دیروز هم که خبر تغییر این قانون از «منشور نویسندگان» به «منشور نویسندگی» اعلام شد بیشتر از قبل کارشناسی نبودن این طرح نمود پیدا کرد. اساسا قانونی که به گفته طراحانش فقط بنا دارد حامی نویسندگان باشد و اجازه ندهد بدون لحاظ حقوق مادی و معنوی صاحب اثر در جایی دیگر مورد استفاده قرار گیرد از چه جهت باید آماج حملههای مختلف اهالی فرهنگ قرار گیرد؟ مگر نویسندگان از این که قانونی به نفع آنها تصویب شود ناراحت میشوند؟ ماجرا اینجاست که این حمایت، از نگاه برخی صاحبنظران فقط ظاهر ماجراست.
از نگاه این گروه از نویسندگان وزارت ارشاد و خصوصا معاونت فرهنگی که هنوز در نحوه انجام وظایفش اما و اگرهای زیادی هست بنا داشته با تصویب این قانون،دست خود را در اتخاذ سیاستهایی مثل بستن فلان انتشاراتی و لغو مجوز فلان نشر و ممنوعالکار کردن بهمان نویسنده با دستاویز قرار دادن «منشور» بازتر کند. شاید عاملی که باعث شده است تا نویسندگان برخورد خوبی با این قانون نداشته باشند این است که گمان دارند از فردای تصویب این قانون، نویسندهها به بهانههای مختلف «منشوری» بشوند و عرصه برای فعالیت آنها تنگ شود. و جالب اینجاست که خانه کتاب و وزارت ارشاد هم در این مدت تنها به بیان مواردی کلی از این «منشور» اکتفا کردهاند و هیچگاه تلاش نکردهاند تا با بیان جزئیات و اهداف کامل «منشور» این نگرانیها را رفع کنند.
قاعده و قانونی که بعد از یک سال «نویسندگانش» بشود «نویسندگی» یعنی قاعدهای فراخ و بیحد و حصر برای آن تصور شده است که امکان هرگونه مانوری را به مجری آن خواهد داد.
منشور اخلاقی نویسندگی خوب است اگر رنگ تبلیغ و بزرگنمایی به خود نگیرد. اگر با صداقت و روراستی با جماعت نویسندهها همراه شود، اگر جزئیاتش به آگاهی اهالی فرهنگ برسد و اگر (که این اگر آخری از همه مهمتر است) وزارت ارشاد به جای شتابزدگی و عجله برای تصویب و ابلاغ و اجرای منشور، آن را در معرض کارشناسی اهل فن قرار دهد. نقاط ضعف و قوتش را بسنجد و کاستیها را رفع کند و دست آخر، با همراهی اغلب نویسندگان آن را اعلام کند.
کیوان امجدیان / جام جم
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)