هنوز مزه تعطیلات عید زیرزبانمان است که دوباره سر و کله یک پنجشنبه و جمعه دیگر و یک تعطیلی آخر هفته دیگر از راه رسیده است.
در آخرین روز از تعطیلات هر ساله نوروز طبق عادت و رسمی کهن بار و بندیلمان را جمع میکنیم و هر آنچه داریم و نداریم با خودمان برمیداریم و به سفری یک روزه یا حتی نصف روزه میرویم.
خصلت این طبیعتگردی و بیرون رفتن از فضای خانه، صمیمیت و سادگی و پرهیز از تجملگرایی است. خصلت و خصوصیت این روز این است که همه ـ هرکس به فراخور حال خود ـ شادمان است و بدون توجه به آن که دیگری چه دارد و چه ندارد روزی را با خانواده و عزیزان خود سپری میکند. سوال این است که چرا نباید یک آیین مناسب را که موجب نشاط و رفع خستگی است، تداوم نداد.
سوال این است که آیا نمیتوان تمام پنجشنبهها و جمعههای تعطیل را خانوادگی و همراه با جمع عزیزان بویژه و حداقل در ماههای نخستین سال یعنی فصل بهار که دشت و دمن مهیای پذیرایی بیپیرایه از ماست برای یک روز و یک نصف روز در طبیعت گذراند.
چرا نباید و چرا نمیتوان پایهگذار یک سنت حسنه بود و با نگاهی به آنچه هنوز حالو هوایش در سر ماست یعنی سیزده به در همان گونه ساده و بدون آلایش و بدون طمطراقهای معمول مهمانیهای خانگی، آخر هفتهها را با خانواده در دل طبیعت بود؟
حالا که سفرهای بینشهری و ایرانگردی شاید برای خیلی از ما پرهزینه است و شاید وقت و فرصت آن نیز همواره مهیا نیست چرا نمیتوان با هزینهای اندک و وسایل و تدارکی نه چندان زیاد، سنت طبیعتگردی و به حاشیه طبیعی و سرسبز شهرها و روستاها رفتن را پایه گذاشت و اجازه نداد که روزهای سبز و بانشاط بهار بیاید و برود و ما سهمی از نشاط آن در طبیعت بکر و سبز نبریم.
رفتن به دل کوه و دشت و دمن در فرصت پیش رو یعنی بهار طبیعت، کاری است که شاید جوانان و نوجوانان ـ فارغ از خانواده ـ بیشتر به آن میپردازند، اما چرا نباید با این سنت و این رفتار کمهزینه، خانوادگی رفتار کنیم.
آیا بهتر نیست همین ابتدای سال عزممان را جزم کنیم و به جای خانهنشینی دست کودکان و عزیزانمان را بگیریم و حداقل برای چند ساعتی و حتی شده با یک ساندویچ ساده نان و پنیر و چای داغ و اندکی تنقلات در فرصتهایی مانند تعطیلی آخر هفته، مهمان طبیعت ـ البته مهمان تمیز و محترم طبیعت و محیط زیست ـ باشیم. خانه نشستن در بهار طبیعت رسم و عادت خوبی نیست. حرکت کنیم.
صولت فروتن - جامجم