کسب تنها 11 مدال طلا، 15 نقره و 22 برنز و مجموع 48 مدال، ره آورد ورزش ما از 14 بار حضور در این بازیها در شرایطی بوده که بار اصلی مدالآوری بر دوش سه رشته کشتی، وزنهبرداری و تکواندو بوده است.
تازه شانس با ما یار بوده که این رشته آخری به صورت رسمی در بازیهای المپیک پذیرفته شد تا از سیدنی 2000 تاکنون، چهار مدال از این تعداد مدال، شامل دو طلا و دو برنز نیز سهم این رشته رزمی از حضور در سیدنی، آتن و پکن باشد.
به هر صورت و در شرایطی که همچنان ورزش ایران در زمینه مدالآوری روی مدالهای سه رشته مورد اشاره در بازیهای المپیک لندن حساب میکند، تلاش کردهایم با مرور خاطرات قهرمانان و پیشکسوتان افتخارآفرین ورزش ایران، پیوندی ایجاد کنیم بین بازیهای المپیک 1948 لندن بهعنوان اولین میدان حضور ورزش ایران در این عرصه و بازیهای پیشروی المپیک 2012 لندن که خواندنش خالی از لطف نیست.
علی میرزایی : آقا تختی گفت بگو اِگ
پانزدهمین دوره 1952:
هلسینکی (فنلاند)تعداد ورزشکاران ایران:
22 نفر، کشتی آزاد (8) وزنهبرداری (7) مشتزنی (6) دوومیدانی (1)نتیجه:
ایران با 3 مدال نقره غلامرضا تختی و ناصر گیوه چی (کشتی) محمود نامجو (وزنهبرداری) و 4 مدال برنز محمود ملاقاسمی، جهانبخت توفیق، عبدالله مجتبوی (کشتی) و علی میرزایی (وزنهبرداری) در رده سیام جای گرفت.علی میرزایی به دنبال مدال برنز مرحوم سلمان سلماسی در المپیک لندن، دومین وزنهبرداری بود که به مدال برنز در عرصه این بازیها رسید.
این پیشکسوت که طی این سالها کمتر نامی از وی به میان آمده است، راجع به حال و هوای آن بازیها میگوید: ابتدا لازم است بگویم که شرایط آن روزهای ورزش ایران با امروز قابل مقایسه نیست. ما در آن روزها در شرایطی به ورزش میپرداختیم که نه خبری از امکانات امروز بود و نه پول. ضمن آن که ما بدون مربی در المپیک حاضر شدیم و بهترین غذایی که در اردوهای نصفه و نیمه به ما میدادند قورمه سبزی بود. در آن زمان کسب مدال در وزنهبرداری سختی بسیاری داشت، چرا که حرکت دشوار پرس سینه هم در برنامه مسابقات قرار داشت و این کار را به مراتب دشوارتر میکرد. خود من به لطف اول شدن در حرکت پرس سینه به مدال برنز مجموع سه حرکت دست یافتم تا کسب اولین مدال کاروان ورزش ایران بدجوری زیر دندانم مزه کند. یکی از خاطراتم از این بازیها برمیگردد به حضور در سلفسرویس بازیها که طی آن یکی از کشتیگیران چون زبان انگلیسی بلد نبود وقتی دلش هوس تخممرغ میکرد جلوی چشم خارجیها روی زمین مینشست و به مزاح صدای مرغ در میآورد؛ کاری که باعث خنده نه تنها خارجیها بلکه خود ما هم میشد تا اینکه یک روز شادروان تختی به هم تیمی خود متذکر شد؛ بگو اِگ و درست نیست این ادا و اطوارها را در بیاوری!»
برق اولین مدال طلا در اردوی ایران
شانزدهمین دوره1956:
ملبورن (استرالیا)تعداد ورزشکاران ایران:
17 تن، کشتی آزاد (8) وزنهبرداری (7) دوومیدانی (2)نتیجه:
ایران با 2 طلای امامعلی حبیبی و غلامرضا تختی ، 2 نقره محمدعلی خجستهپور و مهدی یعقوبی (کشتی) و یک برنز محمود نامجو (وزنهبرداری) در ردهبندی نهایی، چهاردهم شد.امامعلی حبیبی ملقب به ببر مازندران با درخشش بینظیر خود در المپیک ملبورن موفق به کسب اولین مدال طلای ورزش ایران از این بازیها شد تا به دنبال او مرحوم غلامرضا تختی نیز صاحب مدال طلا شود.
با دو طلای حبیبی و تختی و با احتساب 2 نقره و یک برنز دیگر، ایران در رده چهاردهم جدول مدالی بازیها نشست که این عنوان تا به امروز بهترین عنوان کسب شده برای ورزش ایران باشد. حبیبی دفتر خاطرات خود را از آن سالها این گونه ورق میزند: هیچ وقت المپیک ملبورن را فراموش نمیکنم، چون برای رسیدن به آن زجر کشیدم. واقعیت این است که مسوولان وقت ورزش هیچ دلشان نمیخواست من صاحب دوبنده تیم ملی شوم، اما وقتی در ورزشگاه سالار تهران همه حریفانم را یکی پس از دیگری ضربه فنی کردم، آخر سر مرحوم توفیق جهانبخت قهرمان وقت جهان را مقابلم قرار دادند، با این امید که من را شکست دهد. جالب اینکه وقتی گوینده سالن با کُلی آب و تاب نام جهانبخت توفیق را اعلام کرد خیلی آرام و بیاحساس گفت: حبیبی از شاهی (نام وقت قائم شهر). به هر حال در آن مبارزه ظرف یک دقیقه و 30 ثانیه حریفم را ضربه فنی کردم، اما بعد از رقابتها باز هم رئیس وقت تربیت بدنی گفت: باید دوباره انتخابی بگذاریم، من هم گفتم هرجا بگویید کشتی میگیرم. البته دیگر انتخابی نگذاشتند و من به عضویت تیم ملی درآمدم. خوشبختانه در ملبورن اوضاع بهتر شد، هرچند با خواست استاد بلور سرمربی وقت تیم ملی مجبور شدم 7 کیلو وزن کم کرده و در وزن چهارم روی تشک بروم، اما در شرایطی که هیچ کس انتظار نداشت مدال بگیرم، با شکست همه حریفان صاحب مدال طلا شدم تا ضمن آن که بهترین خاطره عمر ورزشیام شکل گرفت پاسخی قاطع به بیمهریها داده باشم.»
علی اکبر حیدری:اتحاد، کمر تیم را شکست
هجدهمین دوره 1964:
توکیوتعداد ورزشکاران ایران:
58 نفر، دوومیدانی (8) دوچرخه سواری (4) مشتزنی (1) شنا (1) شیرجه (1) ژیمناستیک (2) فوتبال (18) تیراندازی (4) کشتی آزاد (7) کشتی فرنگی (5) شمشیربازی (4)نتیجه:
ایران با 2 برنز اکبر حیدری و محمدعلی صنعتکاران (کشتی) در ردهبندی نهایی، سی و پنجم شد.علیاکبر حیدری، کشتیگیر ریز نقشی که با تکنیک ناب ایرانی پشت قهرمانان زیادی را به خاک رساند، شیرینترین و تلخترین خاطراتش در المپیک توکیو رقم خورده است؛ بازیهایی که به اعتقاد او اتحاد و همبستگی کمر تیم را شکست.
او در این باره چنین توضیح میدهد: در حالی که یک تیم فوقالعاده قدرتمند داشتیم و خیلیها بر این باور بودند که نتیجه درخشانی کسب خواهیم کرد، اما به دلیل یکدل بودن تیم و اینکه در برد و باختهای همدیگر به معنی واقعی کلمه شریک میشدیم، پیشبینیهایمان نقش بر آب شد، چون وقتی جهان پهلوان تختی به احمد آئیک ترک باخت؛ روحیه همه ما فرو ریخت.
حیدری در زمینه علت باخت مرحوم تختی چنین میگوید: ما به اتفاق اعضای تیم رفته بودیم آکیاوارا جایی که مرکز لوازم صوتی و تصویری بود و تختی میخواست برای ماشین خود یک تلویزیون کوچک بخرد. در همان حین تختی گفت بگذارید کشتی مدوید روس و آئیک ترک را ببینیم، وقتی مدوید برنده شد، تختی با خوشحالی گفت با شکست دادن آئیک و مساوی با مدوید قهرمان میشوم، اما در عین ناباوری وقتی تختی مقابل آئیک به آب و آتش زد در یک غافلگیری خاک شد و کشتی را باخت. تختی مقابل حریف بلغاری هم مساوی شد تا نتواند مدال برنز هم بگیرد؛ اتفاقی که روحیه همه ما را تخریب کرد.
نصیری و آرزوهای از دست رفته
نوزدهمین دوره 1968:
مکزیکوتعداد ورزشکاران ایران:
14 نفر، دوومیدانی (1) وزنهبرداری (4) کشتی آزاد (8) کشتی فرنگی (1)نتیجه:
ایران با کسب 2 مدال طلا توسط محمد نصیری در وزنهبرداری و عبدالله موحد در کشتی، یک نقره پرویز جلایر در وزنهبرداری و 2 برنز شمسالدین سیدعباسی و ابوطالب طالبی در کشتی در ردهبندی نهایی، نوزدهم شد.وزنهبرداری ایران هم سرانجام در این المپیک به بالاترین افتخار دست یافت، کسب مدال طلا توسط جوان ریز جثهای به نام محمد نصیری؛ کسی که پس از کسب این مدال بارها برای ایران افتخارآفرین شد.
نصیری خاطرات المپیکی خود را چنین ورق میزند: آمال هر ورزشکاری در دنیا کسب طلای المپیک است و طبیعی است که من هم هیچ وقت آن لحظه را فراموش نمیکنم. اردوی ما قبل از المپیک در آبعلی برپا شد تا از نظر تطابق شرایط آب و هوایی با مکزیکو، شرایط مشابهی را تجربه کنیم. صمیمیت و یکدلیای که بین ورزشکاران در این اردو ایجاد شد در طول بازیها هم ادامه داشت. ما در همه مسابقهها ورزشکاران ایران را تنها نمیگذاشتیم و با تمام وجود در شکست و پیروزیها کنار هم بودیم، فکر نکنم آن روزها دیگر در ورزش ما تکرار شود.
اقدام شجاعانه باغبانان فلسطینی
بیستمین دوره 1972:
مونیختعداد ورزشکاران ایران:
51 نفر، کشتی آزاد (10) مشتزنی (5) فوتبال (19) کشتیفرنگی (5) دوچرخهسواری (4) وزنهبرداری (3) دوومیدانی (3) شمشیربازی (2)نتیجه:
ایران با 2 مدال نقره از سوی رحیم علیآبادی و محمد نصیری و یک برنز ابراهیم جوادی در رده بیست و هشتم جای گرفت. در طول تاریخ کشتیفرنگی ایران تنها یک نفر موفق به کسب مدال در المپیک شده است، او کسی نیست جز رحیم علیآبادی.مدالی که در شرایط خاص و با خاطرهای منحصر به فرد کسب شده است. علیآبادی درباره بازیهای مونیخ میگوید: کمپ اسکان ما در مونیخ، کنار کمپ ورزشکاران رژیم صهیونیستی بود، یعنی درست جایی که باغبانان فلسطینی در آنجا کار میکردند و ماهها برای شروع المپیک برنامهریزی کرده بودند.
یک روز صبح بلوایی در کمپ ورزشکاران برپا شد و وقتی پرسوجو کردیم متوجه شدیم فلسطینیها ورزشکاران اسرائیلی را که شامل وزنهبرداران و قایقرانان بودند گروگان گرفتهاند تا به این ترتیب به سیاستهای جنایتکارانه اسرائیلیها در سرزمینهای اشغالی اعتراض کنند. اتفاقی که باعث قطعی برق کمپ تیراندازی و در نهایت رسیدن یک هلیکوپتر برای فرار اسرائیلیها شد. در جریان این تیراندازی چند نفر از اسرائیلیها کشته شدند.
این اتفاق باعث تعطیلی چندروزه بازیها شد و خوب به یاد دارم شبی که قرار بود فردای آن روی تشک بروم اجازه تردد به هیچ ورزشکاری داده نمیشد. من با کلی بدبختی یک جعبه پسته را به مسوول سونای کمپ دادم تا اجازه دهد برای وزن کم کردن از سونا استفاده کنم. من که از قبل 3.5 کیلو وزن کم کرده بودم آن شب تا صبح در سونا ماندم و 3.5 کیلوی دیگر کم کردم تا سر وزن قانونی برسم. خوشبختانه در نهایت موفق به کسب مدال شدم و هیچ گاه این خاطره را فراموش نمیکنم.
برزگر:حریف دختر ژیمناست 15 ساله هم نشدیم
بیست و یکمین دوره 1976:
مونترال (کانادا)تعداد ورزشکاران ایران:
88 نفر، فوتبال (19) تیراندازی (4) شمشیربازی (13) مشتزنی (6) دوچرخهسواری (7) وزنهبرداری (7) واترپلو (11) دوومیدانی (4) کشتی آزاد (10) کشتی فرنگی (7)نتیجه:
ایران با کسب مدال نقره منصور برزگر و برنز محمد نصیری در رده بندی نهایی، سی و سوم شد.منصور برزگر که در قامت سرمربی تیم ملی و عضو تیم ملی کشتی آزاد تجربه حضور در هفت دوره بازیهای المپیک را دارد، راجع به این بازیها میگوید: متاسفانه بسیاری از اعضای کاروان ایران در این المپیک برای گردش و تفریح آمده بودند، در نتیجه در یک وضعیت روحی و جسمی نامناسب نتیجه ضعیفی برای ورزش ایران رقم خورد. طوری که در کل کاروان ورزش ایران من مدال نقره گرفتم و محمد نصیری در وزنهبرداری مدال برنز. جالب اینکه در همان سال یک دختر 15 ساله ژیمناست رومانیایی به نام نادیا کومانچی به تنهایی 3 طلا، یک نقره و یک برنز کسب کرد و کاروان ایران که حدود 110 نفر بودیم همان دو مدال را گرفت. این باعث شد همه به ما بگویند با 110 ورزشکار حریف یک دختر 15 ساله نشدید!
عسگری محمدیان: داشتم خفه میشدم
بیست و چهارمین دوره 1988:
سئولتعداد ورزشکاران ایران:
27 نفر، کشتی آزاد(8)، کشتی فرنگی (7)، دوچرخهسواری(7)، دوی ماراتن(1) تکواندو (غیررسمی ـ 4)نتیجه:
کاروان ایران با کسب یک مدال نقره توسط عسگری محمدیان همراه با کشورهای کاستاریکا، شیلی، سنگال، جزایر ویرجین، جزایر آنتیل، پرو و اندونزی در رده سیوششم قرار گرفت.در کنار پرچمداری در مراسم رژه بازیهای المپیک که برای هر ورزشکار افتخار بزرگی محسوب میشود، مشارکت در مراسم حمل مشعل بازیها نیزافتخاری قابل توجه است.
عسگری محمدیان، کشتیگیر کشورمان در سئول به این افتخار نایل آمد و در دهکده بازیها مشعل المپیک را حمل کرد. اتفاقی که در کنار کسب تک مدال کاروان ورزش ایران در این رقابتها برای همیشه در ذهن این قهرمان نامدار مازندرانی نقش بسته است. از انتخابم به عنوان یکی از ورزشکارانی که باید مشعل را حمل کند، غافلگیر شدم، چون توقع نداشتم این مهم را به یک کشتیگیر بسپارند. با این همه در مسافت 100 متری حمل مشعل به خاطر گازی که از مشعل متصاعد میشد، احساس خفگی به من دست داد. واقعا ترسیده بودم مشعل از دستم بیفتد، اما به هر ترتیبی بود بعد از طی مسافت 100 متری مشعل را به لینینگ، ژیمناست معروف چینی سپردم و از آن قضیه جان سالم به در بردم.
عباس جدیدی: طلایم رادزدیدند
بیست و ششمین دوره 1996:
آتلانتاتعداد ورزشکاران ایران:
19 نفر، کشتی آزاد(9)، کشتی فرنگی(1)، مشتزنی(4)، تیراندازی زنان(1)، شنا(1)، دوومیدانی(1)، وزنهبرداری(1)نتیجه:
تیم ایران با کسب یک مدال طلا، یک نقره و یک برنز به ترتیب از سوی رسول خادم، عباس جدیدی و امیر رضا خادم در مکان چهلوسوم جای گرفت.جدیدی یکی از کشتیگیرانی است که به گواه کارشناسان به حق واقعی خود یعنی طلای المپیک دست پیدا نکرد. او در فینال آتلانتا با صحنه گردانی باسکول، داور مغولی مقابل کشتیگیر کشور میزبان (کورت انگل) به ناحق بازنده شد تا طلایش نقره شود.
او که از حضور در دو المپیک خاطرات خوشی ندارد، میگوید: جدا از ناداوری صورت گرفته، آنچه برایم ناگوارتر بود اینکه میدیدم هیچ مسوول ایرانی در سالن نبود که بتواند از حق من دفاع کند. البته این ناداور مغولستانی در حاشیه رقابتهای جهانی 2010 در روسیه بالاخره قضاوت مغرضانه خود را پذیرفت و از من عذرخواهی کرد، اما چه فایده، بزرگترین افتخار ورزشی زندگی هر ورزشکاری از من گرفته شد و همیشه حسرت به دل آن طلا بوده و هستم.
یوسف کرمی: به کشورم خیانت نکردم
بیست و هشتمین دوره2004:
آتنتعداد ورزشکاران ایران:
38 نفر، جودو(7)، مشتزنی(1)، دوچرخهسواری(4)، تیراندازی(1)، وزنهبرداری(5)، تکواندو(2)، دوومیدانی(2)، شنا(1)، تنیس روی میز(1)، کشتی فرنگی(6)، کشتی آزاد(7)نتیجه:
تیم ایران با کسب 2 مدال طلا توسط هادی ساعی و حسین رضازاده، دو نقره توسط مسعود مصطفی جوکار و علیرضا رضایی و 2برنز یوسف کرمی و علیرضا حیدری در رده بیست و نهم جای گرفت.«شاید باورتان نشود، با توجه به اینکه سن و سال چندانی در آتن 2004 نداشتم، وقتی از رسیدن به فینال بازماندم نمیخواستم به مسابقات ادامه دهم، چون فقط مدال طلا را میخواستم.»
یوسف کرمی عضو تیم ملی تکواندو در المپیک آتن و کاپیتان فعلی این تیم با بیان این مطلب، خاطراتش را چنین مرور میکند: قبل از اعزام به آتن و با توجه به انگیزه و توانی که در خود میدیدم چیزی جز کسب مدال طلا در ذهنم خطور نمیکرد، به همین دلیل وقتی نتوانستم به فینال برسم اصلا نمیخواستم مسابقات را ادامه دهم، چون تجربه لازم را نداشتم و ارزش واقعی مدال المپیک را درک نمیکردم. اما بزرگان وقت ورزش مثل علیرضا حیدری آمدند و کلی با من صحبت کردند تا روحیه ام را دوباره به دست آورم. رقیبم برای کسب مدال برنز حریفی از جمهوری آذربایجان بود، وقتی آنها متوجه شدند من هم اصالتا اهل آذربایجان ایران هستم رئیس فدراسیونشان پیشم آمد و گفت: اگر مدال برنز بگیری، در ایران چقدر بهت پول میدهند، گفتم: اعلام شده به دارندگان مدال برنز 50 میلیون تومان میدهند، چطور؟ گفت: من مطمئنم تکواندوکار ما حریف تو نمیشود و از آنجایی که ارزش این مدال برای ما خیل بالاست ما بیشتر از این مبلغ را به تو میدهیم به شرطی که مبارزه را ببازی. من که به هیچ وجه تصور نمیکردم چنین زشتیهایی در کنار ورزش وجود داشته باشد با وجود جوانی خیلی سریع دست رد به سینه آنها زدم و به کشورم خیانت نکردم، البته موضوع را به سید محمد پولادگر، رئیس فدراسیون تکواندوی ایران گفتم و او هم با رییس فدراسیون آذربایجان سر همین موضوع حرفش شد.
حسین رضازاده: عکسهایی که پایین کشیدم
بیست و هفتمین دوره 2000:
سیدنیتعداد ورزشکاران ایران:
35 نفر، جودو(3)، مشتزنی(5)، دوچرخهسواری(2)، تیراندازی(1)، وزنهبرداری(6)، تکواندو(2)، دوومیدانی(1)، شنا(1)، تنیس روی میز(1)، کشتی فرنگی(3)، کشتی آزاد (8)، سوارکاری(1)، قایقرانی(1)نتیجه:
ایران با کسب 3 مدال طلا توسط علیرضا دبیر، حسین توکلی و حسین رضازاده و برنز هادی ساعی به مقام بیست و ششم دست یافت.چهره منحصر به فرد و دوست داشتنیاش از سیدنی در ذهن ایرانیهای علاقهمند نقش بست.
او که پیش از این در رقابتهای جهانی 99 یونان صاحب مدال برنز شده بود در المپیک همه را از قدرتنمایی خود به حیرت واداشت.
حسین رضازاده گرچه چهار سال بعد در آتن هم مدال طلایش را تکرار کرد اما خودش میگوید طلای سیدنی چیز دیگری بود: شاید همه فکر کنند من با آرامش خاطر و به راحتی روی تخته حاضر شدم، اما راستش را بخواهید در سیدنی و شب قبل از مسابقه از شدت استرسی که داشتم تا صبح خوابم نبرد. ایوانف سرمربی وقت تیم ملی که هم اتاقی ام بود بارها سعی کرد این استرس را از من دور کند اما من واقعا نگران بودم.
در سیدنی نفرات اول تا پنجم همگی بالای 460 کیلو وزنه زدند و رقابت بسیار نزدیک و فشرده بود. رقیبانم همه قهرمانان جهان و المپیک بودند و من عکس آنها را به دیوار اتاقم زده بودم. جالبه وقتی صاحب مدال طلا شدم و رونی ولر آلمانی و آندری چمرلین روس روی سکو کنار دستم ایستادند یاد عکسهایی افتادم که از آنها در اتاقم زده بودم. اما حالا من بالاتر از آنها عکس یادگاری میگرفتم و در واقع عکس آنها را پایین میکشیدم.می گویند مربیان به رضازاده نمیگفتند قرار است چه وزنهای را بزند، موضوعی که البته رضازاده آن را شوخی خوانده و میگوید: نه اینطوری هم نبود، شاید چون وزنهها را راحت میزدم بعضیها به شوخی این حرفها را میزنند، چون خودم روی تابلو میدیدم چه وزنههایی را برایم در نظر میگیرند.
ایران در بازیهای المپیک
چهاردهمین دوره 1948: لندن (انگلستان)
تعداد ورزشکاران ایران:
38 نفر، تیراندازی (3) مشتزنی (9) وزنهبرداری (5) کشتی آزاد (8) تیم ملی بسکتبال (12) ژیمناستیک (1)نتیجه:
ایران با کسب یک مدال برنز توسط جعفر سلماسی در رده آخر کشورهای دریافتکننده مدال (سی و چهارم) قرار گرفت.کمتر کسی است که اهل ورزش باشد و پهلوان عباس زندی را نشناسد؛ کسی که در گود زورخانه سالها یکهتاز بود و در نهایت به تیم ملی کشتی راه یافت. عباس زندی پیشکسوت 82 ساله کشتی و دارنده مدال طلای جهان در سال 1954، در بیان خاطرات خود از بازیهای المپیک 1948 لندن چنین میگوید: در آن رقابتها روسیه و ژاپن به عنوان 2 قدرت کشتی حضور نداشتند و این ترکها بودند که بر سکوی قهرمانی ایستادند. البته اگر تیم ما هم به توفیقی دست نیافت دلیلش آن بود که المپیک لندن اولین سفر برون مرزی ما ورزشکاران به حساب میآمد. ما تا پیش از آن هیچ کشور خارجی را ندیده بودیم، در نتیجه بیشتر از آنچه به فکر مدال باشیم، دوست داشتیم لندن را ببینیم.
سیفپور: ایران را قلع و قمع کردند!
هفدهمین دوره 1960: رم (ایتالیا)
تعداد ورزشکاران ایران:
25 نفر، مشتزنی (4) دوومیدانی (1) کشتی آزاد (8) کشتیفرنگی (4) وزنهبرداری (7) تیراندازی (1)نتیجه:
ایران با نقره غلامرضا تختی و سه برنز محمد ابراهیم سیفپور و محمد پذیرایی (کشتی) و اسماعیل علم خواه (وزنهبرداری) در رده بیست و هشتم جای گرفت.وقتی با کشتیگیران همدوره شادروان تختی هم صحبت میشوید، میبینید که خاطرات آنها ناخودآگاه با تختی عجین شده است.
محمدابراهیم سیفپور که در سه وزن صاحب مدال جهانی و المپیک شده و از این حیث رکورددار است، در المپیک رم صاحب مدال برنز شد، هر چند معتقد است با ناداوری رنگ مدالش را عوض کردهاند: طبیعی است جایی که تیم پرقدرت ما را با ناداوری، قلع و قمع کردهاند نباید خاطرات خوبی از این بازیها داشته باشم. هر چند کسب مدال برایم شیرین بود، اما ناداوریهای اعمال شده علیه همتیمیهایم و حتی خودم باعث شده المپیک ناراحتکنندهای در ذهنم ترسیم شود. تیمی که علاوه بر خودم و تختی، متشکل از کشتیگیران خوبی چون مهدی یعقوبی، محمدخادم ازغدی و امامعلی حبیبی بود، میتوانست با شایستگی حتی قهرمان المپیک شود، اما چون رئیس وقت فدراسیون جهانی(فیلا)، وهبی امره از کشور ترکیه بود و ما حریف جدی ترکها بودیم، رییس فیلا مستقیما در انتخاب داوران ما دخالت میکرد و حق همه نفرات تیم را با ناداوری میخورد. آن موقع مثل الان نبود که فیلم مسابقه بازیبنی شود و حق به حقدار برسد. به هر حال. حق خود من را هم طوری پایمال کردند که حدود یک ساعت مسابقات به خاطر اعتراض ما به داوری متوقف شد، با این حال هیچ فایدهای نداشت و من هم نتوانستم به حقم برسم تا ترکها قهرمان شوند.
فقر علم علت ناکامی من!
بیست و پنجمین دوره 1992: بارسلونا
تعداد ورزشکاران ایران:
40 نفر، کشتی آزاد (10)، کشتی فرنگی (6)، دوچرخهسواری (7)، مشتزنی (6)، وزنهبرداری (5)، دوومیدانی (2)، تنیسروی میز (1)، تکواندو (3)نتیجه:
ایران با یک مدال نقره عسکری محمدیان و 2 برنز امیررضا و رسول خادم در کشتی به همراه بلژیک و کرواسی در رده چهل و چهارم قرار گرفت.علی اکبرنژاد، قهرمان آسیا و بازیهای آسیایی در المپیک بارسلونا مدال برنز 68 کیلو در مشتش بود، اما با اشتباهات فردی آن را انداخت تا آگائیشی کشتی گیر ژاپنی با پیروزی بر او در دیدار ردهبندی، آن را به خود اختصاص دهد. البته اکبرنژاد که در حال حاضر دکترای تربیت بدنی دارد، در بازبینی آن بازیها، شکستش را نتیجه بیتوجهی به مسائل علمی ورزش میداند. او در این زمینه میگوید: از بارسلونا خاطرات زیادی دارم که بیان آن ممکن است به مذاق برخیها خوش نیاید. اما باید بگویم المپیک بسیار تلخی را پشت سر گذاشتیم و در جایی که حق من کسب مدال بود به دلیل ناداوری، اشتباه خودم و از همه مهمتر نبود نگاه علمی حاکم بر تیم از کسب افتخار دورماندم. در حالی که ورزش یک علم است و باید بر اساس مبانی علمی هر ورزشکاری در روز مسابقه در اوج دوران آمادگی باشد، متاسفانه چنین وضعیتی بر تیم اعزامی به بارسلونا وجود نداشت و بدن اکثر بچهها خالی کرده بود .
با یک تیر 3 نشان زدم
بیست و نهمین دوره 2008: پکن
تعداد ورزشکاران ایران:
54 نفر، تکواندو(3)، بسکتبال(12)، کشتی آزاد(7)، کشتی فرنگی(5)، جودو(6)،بوکس(3)،وزنهبرداری(3)،شنا(1)،بدمینتون(1)، تنیس روی میز(1)،قایقرانی(2)، تیروکمان(2)، دوچرخه سواری(3)، دوومیدانی (5)نتیجه:
تیم ایران با کسب مدال طلای هادی ساعی و برنز مراد محمدی در رده پنجاه و یکم جای گرفت.هادی ساعی، نابغه المپیکی ورزش ایران و رکورددار کسب مدال از این بازیها با 2 طلا و یک برنز و قاتل بزرگ قهرمانان تکواندوی کره جنوبی معتقد است طلای پکن برایش حلاوت و شیرینی دیگری به همراه داشته است. او در این باره چنین توضیح میدهد: در پکن وقتی همه ورزشکاران ایران از کسب مدال طلا بازماندند، در روز آخر بازیها چشم امید کل کاروان و مردم ایران به من دوخته شد تا فشار روانی زیادی را متحمل شوم. با این وجود و تحت آن شرایط سخت توانستم به خواسته مردم جامه عمل پوشانده و برای ورزش ایران با طلای المپیک آبروداری کنم. البته به جهت شخصی هم این مدال برایم فوق العاده با ارزش بود. از یک سو با کسب این مدال به پرافتخارترین ورزشکار ایران در تاریخ المپیک تبدیل شدم و از دیگر سو پاسخ همه منتقدانی را دادم که پیش از اعزام دائم روحیهام را تخریب کرده و مدعی بودند به ناحق صاحب پیراهن تیم ملی شده بودم.در حقیقت این مدال برایم حکم یک تیر و سه نشان را داشت.
امید توفیقی