچ در راس تیم ملی قرار گرفت، تغییرات عمده‌ای را در تیم ملی به وجود آورد و عملا نسل جدیدی وارد تیم ملی شد؛ نسلی که در نهایت موفقیت‌های پی‌در‌پی قهرمانی در آسیا و جام‌های متعدد به همراه بازی‌های درخشان در جام‌جهانی را به ارمغان آورد. همه موفقیت‌های  3 ـ 2  سال اخیر به خاطر برنامه‌ریزی‌ای بود که طی چند سال اخیر فدراسیون انجام داد و امیدواریم ثمره اصلی آن را در رقابت‌های انتخابی المپیک با صعود تیم ملی به المپیک ببینیم.

حضور یکباره این بازیکنان جوان در تیم ملی بزرگسالان که در زمان زوران گائیچ اتفاق افتاد با کنار گذاشتن بازیکنان باتجربه و خوبی چون محمد ترکاشوند، بهنام محمودی، امیر حسینی، فرهاد ظریف و... همراه شد؛ تغییر و تحولاتی که انتقادات زیادی را 4 سال پیش به دنبال داشت. واقعا چه اتفاقی در آن مقطع رخ داد که این بازیکنان توانمند کنار رفتند؟

به هر حال همه جای دنیا بعد از مدتی یک سری تغییرات اساسی در تیم ملی ایجاد می‌شود و در واقع نسل جدیدی در تیم ملی شکل می‌گیرد، گرچه تیم پرقدرت ایتالیا در این زمینه تجربه ناموفقی داشت و ناگزیر شد دوباره به سمت بازیکنان با‌تجربه پیش برود، اما این کار در ایران نتیجه داد. انتقاد بر اقدام گائیچ زمانی وارد بود که تغییرات صورت‌گرفته نتیجه‌بخش نبود، اما همین تغییرات بود که ما را به اینجا رساند. دوستانی که از آنها نام بردید زحمات زیادی برای تیم ملی کشیدند و همگی دوستان صمیمی من هستند، اما باید قبول کنیم طبیعت ورزش همین است. بالاخره روزی ورزشکار باید از دنیای قهرمانی یا تیم ملی کنار برود، بنابراین اگر روزی من نوعی نباشم نباید گله و شکایت کنم. فکر می‌کنم رسانه‌ها هم باید به مربی این اجازه را بدهند که بتواند عقاید، تفکرات و ایده‌های خود را در تیم ملی پیاده کند. در هر صورت این مربی است که حرف اول و آخر را می‌زند و انتخاب بازیکن با اوست.

‌‌‌به سیر صعودی تیم ملی در  3 ـ 2  سال اخیر اشاره کردید؛ سیر صعودی‌ای که با آمدن خولیو ولاسکو به عنوان سرمربی تیم ملی به اوج خود رسید و تیم ملی ایران حالا در قواره یکی از تیم‌هایی است که برای قد علم‌کردن در دنیای والیبال خیز برداشته است. به عنوان کاپیتان تیم ملی نقش ولاسکو را در این رابطه چطور ارزیابی می‌کنید؟ 

ما قبل از آمدن ولاسکو هم، یعنی در بازی‌های آسیایی گوانگجو، به مدال نقره دست یافته بودیم، درست مثل رقابت‌های جام ملت‌های آسیایی فیلیپین. می‌خواهم بگویم تیمی که ولاسکو تحویل گرفت تیم دوم آسیا بوده و در واقع یکی از بهترین تیم‌های آسیا در اختیار ولاسکو قرار گرفت، اما با حضور این مربی بزرگ کلاس کار تیم ملی از هر جهت بالا رفت و در حال حاضر با وجود او زمینه برگزاری بازی‌های تدارکاتی با تیم‌های خوب دنیا فراهم شده است.

قهرمانی آسیا و صعود به المپیک از جمله اهدافی بود که فدراسیون والیبال از استخدام ولاسکو دنبال می‌کرد که اولین هدف یعنی قهرمانی در جام ملت‌های آسیا محقق شد.

