حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
با آمدن حسین مسافرآستانه، کانون موفق شد دوباره منتقدان خود را به مراکز استانها بفرستد تا آنها در جشنوارههای استانی مشارکت درست و به موقعی داشته باشند. جشنواره بدون نقد انگار اصل مهمی را کم دارد. باید فهمید و درک کرد که آثار تولیدی چیستند و در کجا قرار گرفتهاند تا از درجازدن و عقبماندگی احتمالی اجتناب شود. هدف منتقدان تئاتر هم تخریب و از بینبردن تولید آثار نمایشی نیست. بلکه هدف، ایجاد زمینههای صحیح و رو به رشد و تکامل آثار خلاقه نمایشی است؛ هدفی که بعد از رفتن حسین پارسایی پیگیری شد. حاصل هم برای تئاتر شهرستانها بسیار نتیجهبخش بود. فقط کافی است نگاهی به اجراهای شهرستانی در جشنوارههای بیست و هشتم تا سیام بیندازیم. از سال 89 ، آثار شهرستانی حضورشان شاخصتر و محسوستر شد، چراکه نقد و بررسی شده بودند و به احتمال قوی این رویارویی با مخاطب باعث شده بود که آثار به طور نسبی از اشکالات محسوس خالی باشند. امسال و در جشنواره سیام، این قضیه بسیار محسوستر بود و آثار برگزیده از میان آثار مناطق در بخشهای مسابقه ایران و بینالملل خوش درخشیدند. بنابراین ضرورت نقد و جایگاه حقیقی و کارآمد کانون ملی منتقدان با اعتماد مسوولان مرکزهنرهای نمایشی باعث تجلی تولیدات بارزتر شد.
در دوره پارسایی، نشستهای کانون کمرنگ شده بود. در زمان جشنواره و در دوره بیست و پنجم یا بیست و ششم کتاب نقد کانون ـ که سفارش حسین پارسایی بود ـ در سطحی بسیار نازل منتشر شد. چراکه تمام نقدها بدون استثنا ممیزی شد تا نکات تند و تیز از آنها گرفته شود و به قول معروف مثبت بشود. در حالی که نقد مثبت، نقد خالی از نکات برجسته قابل تامل و اعتنا نیست. نقد باید با همان لحن درست و کوبنده خود همگان را متوجه خطاهایشان کند. باید همه منصفانه و با صراحت و جسورانه همدیگر را نقد کنیم و این خود بانی اتفاقات درستتر در آینده خواهد شد.
در سال 88 که جشنواره به دبیری پارسایی برگزار شد برای اولین بار حتی یک نقد هم در بولتن کار نشد و فقط به مرور آثار بسنده شد، اما در همین دوره کتاب نقد کانون ملی منتقدان بدون حتی یک ممیزی بیرون آمد. بنابراین با آمدن مسافرآستانه با بها دادن به نقد تئاتر شاهد رشد چشمگیر تئاتر در اقصی نقاط ایران هستیم. این روند خوشبختانه بعد از او ادامه یافته و رحمت امینی که خود از اعضای کانون ملی منتقدان تئاتر است امسال که دبیر جشنواره تئاتر فجر شد با علم به اهمیت نقد، اجازه انتشار کتاب نقد را داد. این خود باعث شد هم اهمیت کانون دوباره گوشزد شود و هم بر جلال و شکوه جشنواره افزوده شود. البته اشکالات کار ما نقد است پس باید خود ما نیز در ایجاد فرصتهای برابر و باشکوه بکوشیم و نباید از نقد گریخت، چرا که باعث میشود ندانیم در کجا قرار گرفتهایم و قوت و ضعفهای کارمان کدام است. ایجاد این نگاه واقعبینانه ما را در مدارج عالیتر قرار خواهد داد. بنابراین احساس میشود که بخش یا بخشهایی از جشنواره ضرورت دارد که همانند گذشته و به دور از جار و جنجال در نشستهای تخصصی مورد نقد و داوری قرار بگیرد؛ فرصتی که در حال حاضر از آن غفلت شده است. حتی باید امکانی فراهم کرد تا تمام آثاری که اجرای عمومی دارند، مورد نقد واقع شوند. این چالشهای فکری و تخصصی است که راهگشای تولیدات ما خواهند بود.
رضا آشفته / جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....