پس از آن که تومونوبو ایتاگاکی به دلیل اختلاف با تکمو بر سر پرداخت نشدن پاداشش، راه خود را از کمپانی جدا کرد، هواداران سری مضطربانه در انتظار بودند تا ببینند چه به سر فرنچایز عزیزشان میآید. اعلام عرضه نسخه سوم خیلیها را مشتاق کرد، اما نینجا گایدن تازه، اصلا آن چیزی نیست که از قسمتهای قبلی دیدهایم. آن اکشن پر زد و خورد و بیمانند تبدیل به یک بازی آرکید بیش از حد شستهرفته شده که در نهایت میتواند با عناوینی مثل «تیغ نینجا» رقابت کند. سری نینجا گایدن هیچوقت به خاطر داستان معروف نبوده است. این قسمت سعی دارد با تمرکز بیشتر روی داستان، کاستیهای گذشته را جبران کند. نتیجه یک ماجرای سطحی و مملو از کلیشه است که حتی یک حرکت را به درستی انجام نمیدهد. کارگردان بازی در جایی گفته بود میخواهد به خشونت NG معنا ببخشد. البته میتوانید معنا بخشیدن را در همان ابتدای بازی ببینید که بازیکن مجبور است یک سرباز در حال التماس را به دست خود بکشد (هیچ گزینه دیگری وجود ندارد!) حداقل میشد این صحنه را به صورت یک میانپرده به تصویر کشید. از این قبیل صحنهها در بازی زیاد است که نویسنده را به فکر وامیدارد «بر سر DOA5 چه خواهد آمد؟!»
ریو بارها در طول بازی دچار دست درد شدید میشود و به کندی حرکت میکند.
در این فضاها باید با بدبختی ریو را حرکت دهید و با بدبختی مضاعف دشمنان را پیدا کنید تا آنها را بکشید و با بدبختی فزایندهای به مسیر ادامه دهید! سکانسهای دیگری نیز مانند صحنههای ارتباط رادیویی ابزار جنگ، ریو را در حالت قدم زدن قرار میدهد. به اینها سکانس روستای ریو و حدود 10 دقیقه وقت تلفشده در آن را اضافه کنید. قسمتهای زیادی نیز به عنوان بالارفتن از دیوار به کمک کونایها (تیغهای مخصوص نینجا) یا آویزان شدن از طناب به بازی اضافه شده است. صحنههایی که سعی در تقلید از نمونههای مشابه خدای جنگ داشتهاست؛ اما نه دوربین آن را دارند، نه سرعت آن و نه کنترل دقیق آن را! نتیجه کار یک بلبشوی باورنکردنی از آب درآمده که عرق سرد برتن طرفداران مینشاند. تیر سازندگان در تبدیل هیولاترین عنوان اکشن رزمی دهه گذشته به یک تجربه سینمایی و خیرهکننده به سنگ خورده است. البته در این میان یک نکته کاملا مثبت هم دیده میشود. میتوانید برخلاف گذشته در ابتدای بالا آمدن دیسک، فیلم معرفی تیم نینجا را با زدن یک دکمه رد کنید!
خارج از شوخی، سیستم تیراندازی نسبت به قسمتهای قبل بهبود قابل قبولی داشته است و شمشیرزنیها مانند گذشته با انیمیشنی مثالزدنی انجام میشود، اما برخلاف NG2 که حدود 10 سلاح و بالای 500 کمبو را در اختیار بازیکن قرار میداد، این بار بازی فقط یک شمشیر و یک نینپو ارائه میکند! رقمی که برای چنین عنوانی یک پسرفت افتضاح تلقی میشود. بیشتر انیمیشنها نیز از همان نسخه بعدی کپی شده است. سختی بازی نیز بشدت کاهش یافته و میتوانید براحتی بازی را در حالت نرمال تمام کنید، اما سینمایی شدن بشدت خام بازی، نهتنها پشت داستان و روایت را به خاک مالیده است، بلکه باعث شده گیمپلی نیز کاملا رنگ و بوی گذشته را از دست بدهد. این که در میانه مبارزات ناگهان با یک دکمه خاص روبهرو شده و مجبور به زدن آن باشید، خیلی زود برایتان عادی خواهد شد. QTEهای مابین میانپردهها نیز فراوان جو بازی را تحتالشعاع قرار میدهد. رئیسهای بازی نیز در کنار حضور مکرر و غیرموجه یکی از آنها (از بابت گیمپلی) چندان چنگی به دل نمیزند. در هر حال، هر طور که بخواهیم بازی را نگاه کنیم (چه بیطرفانه و چه از دید یک طرفدار) NG3 بازی افتضاحی است که یادگارهای خوب به آن ارزش بازیکردن میدهد. اگر طرفدار این سری هستید، اصلا آن را به شما پیشنهاد نمیکنم و فقط محض باخبر بودن از اوضاع، بد نیست آن را تجربه کنید. اگر هم تازهوارد هستید، از بازی لذت ببرید.