به لحاظ فنی چطور، چه تفاوتی بین ولاسکو با دیگر مربیانی که سابقه کار‌کردن با آنها را دارید، می‌بینید؟

مطمئنا ولاسکو تاثیر زیادی در ارتقای سطح فنی تیم ملی داشته است. گرچه الفبای والیبال مشخص است و تفاوت زیادی بین مربیان وجود ندارد، اما نتیجه‌گیری و اوج‌گیری یک تیم برمی‌گردد به شخصیت روحی ‌‌ـ‌ ‌روانی و نظمی که یک مربی دارد. تفاوت عمده ولاسکو با دیگر مربیانی که در راس تیم ملی قرار گرفتند این است که کلاس شخصیتی و تفکر بازیکنان با حضور او ارتقا یافته است و این وجه تمایز او با مربیان دیگر است. از طرفی با توجه به اعتبار جهانی او در دنیای والیبال و ارتباطاتی که در این حوزه دارد، با تیم‌های صاحب والیبال دنیا تعامل خوبی دارد و همین ظرفیت باعث می‌شود بازی‌های تدارکاتی خوبی برای ما تدارک دیده شود.

‌‌‌سال‌ها بود که تیم ملی در دفاع روی تور و دریافت‌های عقب زمین با مشکل جدی مواجه بود؛ نقیصه‌ای که با حضور ولاسکو به حداقل رسیده است.

این نقطه ضعف را سال‌ها همگان بدان واقف بودند، اما این ولاسکو بود که به خاطر تمرینات خاص و با طراحی تاکتیک دفاعی و ایجاد هماهنگی دفاع روی تور و عقب زمین، این مشکل را برطرف کرد. یکی از وجوه تمایز ولاسکو با دیگر مربیان همین ریزه‌کاری‌هاست. 

به نظم و انضباط ولاسکو اشاره کردید. این نظم و انضباط در برخورد با بازیکنان چگونه ظاهر می‌شود، آیا او یک مربی خشک و قاطع است یا این‌که با  شاگردانش صمیمی است؟

به واقع می‌توان گفت نه  خیلی خشک است و نه خیلی صمیمی. یک مربی خیلی منطقی و باپرستیژ است که سعی می‌کند با بازیکنان ارتباط دوستانه داشته باشد، اما او اجازه نمی‌دهد یک بازیکن از حد مشخص فراتر برود که در این صورت با بازیکن مورد نظر حتی شوخی هم نمی‌کند. به هر حال ولاسکو مربی‌ای است که به درستی کارش را بلد است و  همه کارهای او برنامه‌ریزی‌شده  و حساب ‌شده است.

‌‌‌همین مساله باعث شد بازیکنان او را پذیرفته و تیم تا این حد یکدل شود؟

قبل از این‌که او هم بیاید تیم ما یکدل بود. در بازی‌های آسیایی گوانگجو تا پیش از راهیابی به فینال تنها یک گیم به حریفان دادیم و این همدلی اعضای تیم ملی را نشان می‌داد، اما او به لحاظ شخصیتی و نوع نگرش تیم را ارتقا داد.

‌‌‌حرف شما درست است، اما قبول کنید که سطح انتظارها از والیبال بالا بود و به همین دلیل کسب مدال نقره در گوانگجو یک ناکامی تصور شد. در واقع انتخاب ولاسکو مهر تاییدی بود بر این نکته که فدراسیون هم از کسب مدال نقره ناراضی بود. به نظر می‌رسد تیم ما در کسب عنوان قهرمانی و انجام بازی در سطح بالا ناتوان بود و با ولاسکو  پله آخر موفقیت یعنی قهرمانی و انجام بازی در سطح بالا میسر شد.

من قبل از اعزام به بازی‌های آسیایی گوانگجو چندین بار مصاحبه کردم و گفتم تیم ما فینالیست خواهد بود و به عنوان کاپیتان تیم هیچ‌وقت قول قهرمانی ندادم، ضمن آن‌که اساسا هیچ مربی‌ای در دنیا نمی‌تواند قول قهرمانی بدهد. این توقع بیش از حدی بود که ما در فینال گوانگجو ژاپن را شکست دهیم؛ تیمی که خیلی کارنامه قوی‌تری از ما دارد و خیلی پیشتر از اینها قهرمان‌ آسیا شده بود. کارنامه خوب هم چیزی نیست که با یکی دوتا قهرمانی به دست بیاید. آنها سال‌های سال کار کرده‌اند تا به این سطح رسیده‌اند.  به نظر من پیروزی ژاپن مقابل ایران در گوانگجو یک اتفاق طبیعی بود. البته الان شاهد این هستیم که با حضور ولاسکو، دیگر سطح نگرش و  نگاه بازیکنان فراتر رفته است و دیگر می‌توانیم بازی فینال را که یک بازی متفاوت  است با پیروزی پشت سر بگذاریم.

‌‌‌بله، فینال جام ملت‌های آسیا در تهران با حضور پرشور تماشاگران در سالن 12 هزار نفری آزادی به یکی از شب‌های خاطره‌انگیز والیبال ایران تبدیل شد. درست مثل دیدارهای پیش از آن که تماشاگران از بازی‌های تیم ملی لذت بردند.

در جریان این مسابقات تماشاگران با حضور خود در سالن تهران  باعث دلگرمی ما بودند و به واقع حامی تیم بودند و باید همیشه ممنون آنها باشیم. همیشه گفتم و دوباره هم می‌گویم حضور این همه تماشاگر علاوه بر ایجاد رعب و وحشت در دل حریفان در تیم خودی هم استرس ایجاد می‌کند. تاثیر همین استرس را در گیم‌های اول بازی‌های حساس ‌دیدیم که ما نتیجه را واگذار می‌کردیم. اما در دیدار با چین وقتی گیم اول تمام شد، ما بزرگی ولاسکو را آنجا دیدیم که چگونه تیم را به آرامش رساند. ولاسکو با 2 تعویض خوب و به میدان فرستادن مهدوی و امیر غفورجوان بازی را به سود ایران برگرداند. او درباره آن دو تعویض خود حرف قشنگی زد: «اگر پس از آن دو تعویض تیم می‌باخت چه اتفاقی برای من می‌افتاد؟ خبرنگاران چه می‌گفتند؟ مردم چه می‌گفتند؟» اما چون ولاسکو یک مربی بزرگ است آن دو تعویض را انجام داد. در واقع تا آن موقع ندیده بودم یک مربی چنین ریسک بزرگی انجام دهد، اما او این کار را کرد.

با وجود این قهرمانی ارزشمند باز هم فضای مناسبی برای ولاسکو وجود نداشت و برخی سعی داشتند این قهرمانی را لوث جلوه دهند، این‌که ولاسکو شق‌القمر نکرده و به دلیل میزبانی به این توفیق دست یافته است.

 متاسفانه در ایران همیشه این فضا هست و وقتی یک تیم قهرمان می‌شود حرف‌هایی مثل این‌که حریفان با همه قدرت نیامده بودند، ایران میزبان بود و امثالهم می‌زنند. در حالی که این کمال بی‌انصافی بود و واقعا برای این مهم زحمات زیادی کشیده شده بود و هدف ما قبل از مسابقات مشخص بود. فکر می‌کنم آن فضا برمی‌گشت به دشمنی‌ها و آن کارهایی که همیشه در فضای ورزش ایران وجود داشته است.

‌‌‌اما درخشش تیم ملی در جام‌جهانی که به دنبال قهرمانی در جام ملت‌های آسیا به دست آمد، خط بطلانی بود بر انتقادهایی که متوجه سرمربی تیم بود.

همین‌طور است ما در جام‌جهانی ژاپن نشان دادیم که بهترین تیم آسیا هستیم و شایسته قهرمانی در جام ملت‌های آسیا بوده‌ایم، بنابراین همه آن ادعاها بی‌خود و بی‌جهت بود.

در کنار درخشش تیم ملی در جام‌جهانی که رضایت عمومی به دنبال داشت، یکی دو تا شکست تیم ازجمله باخت تیم مقابل چین تامل برانگیز بود. به نظر می‌رسید تیم اواخر مسابقات به لحاظ بدنی دچار افت می‌شد.

درست است، فکر می‌کنم اواخر تورنمنت به لحاظ بدنی تیم، کم آورده بود چون خیلی از بازی‌ها را 5 گیمه به پایان برده بودیم و فشار زیادی بر تیم وارد آمد. از طرفی فیاضی هم از ناحیه کتف مصدوم شد که این مسائل در کنار برگزاری بازی با چین، در روزهای پایانی جام‌جهانی مزید بر علت شد تا تیم با تمام خستگی مقابل چین قرار بگیرد، ضمن این‌که یک مقدار دست‌کم گرفتن چین باعث باخت ما شد. بی‌شک وقتی توانسته بودیم تیم‌های بزرگی چون صربستان، بلغارستان و آرژانتین را شکست دهیم، چین را دست‌کم گرفتیم و وقتی در حین بازی به خودمان آمدیم، دیگر دیر شده بود و کار از کار گذشته بود.

فکر نمی‌کنید پس از پایان جام‌جهانی و برگزاری فشرده لیگ، باز هم این مشکل خستگی، گریبان بازیکنان ملی‌پوش را برای دیدارهای انتخابی المپیک بگیرد.

لیگ همه جا فشرده برگزار می‌شود و فدراسیون هم چاره‌ای جز برگزاری لیگ به شکل فشرده نداشت، چون ما بازی‌های انتخابی المپیک را در پیش داشتیم، باید قبل از عید نوروز، لیگ به ایستگاه پایانی می‌رسید. ما تجربه آغاز دیرهنگام لیگ پس از بازی‌های 2010 گوانگجو و به طول انجامیدن آن فصل تا اردیبهشت سال بعد را داشتیم و فدراسیون ناگزیر بود لیگ امسال را به طور فشرده برگزار کند. البته این فشردگی بازی‌ها مشکلاتی چون مصدومیت بازیکنان را به دنبال داشت و تیم ملی هم لطمه آن را خورد، اما به هر حال چاره‌ای نبود و لیگ باید برگزار می‌شد.

‌‌‌البته یک نگرانی دیگر درباره لیگ وجود دارد و آن این‌که چون تا پیش از این تعاملی بین مربیان لیگی و کادر فنی تیم ملی وجود نداشت، حضور بازیکنان در باشگاه‌ها و تفاوت شیوه تمرینات آنها با تیم ملی یک دوگانگی به وجود بیاورد.

هر مربی سبک خاص خود را دارد و نمی‌شود بگوییم چون ولاسکو این گونه تمرین می‌دهد پس مربیان دیگر هم باید این طور تمرین بدهند، من فکر می‌کنم محاسن لیگ به همه معایب آن می‌چربد و ما لیگ خوبی را پشت سر گذاشتیم.

‌‌‌یعنی معتقدید این لیگ در کنار مباحث حرفه‌ای و درآمدهایی که برای بازیکنان دارد، در خدمت تیم ملی هم هست؟

در رشته والیبال همین طور است.به همین دلیل است که الان می‌بینید بهترین‌های لیگ در قالب 2 اردو در تیم‌های ملی «الف» و «ب» حضور دارند و همه بازیکنانی که شایستگی داشتند، به تیم ملی راه پیدا‌ کردند. بنابراین لیگ باعث پیشرفت تیم ملی شده است، درست مثل گذشته، چون لیگ والیبال منظم برگزار می‌شود.

در این لیگ شاهد پایان سلطه و قهرمانی‌های پیاپی پیکان بودیم و کاله آمل در نهایت بر سکوی قهرمانی ایستاد. خود شما به عنوان یکی از بازیکنان کاله در این رابطه چه ارزیابی دارید؟

باید بگویم بابت این وضعیتی که برای پیکان شکل گرفت، متاسفم. در واقع تغییر سیاست باشگاه پیکان و انحلال اولیه باعث شد من و امیرحسینی و مهدی بازارگرد و چند بازیکن دیگر قراردادمان را با پیکان فسخ کنیم. وقتی پیکان با رویکرد جدید برگشت، نتیجه آن را در پایان این مسابقات دید و با آن همه سابقه قهرمانی و افتخارآفرینی از راهیابی به فینال بازماند. گرچه به عنوان بازیکن کنونی کاله از قهرمانی تیمم خیلی خوشحالم، اما باید بگویم  پیکان شایسته چنین برخوردی نبود. چون همه ورزش ایران، پیکان را با والیبال آن می‌شناسند و مدیران این باشگاه باید پیکان را در حد قهرمانی ببینند و این تیم دوست داشتنی در حد و اندازه‌های خودش در لیگ ظاهر شود.

اما تعیین سقف قرارداد و کاهش هزینه‌ها، رویکردی که پیکان امسال در پیش گرفت، این رویکرد هم می‌تواند حق طبیعی هر باشگاهی باشد.

  نمی‌‌شود با پیشرفت والیبال مقابله کرد. مدیران باشگاه‌ها باید بدانند والیبال ایران به سمت و سوی جهانی‌شدن پیش می‌رود. وقتی در لیگ کشورهای دیگر همچون ژاپن سرمایه‌گذاری بزرگی در لیگ می‌کنند و ما توقع داریم این تیم را شکست دهیم، باید مثل آن در لیگ سرمایه‌گذاری کنیم. همین‌طور در لیگ ترکیه و حتی کشورهای عربی سرمایه‌گذاری زیادی می‌شود و ما هم باید  چنین نگاهی به لیگ داشته باشیم و اگر پول خوب به بازیکنان خوبمان پرداخت نکنیم، آنها به لیگ‌های دیگر کوچ می‌کنند و لیگ خودمان از سکه می‌افتد. این سقف والیبالی که پیکانی‌ها مطرح‌کردند، می‌تواند حتی به ضرر تیم ملی والیبال تمام شود. به هر حال با این وضعیت و وفور بازیکنان خوب در تیم‌های مختلف، دیگر  پیکان نمی‌تواند مثل10 سال پیش براحتی قهرمان شود و این باشگاه و سایپا برای قهرمانی باید سرمایه‌گذاری بیشتری صورت دهند.

‌‌‌به لحاظ پشتوانه‌سازی چطور، این لیگ در خدمت منافع والیبال است؟

بله همین طور است، اگر نگاهی به فهرست نفرات تیم ملی ب داشته باشید، به این موضوع پی می‌برید.

‌‌‌انتقادی که ولاسکو متوجه لیگ کرده بود، عدم حضور بازیکنان خوب خارجی در لیگ ایران است که سطح کیفی رقابت‌ها را کاهش داده است.

 ولاسکو کاملا درست می‌گوید. بازیکنان خارجی که جذب لیگ می‌شوند، باید بهتر از بازیکنان خودمان باشند. متاسفانه به دلیل ارزان بودن بازیکنان خارجی فعلی و عضویت آنها در باشگاه‌ها، برخی بازیکنان خوب ایرانی که حقشان حضور در لیگ برتر است، در لیگ دسته یک بازی می‌کنند. این در حالی است که  یکی از باشگاه‌های ترکیه نیکوویچ پشت خط‌زن تیم ملی صربستان را با قیمت خیلی بالا جذب می‌کند و به خاطر این کارها کیفیت لیگ ترکیه بالا می‌رود و لیگ‌شان در سطح دنیا دارای اعتبار می‌شود. در سوی مقابل بازیکنان خارجی که به ایران می‌آیند یا از کار افتاده هستند یا آنقدر ارزان‌قیمت که مدیران باشگاه‌ها به همین دلیل سراغشان می‌روند.

‌‌‌از لیگ که بگذریم، مهم‌ترین رویداد پیش روی والیبال ایران رقابت‌های انتخابی المپیک لندن است. بازی‌های سرنوشت‌سازی که از 11 تا 23 خرداد با حضور تیم‌های ایران، ژاپن، کره جنوبی، چین، استرالیا و 3 تیم از قاره‌های دیگر در ژاپن برگزار می‌شود. در فاصله حدود 2 ماه مانده به آغاز این بازی‌ها همه توقعات متوجه والیبال است، چرا که کل ورزش ایران تاکنون تنها 40 سهمیه ورودی کسب کرده و نسبت به دوره گذشته این بازی‌ها به لحاظ کمی با افت مواجه است. شرایط تیم ملی والیبال چگونه است و در این شرایط آیا همسان با انتظارها از تیم ملی والیبال حمایت شده است؟

در حال حاضر در اردوی تدارکاتی برای این بازی‌ها به سر می‌بریم و چون توقعات مردم از این رشته بحق بالاست، ما باید این توقعات را برآورده کنیم. طرفداران بیشمار والیبال و مردمی که عاشقانه این ورزش را دوست دارند، زیاد هستند و ما برای جلب رضایت آنها از هیچ تلاشی فروگذار نخواهیم کرد. حقیقت این است که حمایت‌های لازمی که باید از والیبال صورت گیرد، وجود ندارد. تنها یک زمین تمرین داریم برای این همه بازیکن، البته با کار خوب فدراسیون اردوی یک تیم در هتل المپیک مستقر است. ما توقع زیادی نداریم و انتظار داریم مسوولان کمیته ملی المپیک در سالن تمرینات حضور یابند و مسائل و مشکلات را دیده و آنها را برطرف کنند. با توجه به ناکامی فوتبال و بسکتبال در راهیابی به المپیک، صعود والیبال به سود کل ورزش خواهد بود. امروز بازیکنان در سکوت تمرین می‌کنند و حقوق ناچیزی نیز به آنان پرداخت می‌شود که آن هم تنها خاص اردوهایی است که تحت پوشش کمیته ملی المپیک برگزار می‌شود. این در حالی است که در رشته‌های دیگر ورزشکاران بابت حضور در تمرینات تیم ملی حقوق دریافت می‌کنند. گرچه پاداش قهرمانی جام ملت‌های آسیا را که یک دستگاه خودرو بود، گرفتیم، اما به نظر من، آن پاداش هم در حد زحمات اعضای تیم نبود و امیدوارم این وضعیت تغییر کند.

‌‌‌حریفان تیم ملی را چطور ارزیابی می‌کنید، آیا راه صعود هموار است؟

 کار خیلی سختی در پیش داریم. همه تیم‌ها خوب هستند و همه برای المپیکی شدن، به این مسابقات گام می‌گذارند. از طرفی چون تنها بهترین تیم آسیایی و بهترین تیم غیرآسیایی این رقابت‌ها المپیکی می‌شوند، با توجه به میزبانی ژاپن و اقداماتی که آنها برای موفقیت خود انجام می‌دهند، سختی کار دوچندان شده است. از طرفی یادمان نرفته است که در مسیر رسیدن به المپیک 2004 تنها به خاطر یک باخت از راهیابی به آتن ناکام ماندیم. بنابراین کار خیلی سخت و رقابت‌ها میلی‌متری خواهد بود. امیدوارم این شیوه انتخابی تغییر کرده و از دوره بعد قهرمان جام ملت‌های آسیا به المپیک راه پیدا کند.

‌‌‌بازی‌های درخشان تیم ملی در جام‌جهانی، علاوه بر این‌که سطح انتظارها را از والیبال بالا برده، باید به طور طبیعی باعث خودباوری تیم شده باشد، لذا از  نظر روحی هم  نباید کار سختی برای المپیکی شدن داشته باشیم.

 این درست که اعتماد به نفس تیم بالاست و این یک نقطه قوت محسوب می‌شود، اما از طرفی می‌تواند یک تهدید هم برای تیم باشد، چرا که اعتماد به نفس بالا، می‌تواند منجر به دست‌کم گرفتن حریفان شود. در شرایطی که ترس از حریفان بی‌معناست، نباید خود را از پیش برنده هم بدانیم. واقعیت این است که تیم ما همیشه در ایران خود را نشان داده است، نه مثل تیم‌های دیگر تدارک داشته و  نه حمایتی از آن شده است. این تیم ملی نیز حاصل زحمت فدراسیون، مربیان و بازیکنان است نه مسوول دیگری. به هر حال روی صحبتم با بازیکنان است و باید بدانیم اگر زحماتی را که قبلا کشیدیم، الان نکشیم، در همین مسابقات انتخابی المپیک، ژاپن و چین ما را شکست خواهند داد. یعنی اگر در باد آن پیروزی‌ها بخوابیم، به جایی نخواهیم رسید. ما چین و ژاپن را با اختلاف 2 امتیاز شکست داده‌ایم و اغلب بازی‌هایمان 5 گیمه است، پس فاصله ما میلی‌متری است و باید حواسمان را جمع کنیم.

‌‌‌یک نوع نگرانی در شما مشاهده می‌شود؟

 نه این نگرانی نیست. ما تیم خوبی داریم، این حرف را می‌زنم که حواس بازیکنان جمع باشد تا داستان شکست مقابل چین در جام‌جهانی برایمان تکرار نشود.

نقطه قوت اصلی این تیم چیست؟

 این بهترین تیمی است که من تا به حال دیده‌ام. بهترین خصوصیت آن بی‌حاشیه بودن و یکدل بودن است و همه با هم دوست هستند. در کنار مسائل فنی و تاکتیکی مهم‌ترین مساله در فرهنگ ورزشی ما، رفاقت و یکدلی است که در این تیم  وجود دارد و به شخصه امیدوارم با این روند به هدف بزرگمان برسیم. مسوولان هم باید حمایت کنند تا تیم المپیکی بشود، نه این‌که تا زمان رقابت‌های انتخابی خبری از آنها نباشد و بعد برای گرفتن عکس یادگاری کنار تیم بیایند که موفقیت را به خود نسبت بدهند. مسوولان ورزش در شرایط حاضر نباید ما را تنها بگذارند.

‌‌‌اشاره داشتید به عدم حمایت وزارت ورزش و کمیته المپیک، خود مجموعه والیبال چطور، آیا پشت این تیم قرار دارند و یکدل برای موفقیت آن تلاش می‌کنند یا وضعیت همچون پیش از جام ملت‌های آسیاست؟

 نه خوشبختانه آن وضعیت از بین رفته است، الان  فضایی شکل گرفته که همه یک هدف را دنبال می‌کنند. اکنون مربیان در دوره آموزشی ولاسکو شرکت دارند و همه خانواده والیبال در جهت موفقیت تیم گام بر می‌دارند. شاید تعداد خیلی کمی هنوز حرف خود را بزنند، اما آنقدر کم هستند که در دل این هدف بزرگ هضم می‌شوند.

‌‌‌علاوه بر المپیک، والیبال ایران یک هدف بزرگ دیگر را هم دنبال می‌کند، راهیابی به لیگ جهانی که در 2 سال گذشته با پذیرش شکست مقابل مصر و چین از راهیابی به آن بازماند. این هدف چطور قابل دسترس است؟

با این ساز و کاری که فدراسیون جهانی دارد، فکر نکنم بتوانیم موفق شویم. می‌گویم تک بازی در چین یا 2 بازی در مصر، دیگر چه شیوه مسابقه انتخابی است؟ این شیوه چیزی جز پایمال‌کردن حق والیبال ایران نیست و فکر می‌کنم اگر در مسابقات شرکت نکنیم خیلی بهتر است چون این شرایط تنها یک مانور تبلیغاتی است. فدراسیون جهانی دوست ندارد تیم ایران به لیگ جهانی برود شاید از بعد تبلیغاتی آن می‌ترسد.

چه راه‌حلی پیشنهاد می‌کنید؟

 باید بازی به صورت رفت و برگشت باشد. فدراسیون والیبال باید در این زمینه بیشتر بکوشد و اعلام کند اگر بازی به صورت رفت و برگشت برگزار نشود، شرکت نمی‌کنیم. متاسفانه در این زمینه چین و ژاپن از ما خیلی قوی‌ترند و ما هم باید تمهیدی در این رابطه بیندیشیم و خودمان را تقویت کنیم، چرا که نفس حضور در لیگ جهانی می‌تواند پیشرفت والیبال ما را به دنبال داشته باشد.

علیرضا نادی در یک نگاه

کاپیتان تیم ملی والیبال 11شهریور 1359در تهران دیده به جهان گشود.  پدرش نقاش چوب بود و مادرش خانه‌دار و یکی از مشوق‌های اصلی او در پرداختن به ورزش قهرمانی بوده‌اند.  2 برادر و 4 خواهر دارد که در این میان برادرانش او را در میادین والیبال همراهی می‌کنند.

‌‌‌نادی والیبال را از مدرسه شهید رجایی تهران در مجیدیه جنوبی آغاز کرد و در سال 74 به عضویت این مدرسه درآمد، علیرضا خوشرویی و جعفر هوتهم اولین مربیان او بودند.

سال 76 توانست به عضویت تیم نوجوانان درآمد و سال 1998 با تیم نوجوانان در تهران قهرمان آسیا شد.

‌‌‌در تیم‌های باشگاهی سایپا، پیکان، صنام، داماش و کاله عضویت داشته است.

‌‌‌ اولین قراردادش را با تیم همای تهران امضا کرد، با مبلغ 50 هزار تومان برای یک سال، با این پول یک جفت کتانی سفید برای خودش خرید.

‌‌‌کاپیتان تیم ملی والیبال که 2 متر قد دارد، علاوه بر افتخارات متعدد باشگاهی و در تیم‌های رده سنی نوجوانان و جوانان، مدال طلای بازی‌های کشورهای اسلامی در سال 2005، برنز جام ملت‌های آسیا در سال 2003، نقره جام‌ملت‌های آسیا در سال 2009، طلای جام‌ملت‌های آسیا در سال 2011 و نقره بازی‌های آسیایی گوانگجو در سال 2010  را به همراه تیم ملی کسب کرده است و همراه این تیم به افتخار حضور در جام‌جهانی والیبال دست یافت.

امید توفیقی / گروه ورزش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها