درباره کمدی ماجراجویانه «آخرین قطار»

ترن ‌33 به‌کجا می‌رود؟

«آخرین قطار»‌ ساخته دیه‌گو آرگوسا عنوان فیلمی است که ظهر روز گذشته (12 اسفند ماه) از شبکه 4 سیما شاهد پخش آن بودید.
کد خبر: ۴۶۱۲۳۲

کمدی ماجراجویانه آخرین قطار محصول 2002 سینمای اروگوئه است، اگرچه نمادگرایی فراوان در آن ممکن است زیادی به چشم بیاید و شعارزدگی ارجحیت سنت بر مدرنیته مدام تکرار شود، ولی با این همه، روایت‌های فیلم ساده و دلنشین است.

راه‌آهن حومه مونته ویدیو و قطار قدیمی آن، نماد شهر و مردم آن به شمار می‌آید. ترن 33 نام قطاری است قدیمی که بیش از 5 نسل از مردم با آن آشنایی دارند و خاطرات فراوانی با آن اندوخته‌اند. با این همه قطار 33 ملک خصوصی است و پاول مالک بدجنس و جاه طلب آن مدت‌هاست قصد دارد به هر نحوی که شده این میراث آهنی را به فروش بگذارد.

خوشبختانه طی این سال‌ها خریداری با قیمتی که پاول پیشنهاد کرده پیدا نشده و اهالی محل از این قضیه خشنودند. اما روزی همه جا می‌پیچد که قرار است راه‌آهن 33 به آمریکا نقل مکان کند و در فیلم‌های هالیوودی از آن استفاده شود. مقدمات کار با آمدن چند نماینده از شرکت‌های فیلمسازی آمریکایی شروع می‌شود و برنامه‌ریزی برای انتقال قطار 33 می‌رود اجرایی شودکه ناگهان قطار غیب می‌شود...

آخرین قطار اگرچه روایتی تاریخی را بیان می‌کند و در این خصوص از یک غول آهنی به عنوان قهرمان ماجرا استفاده می‌کند، اما در لابه‌لای داستانک‌های خود به فرهنگ و مردم توجه می‌کند. در واقع هر داستانی که به قطار 33 مربوط می‌شود به نوعی ریشه در فرهنگ و زندگی آدم‌ها دارد.

کارگرانی که اکنون به دهه 70 زندگی خود رسیده‌اند، لکوموتیورانانی که بهترین سال‌های عمر خود را با قطار 33 گذرانده‌اند، تکنسین‌ها و مهندسین این خط، همگی ترن 33 را جزیی از زندگی خود می‌دانند و هرگز حاضر نیستند این غول آهنی از جغرافیای زندگی آنها جدا شود. به نوعی آخرین قطار بیان حفظ میراث فرهنگی و گذشته‌های پربار است. دیه‌گو آرگوسا، کارگردان فیلم نیز بسیار هوشمندانه عمل می‌کند و برای بیان داستان فیلمش چند نسل از مردم منطقه را در جریان اصلی روایتش به عنوان افراد تاثیرگذار قرار می‌دهد. از آلتروی 70 ساله که به پروفسور ملقب است و مغز متفکر گروه است تا گیتو، پسر 9 ساله و همسایه نوه پروفسور، همگی جزیی از بدنه مردمی و فرهنگی هستند که غول آهنی یا همان قطار 33 را پاره تن خود می‌دانند.

زیرساخت آخرین قطار بشدت ضدامپریالیستی است. مسیر قطار قرار است از یک شهر آمریکای جنوبی به لس‌آنجلس و هالیوود که نماد سرمایه‌داری است، باشد، اما دیه‌گو آرگوسا مسیر اصلی قطار را دقیقا برعکس نشان می‌دهد و جالب اینجاست که در این مسیر مردم نیز همه جا به کمک پروفسور و افراد گروه می‌آیند.

در داستان اصلی و روایت فیلم هم لحظه به لحظه سوسپانس و گاهی اکشن داریم. ابتدای فیلم وقتی سروکله نمایندگان کمپانی‌های فیلمسازی هالیوودی پیدا می‌شود و وقتی پاول مالک ترن 33، با آنها به توافق می‌رسد، همگان کار را تمام شده می‌پندارند. شروع فیلم نیز به معرفی قطار 33 اختصاص دارد و تماشاگر نهایتا تصور می‌کند باید سرنوشت این قطار محبوب را در آمریکا دنبال کند. غافل از این‌که اصلا قرار نیست محیط قصه از آمریکای جنوبی خارج شود و ایده دزدی ترن واقعا از سوی کارگردان فیلم که نویسنده فیلمنامه هم است بسیار هوشمندانه جلوه گری می‌کند. حتی فکر دزدیدن این غول آهنی ابتدا غیرقابل تصور است چه برسد به اجرای آن، اما در ادامه حرکت خودجوش مردم محل نشان می‌دهد چقدر این کار و مسیر ساده است؛ دقیقا برعکس آنچه قرار بوده انجام شود. اگر پیش از این در توافقات پاول با نمایندگان شرکت‌‌های فیلمسازی قرار بوده ترن 33 ابتدا تا آنجا که مسیر ترن‌های آمریکای جنوبی اجازه می‌دهد به جلو بتازد و سپس با کشتی به لس‌آنجلس برسد با دزدیدن قطار توسط گروه آلتریو، مسیر دیگر به سمت شمال و آمریکا نیست، بلکه با یک چرخش 180 درجه‌ای، قطار را به سمت جنوب و برزیل حرکت می‌دهند. با همه این جذابیت‌ها به هرحال با یک کمدی ماجراجویانه سروکار داریم.یعنی به هرتقدیر باید طرف خیر بر گروه شر پیروز شود. این قواعد ژانر است و باید پیاده‌سازی شود. از مرحله‌ای که آلتریو به سوریانو پیشنهاد دزدیدن قطار را می‌دهد تا وقتی یواشکی و طی برنامه‌ریزی ترن 33 به سمت جنوب حرکت می‌کند اتفاقات ریز و درشتی رخ می‌دهد که اگرچه همه آنها منطقی نیست، اما قرار نبود تو ذوق‌مان هم بزند. قطار را آلتریو و سوریانو به سمت شهرهای کوچک می‌رانند. صحنه‌ای که قطار در شهر مونتنا منفجر می‌شود نمونه‌ خوبی از این دست است. یک قطار قدیمی با 50 سال سن به دلیل سرعت بالا از نفس افتاده، اما این دو پیرمرد حاضر نیستند دست از کار بکشند و می‌خواهند هرچه زودتر به برزیل برسند غافل از این‌که هدفشان اگرچه نجات ترن 33 بوده، اما خودشان آگاهانه دارند این یادگار ارزشمند را به هلاکت می‌رسانند. مدتی بعد قطار با آسیب جدی در مونتنا توقف می‌کند و اینجاست که جمله کلیدی فیلم از زبان آلتریو بیان می‌شود که رو به قطار پیر و حزن آلود می‌گوید: یا نابودت می‌کنم یا نجاتت می‌دهم. به هرروی قرار نیست تو به دست غریبه‌ها بیفتی، نگران نباش.

دوستی و تعامل بین نسل‌ها نیز در آخرین قطار بخوبی نشان داده می‌شود. در حالی‌که عمدتا جدایی نسل‌ها و عدم درک یکدیگر را در دهه‌های اخیر و در بسیاری آثار سینمایی شاهد بوده‌ایم، اما در این فیلم نمایندگان نسل‌های مختلف بخوبی با هم به تعامل می‌رسند و اگرچه این درک متقابل زمانبر هم بوده، اما در نهایت به یک درک والا منجر می‌شود. در حین عبور قطار از شهرهای مختلف نیز می‌شود این درک متقابل، هم برای علت و انگیزه دزدیدن قطار 33 و هم کمک به این گروه نصفه و نیمه را از سوی مردمان این شهرهای کوچک دید.

یک نکته قابل توضیح استفاده از یک وسیله‌نقلیه در فیلم است. عمدتا وقتی یک وسیله نقیله عمومی یا همگانی در فیلمی به عنوان یکی از ابزارها یا کاراکترهای اصلی استفاده می‌شود، همه چیز تحت‌‌تاثیر کیفیت و قابلیت‌های فنی قرار می‌گیرد. فیلم‌های مسابقات رانندگی یا فیلم‌های اکشن که در آن موتورسواری حرف اول است یا آثار بسیاری که در این فرم دیده‌اید همگی همانا از برند قابل اعتبار و کیفیت بی‌نظیر وسیله حکایت دارد، اما در قطار 33 با این‌که یک وسیله نقلیه قهرمان اصلی فیلم است تنها چیزی که ندارد همین قابلیت‌های فنی است. نفس قطار 33 در هر 10 کیلومتر می‌گیرد و مجبور است بایستد و این آلتریوست که بالای سر موتور این لکوموتیو قدیمی می‌آید و ابتدا با داد و بیداد و سرآخر با التماس از این آهن قدیمی و فرسوده می‌خواهد کمی غیرت به خرج دهد و چند کیلومتر دیگر راه برود. این نهایت ظرافت و برداشت و دریافت معنوی از این کاراکتر است.

مهدی تهرانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها