حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
او که در کارنامه هنریاش برگزاری چند نمایشگاه گروهی و انفرادی را در ایران و خارج از کشور و نیز تهیه و تنظیم کتابهایی چون نقش محبوب، تمنای عشق و حکایت شب هجران را دارد، هماکنون با تغییر رویه خود از خط ـ نقاشی به خط ـ نگاره، اندیشه و تفکر مولانا را در 15 تابلوی خود به تصویر درآورده است.
محمدسعید نقاشیان، مدرس و داور بسیاری از نمایشگاهها و جشنوارههای تجسمی این روزها آثارش را در گالری ساربان نیستان و مثنوی مولوی به نمایش گذاشته است.
نیستان، بیستمین نمایشگاه انفرادی شما در حال برگزاری است. کدام تابلوهای شما و در چه قالبی به دیوارها آویخته شده است؟
نیستان در قالب خط ـ نگاره است و من در قالب اندیشه و تفکرات مولانا و پیام اول مثنوی که با «بشنو از نی چون حکایت میکند»، 19 تابلو خلق کردهام که البته با توجه به 19 بیت اول مولانا و رمزی که این عدد در خود دارد من نیز قصد داشتم همین تعداد تابلو را در نمایشگاه قرار دهم، اما به خاطر کمبود فضا، تنها 15 اثر را نصب کردم.
در واقع مثنوی با بسم الله شروع نمیشود بلکه با بشنو آغاز میشود که همه را به شنیدن فرا میخواند و حرف« ب» این کلمه اشاره به بسمالله الرحمن الرحیم دارد، که خودش دارای 19 حرف است.
تکنیک این آثار همانند کارهای گذشته شماست یا تفاوتهایی در آنها دیده میشود؟
کاملا متفاوت است چرا که کارها روی بوم آمدهاند و کادر بومها اکثر افقی است. این کادرها از نظر مبنای هنرهای تجسمی کادرهای روایتگری هستند؛ به گونهای که هرکدام از تابلوها روایتهای مختلفی را بر اساس اشعار مولانا و گفتوگوی دوطرفه بین نی و نیستان بیان میکنند.البته کادرهای عمودی نیز در این نمایشگاه به کار رفته است. این آثار که همگی بیانگر تفکرات مولاناست، در قالب نقوش ایرانی هستند که گویا توانسته نگاه مخاطب را به خود جلب کند.
چه ارتباط و پیوندی بین این نمایشگاه با کارهای قبلیتان وجود دارد و آیا تفاوتی که عنوان کردید، مخاطب را از حلقههای اتصال با آثار گذشتهتان دور نمیکند؟
بازخوردی که در این مدت از مخاطبان دیدم، این بود که اگر چه کارها کاملا از نظر تکنیک، محتوا، ماهیت و اندازه متفاوت شدهاند ولی با وجود این توانستهاند ارتباط برقرار کنند. این واکنش به من نشان داد که باید در همین مسیر حرکت کنم.
چرا مثنوی مولوی را سوژه کارهایتان قرار دادید؟
من چندین سال است که با مثنوی عجین هستم و معتقدم با اینکه مولوی 800 سال پیش متولد شده ولی اندیشهاش نو و مدرن است و هر کسی از فیلمساز و عکاس گرفته تا بازیگر و نقاش و... میتواند با خواندن مثنوی این شاعر، بهرهای از آن ببرد. بر این اساس من نیز در این نمایشگاه از این گنجینه استفاده کردم.
در این نمایشگاه مخاطب با واژه در ارتباط نیست بلکه با تهاجم حروف روبهروست که هر کدام سرّ و رمزی دارند.
شما به مدرن بودن اندیشه مولانا اشاره کردید این مدرن بودن چقدر در کارتان وارد شده و به طور کلی خط ـ نقاشی چهقدر قابلیت دارد که به سمت هنر مدرن حرکت کند؟
نقاشیان: من چندین سال استکه با مثنوی عجین هستم و معتقدم با اینکه مولوی 800 سال پیش متولد شده ولی اندیشهاش نو و مدرن است . برایناساس من نیز در این نمایشگاه از این گنجینه استفاده کردم
من در این نمایشگاه تصمیم داشتم از فضای مدرن استفاده کنم، بر این اساس از خطوطی بهره بردم که هیچ خط خاصی نیستند و به نوعی تجربه شخصی من است. در واقع در این آثار بیشتر پرتاب قلم هستند تا استفاده از یک خط خاص. چرا که قصد داشتم حس فریاد را ایجاد کنم و معتقدم اگر بخواهیم بیواژگی را بنویسیم، باید با زبان شخصی این کار انجام دهیم.
اهالی خوشنویسی 450 سال است که از خط نستعلیق استفاده میکنند و فکر میکنم حالا وقت آن رسیده که با وامداری از فضاهای سنتی و رنگهای ایرانی، فضای دیگری از خوشنویسی را به مخاطب عرضه کنیم.
من نیز در این نمایشگاه با اینکه در فضای مدرن کار کردم اما در متن نوشتاری کارت دعوتم از خط نستعلیق استفاده کردم چرا که هدفم نشان دادن وامداریام به خوشنویسی سنتی بود، در واقع اگر چه هر چه دارم از همان نستعلیق است، اما در مسیر حرکتم در این هنر سعی کردهام به یک زبان خاص در حروف برسم.
چرا شما که سالهاخط ـ نقاشی کار کردید، هم اکنون با گذشت 20 دوره نمایشگاه، به خط ـ نگاره رسیدهاید؟
قصد داشتم فضای کاریام را تغییر دهم و از آنجا که فکر میکنم خط ـ نقاشی هنوز برای مردم نامانوس است بنابراین به سمت خط ـ نگاره رفتم و سعی کردم با کنار هم قرار دادن حروف، معنا را به ادراک مخاطب برسانم. در واقع قصد من نقاشی نبوده بلکه ارائه یک کادر برای روایت نی و نیستان بوده که از عناصر نقاشی و خوشنویسی نیز استفاده کردم.
این نمایشگاه قاعدتا و اصالتا یک نمایشگاه گرافیکی است چرا که از ذهن کسی ایجاد شده که گرافیک خوانده و چیدمان حروف و فضای سمت و سو را میداند.
این سبک از هنر تجسمی چقدر قابلیت دارد که از نقاشی و هنرهای غربی نیز بهره بگیرد؟
خوشنویسی و هنر ایرانی به قدری قدرتمند، معناگرا، رمزآلود و پر مفهوم است که اگر کسی وارد آن شود و خوشنویسی سنتی ایران را بشناسد، دیگر احتیاج پیدا نمیکند به سمت هنر غربی برود.
به عنوان مثال با بررسی در کارهای نگارگری به معناگرا بودن این هنر میرسیم و وقتی دنبال معنا در هنر باشیم، نباید سراغ آثار غربیها برویم چرا که معتقدم غربیها در هنر وامدار ما هستند.
به نظر من باید رنسانسی در هنر ایران رخ دهد؛ به طوری که آیینها و اندیشههای ایرانی را ارائه و آن را با تفکر ایرانی و اسلامی ترکیب و عرضه کنیم. من معتقدم ما در هنر سرمایههایی داریم که غربیها ندارند. بنابراین به جای وارد کردن هنر آنها به هنر ناب خودمان، بهتر است هنرایرانی را به غربیها ارائه کنیم.
در طول سال نمایشگاهها و حراجهای بزرگ تجسمی در دنیا اتفاق میافتد که هنرمندان ایرانی نیز بعضا نقش مهمی در آنها دارند. بین این همه نمایشگاه، هنر نقاشیخط در چه جایگاهی در دنیا دارد؟
در حراج کریستی خوشنویسان حرف اول را میزنند؛ به گونهای که آثار استادان احصایی، رسولی، زنده رودی، جباری و... در صدر قرار دارد. این بزرگان توانستهاند هنر ایران را در این قالب به دنیا عرضه کنند که بسیار ارزشمند است و من در مقابل آنها سر تعظیم فرو میآورم.
چقدر نقاشیخط در این سالها رشد کرده و آیا میتوان با وجود ورود این همه هنر جدید و مدرن، به آینده آن خوشبین بود؟
خوشبختانه هنر نقاشیخط بسیار روبه رشد است؛ به گونهای که خیلی از دوستان سنتی کار نیز به آن روی آوردهاند. ولی من به طور کلی نگران این رشد هستم زیرا خیلی از افرادی که وارد آن شدهاند، خوشنویسی نمیدانند و ممکن است به بیراهه بروند که این مساله میتواند به بدنه این هنر آسیب بزند، در واقع بعضی وقتها همین رشد نیز میتواند به خود هنر لطمه وارد کند.
سحر طاعتی / جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....