ــ آی گفتی!...(این مطلب مختصر و مفید را هرچه به اطراف نگاه کردیم، نفهمیدیم کی گفت؛ اما هر کسی گفت، غلط نکنم، از خود مردم بود. میگویید نه، صداش بزنم؟!)
حاشیهسازی تبلیغاتی:
در حاشیه تبلیغاتی که گذشت و البته هنوز بر در و دیوار شهرها آثارش هست؛ برخی کارهای تبلیغی، توجه آدمهایی ناراحت مثل حقیر طنزپرداز را به خود جلب میکرد:1ـ تبلیغات سردرختی:
گاهی اسم و عکس یک نامزدی را میدیدی که از شاخه یک درخت آویزان شده است. شاید که هواداران آن نامزد خواسته بودند تا از معروفیت درخت در کنار نامزد مورد نظرخود استفاده مطلوب کنند. فقط امیدواریم این قضیه متقابل باشد؛ یعنی اگر این اشخاص وارد مجلس شدند، در تصویب قوانین مربوط به محیط زیست و اطرافش، هوای درختان را بیش از پیش داشته باشند. جای دوری نمیرود باور کنید.2ـ خود اصلح بینی:
برای خود نگارنده ـ که دیگر از خود بنده شاهدی زندهتر پیدا نمیشود!ـ از سوی یکی از آشنایان پیامکی تبلیغی آمد که: «فهرست نامزدهای اصلح من:......» (و در ادامه، اسم هفشده نفر قید شده بود که فکر کنم بقیه اسامی هم جا نشده بود!). این در حالی بود که خود بنده در برنامه تلویزیونیام خواسته بودم که طبق یک مصوبه قانونی اجرانشده، افراد بدون کسب اجازه از صاحب موبایل، برای او پیامک نفرستند. شاید کسی مثلا منتظر پیامی از عمهاش باشد که در بیمارستان بستری است. 2 متر از جا میپرد هوا!3ـ تبلیغ روی تبلیغ:
ما اصطلاح نور علی نور را شنیده بودیم، اما ندیده بودیم که هواداران یک نامزد، تمثال او را روی تمثال نامزد دیگران بزنند. ظاهرا این دسته از افراد، اعتقاد چندانی به این اصل تاریخی نداشتند که هر کس زودتر چسباند، چسبانده است دیگر. دیگر بیمعنی است که عکسی دیگر که طرفدارانش کمی دیر جنبیدهاند، روی عکس قبلی چسبانده شود. در تنور هم فقط یک نان میچسبانند. ما هیچ، از عزیزان شاطر بپرسید.توضیح ضروری:
الباقی حواشی تبلیغات این دوره از انتخابات مجلس را بگذارید بعد از انتخابات و سر یک فرصت مقتضی به استحضار برسانم که امروز یک وقت یک جایش شائبه تبلیغاتی پیدا نکند. پیدا کند، لنگ ما هم گیر است. حالا بیا ثابت کن که از سر دلسوزی و بیغرضی بوده است. سری را که درد نمیکند، دستمال نمیبندند. الان سؤال برخی از فلاسفه این است که استامینوفن واقعا از کجا میفهمد سر آدم درد میکند؟!رضا رفیع