خانه‌تکانی، فرصتی برای ‌مهربان بودن

کد خبر: ۴۶۱۶۹۱

مبل، میز، کمد و گنجه باید گردگیری شو​د، فرش‌ها و پرده‌ها را باید شست در و دیوار خانه باید تر و تمیز شود، ظرف‌ها و وسایل آشپزخانه باید جابه‌جا شو​د، کف کابینت‌ها را باید تمیز کرد، کفپوش خانه را باید شست، لباس‌های زمستانی را باید کنار گذاشت و لباس‌های فصل گرم را آماده کرد، خلاصه کارهای جور واجوری باید انجام شود تا خانه و خانواده برای رسیدن نوروز آماده شو​د، تا خانه درست و حسابی تکانده شود و تشخیص همه اینها، تشخیص این‌که چه کارهایی باید انجام داد و چه کسی لازم است چه کاری انجام دهد، با مادر است.

بسیج همگانی اعضای خانواده برای خانه‌تکانی نوروز، به سرپرستی مادر لااقل از اواسط اسفند آغاز می‌شود، این تازه در صورتی است که مادر تشخیص نداده باشد که خانه‌تکانی را باید زودتر از اینها شروع کرد. فرمانده در کار خود بسیار جدی است و با پشتکار و روحیه‌ای خستگی‌ناپذیر کار می‌کند. مسوولیت‌های پدر و بچه‌ها را خیلی جدی به آنها یادآوری می‌کند و اهمال در انجام وظیفه به هیچ‌وجه برایش پذیرفتنی نیست.

گاهی پدر و گاهی جوان‌ها و نوجوان‌های خانواده، نزدیک عید که می‌شود، عزا می‌گیرند. حوصله شستشو، گردگیری و تمیزکاری ندارند. خیلی‌هاشان از زیر کار درمی‌روند. به همین خاطر هم بعید نیست، قبل از عید بر سرانجام همین کارهای خانگی در بعضی خانواده‌ها بحث و دلخوری پیش بیاید. مادر از همه اعضای خانواده انتظار کمک و همراهی دارد و برایش قابل قبول نیست در این موقعیت حساس که لازم است در مدتی کوتاه خانه‌تکانده شود، شوهر یا فرزندانش نسبت به این مساله بی‌خیال باشند.

بی‌خیالی سایر اعضای خانواده باعث می‌شود مادر احساس کند، همسر و فرزندان نوجوان و جوانــش به قدر کافی او را درک نمی‌کنند و اهمیت زیادی برای چیزهایی که او مهم می‌داند، قائل نیستند. تا آنجا که بتواند، سعی می‌کند همه را در کار خانه‌تکانی درگیر کند، به آنها تذکر می‌دهد و مسوولیت‌هایشان را به آنها یادآوری می‌کند، اگر زورش نرسد که همسر و بچه‌ها را به کار وادارد، دلش می‌شکند، اما بی‌خیال خانه‌تکانی نمی‌شود. ممکن است خودش یک‌تنه همه کارها را بر عهده بگیرد، اما در عین حال دلش از سایر اعضای خانواده گرفته و یادش نمی‌رود که آنها نخواستند همراهی‌اش کنند.

2: پدر

کارهای بیرون از خانه وقت زیادی برای پدر باقی نمی‌گذارد. اگر شغل آزاد داشته باشد که روزهای آخر سال حسابی درگیر کار و کاسبی‌است، از بس که مردم این روزها توی مغازه‌ها و مراکز خرید از سر و کول هم بالا می‌روند. با این حال اما خیلی از پدرها و همسرهای خوب و مهربان هستند که در کار خانه‌تکانی مسوولیتی قبول می‌کنند و به یاری مادر خانواده می‌آیند.

شاید خانه‌تکانی یکی از معدود کارهایی باشد که بیشتر پدرها حاضر می‌شوند در آن مدیریت خانم خانه را بپذیرند و تحت نظارت او کار کنند. با این همه، خیلی وقت‌ها قسمت عمده‌ کارها باقی می‌ماند. شاید پدرها به اندازه کافی برای همکاری در خانه‌تکانی وقت و فرصت نداشته باشند.

البته در بسیاری از خانواده‌ها هم می‌شود،‌ آثار و نشانه‌های پدرهایی را دید که از زیر کار در می‌روند، درگیری با کارهای بیرون از خانه را بهانه می‌کنند تا توی خانه‌تکانی دست به سیاه و سفید نزنند. بعضی‌هاشان معتقدند این‌جور کارها زنانه است و در شأن مرد خانواده نیست که گردگیری کند و به تر و تمیز کردن خانه برسد.

بعضی از پدرها خیلی که لطف کنند، برای کمک به خانه‌تکانی، گوشه مبل یا کمد را می‌گیرند که مثلاً از این‌ طرف اتاق گذاشته شود آن‌ طرف، تازه بعدش هم کمردرد می‌گیرند و از ادامه همکاری کنار می‌کشند!

خلاصه در مجموع باید گفت چندان هم نمی‌شود روی کمک پدرها در خانه‌تکانی حساب کرد. خیلی‌هاشان واقعاً درگیر کسب و کار بیرون از خانه هستند و خیلی‌هاشان تمایل و علاقه‌ای به کمک کردن در این امر خطیر ندارند.

3: امیدهای مادر

امید مادر به فرزندان جوان و نوجوانش است که در خانه‌تکانی کمکش کنند و نگذارند بار سنگین کارهای مختلف خانه فقط روی دوش او باشد. انتظار دارد، بچه‌ها هم مثل او به خانه‌تکانی اهمیت بدهند و کمی در این زمینه مسوولیت‌پذیر باشند. دوست ندارد که بچه‌ها به بهانه‌های مختلف از کمک کردن طفره بروند و فقط به فکر خودشان باشند. از نظر مادر همکاری جوان‌ها و نوجوان‌های خانواده در خانه‌تکانی، بسیار مهم‌تر از رفتن به گردش و پارک و سینماست. اگر ببیند که بچه‌ها دل به کار نمی‌دهند، غمگین می‌شود و با ناراحتی و نارضایتی، خودش تنهایی تا آنجا که بتواند کارها را پیش می‌برد.

صادق، 18 ساله و ساکن یکی از محله‌های غرب تهران می‌گوید «تا آنجا که بتوانم در بعضی کارهای مربوط به خانه‌تکانی کمک می‌کنم، اما خیلی از این کارها حوصله‌ام را سر می‌برد. اصلاً نمی‌فهمم که چرا باید همیشه قبل از عید به جان خانه بیفتیم و همه جایش را بشوریم و بسابیم. مادرم خیلی به این کارها حساسیت دارد.

فکر می‌کند مثلاً اگر قبل از عید پرده‌ها را نشسته باشیم یا کابینت‌ها را تمیز نکرده باشیم، گناهی مرتکب شده و باید به این خاطر خودش را سرزنش کند». او می‌گوید «تعجبم بیشتر به این خاطر است که خیلی از کارهایی که ما در خانه برای خانه‌تکانی انجام می‌دهیم، بی‌خود است. مثلاً خیلی از وسایل خانه تمیز هستند و نیازی نیست که دوباره قبل از عید کاری روی آنها انجام شود، اما مادرم اصرار دارد که حتما همه اسباب و اثاثیه خانه را زیر و رو کنیم و هر چه در خانه هست و نیست، دوباره تمیز شود».

 

درگیر شدن اعضای خانواده در یک فعالیت مشترک، حتی کاری روزمره و ظاهراً پیش پا افتاده مثل خانه‌تکانی، می‌تواند کمک بزرگی به نزدیکی بیشتر آنها بکند

خانه‌تکانی یک رسم است. همه رسم‌ها و همه مناسکی که آنها را اجرا می‌کنیم، معنا و دلیلی دارند، اما ممکن است همیشه در لحظه‌ای که در حال انجام آن‌ مناسک هستیم، به دلایلش فکر نکنیم. ایرانی‌ها معتقدند نوروز هر سال، لحظه نو شدن زمین و زمان و همه چیز است. پس هر خانه و هر خانواده هم باید برای این لحظه آماده باشد، باید همه چیزش را نو کند.

شاید اگر نوجوان‌ها کمی همدلانه‌تر به این رسم‌ها فکر کنند، با رضایت بیشتر در کار خانه‌تکانی همراه شوند و به آن فقط مثل یک وظیفه نگاه نکنند. در مقابل شاید این هم بد نباشد که مادرها و خانم‌های خانه کمتر سخت بگیرند و با این قضیه اندکی انعطاف‌پذیرتر برخورد کنند. شاید صادق هم درست بگوید و واقعاً همه چیزهایی که در خانه داریم، نیاز به خانه‌تکانی نداشته باشد.

خانه‌تکانی می‌تواند کار مفرحی باشد، اگر مادرها خیلی آن را سخت نگیرند و همین‌طور جوان‌ها و نوجوان‌ها کمی بیشتر مادرهایشان را درک کنند. در مقابل خانه‌تکانی می‌تواند مایه ناراحتی و دلخوری و بحث و جدل میان اعضای خانواده باشد. تا حد زیادی، این نوع برخورد ما با مساله است که تعیین می‌کند تجربه خانه‌تکانی را چطور از سر بگذرانیم.

4: همه خانواده در کنار هم

خانه‌تکانی می‌تواند برای همه اعضای خانواده یک فرصت باشد. هر کدام از اعضای خانواده که 11 ماه سال معمولا مشغول کارها و مسائل خودشان هستند، این مجال را پیدا می‌کنند که با خانه‌تکانی کمی کنار همدیگر باشند، مزه شیرین با هم بودن را بچشند و این فرصت را پیدا کنند که با هم مهربان‌تر باشند.

شاید این‌طور به نظر بیاید که شرایط زمانه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم، باعث شده است، اعضای خانواده از هم دور و دورتر شوند. هر کسی مشغولیت‌های خودش را دارد؛ البته فقط مشغولیت‌های زندگی نیست که بین پدر و مادر و فرزندان فاصله می‌اندازد. گاهی اختلاف سلیقه‌ها باعث چالش می‌شوند، گاهی آدم‌ها نمی‌توانند با هم کنار بیایند و ترجیح می‌دهند بیش از حد به هم نزدیک نشوند و فاصله‌شان را با هم حفظ کنند.

با همه اینها، اما تجربه نشان می‌دهد که درگیر شدن اعضای خانواده در یک فعالیت مشترک، حتی کاری روزمره و ظاهراً پیش پا افتاده مثل خانه‌تکانی، می‌تواند کمک بزرگی به نزدیکی بیشتر آنها بکند.

وقتی همه با هم در کاری مشارکت داریم، کاری که برای رسیدن به هدف مشترکی انجام می‌شود، وقتی همدلانه در کنار هم قرار می‌گیریم تا کاری کنیم که به همه ما مربوط است و خیرش به همه‌مان می‌رسد، بیش از هر زمان دیگری احساس می‌کنیم که به یکدیگر تعلق داریم، احساس می‌کنیم که دیگرانی را که با آنها همدل و همراهیم، دوست داریم.

شاید به همین سادگی، خانه‌تکانی هم بتواند ما را به هم نزدیک‌تر کند، چیزهایی را که در گذشته رابطه‌هایمان را خدشه‌دار کرده و بین​ ما​ فاصله انداخته، محو کند، دوباره یادمان بیاورد که همه متعلق به یک خانواده هستیم و می‌توانیم به هم کمک کنیم و با هم مهربان باشیم.

ظاهرش سخت به نظر می‌رسد، باید اجسام سنگین را جا به جا کنیم، فرش‌های بزرگ را بشوییم، دستمال به دست بگیریم و بیفتیم به جان گرد و خاکی که روی وسایل خانه نشسته است، اما انجام همه اینها در کنار هم، با هم و برای هم می‌تواند ساده باشد، شیرین باشد و تبدیل به خاطره‌های خوبی شود که در آینده با حسرت از آنها یاد کنیم.

بیایید امسال بیشتر هوای مادرها را در خانه‌تکانی داشته باشیم، بخصوص اگر عضو جوان یا نوجوان خانواده هستیم. به مادرها در خانه‌تکانی کمک کنیم، نه به خاطر خودشان، به خاطر خودمان و به خاطر خانواده‌ای که به آن تعلق داریم.

سالار کاشانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها