حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
حامیان محیطزیست و حقوق حیوانات بر سازمان حفاظت محیطزیست خرده گرفتند؛ چرا شکار کردن این همه آسان شده که کسانی با خیال راحت در دل مناطقی که تحت پوشش سازمان حفاظت محیطزیست است دست به شکار آن هم به روش گانگستری بزنند؟
همزمان درز اخبار نشستهای مکرر تورگردانان شکار با معاون وقت محیط طبیعی این سازمان و توافق برای تعیین سهمیه شکار، نگرانیهای علاقهمندان به طبیعت ایران را تشدید کرد و این پرسش سوزان را در اذهان آفرید که آیا سازمان حفاظت محیطزیست برای شکارچیها فرش قرمز پهن خواهد کرد؟
این دلنگرانیها تا زمانی که معاونت محیط طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیطزیست دست به دست شود نیز ادامه پیدا کرد، اما زمانی که معاون جدید در همان روز معارفهاش با پدیده شکار سرسختانه مخالفت کرد امیدهای تازهای در دل دوستداران حیاتوحش جوانه زد. فاضل بر این باور است که به علت فشار وارده به جمعیتهای حیاتوحش آن هم به خاطر تخریب وسیع محیطزیست، حذف منابع غذایی، حذف رابط طعمه و طعمهخوار، شکستن حلقههای اکولوژیک و تغییر ساختار هرم جمعیتی، حیاتوحش کشور در شرایط خوبی به سر نمیبرد و اساسا طبیعت ایران توان تحمل شکار را ندارد، اما این موضعگیری به مذاق شکارچیان بخصوص گردانندگان تورهای شکار خوش نیامد تا آنجا که مخالفت با شکار خارجیها در ایران را مایه شرمساری کشور در جهان معرفی کردند.
کباب قناری بر آتش سوسن و یاس...
ماجرای نامهنگاری تورگردانان شکار به مقامات عالی کشور را دیگر حالا خیلیها شنیدهاند. آنها ما را با کشورهایی چون اسپانیا، سوئیس، کانادا و آمریکا مقایسه کردهاند و افسوس خوردهاند برخلاف آنها که راه برای شکارچیان را با دست و دلبازی باز میکنند ما در مقابل این افراد پولساز مانع ایجاد میکنیم. اما پاسخ ما و همه کارشناسان محیطزیست به این قبیل افراد این است که مگر یادشان رفته که در این کشورها کسی آهو را با وینچستر منفجر نمیکند و با نارنجک ماهی نمیگیرد یعنی همان کاری که به کرات در ایران گزارش شده است.
ما بسیار شنیدهایم که شکارچیان با اسلحه خودکار جنگی به شکار میش باردار میروند تازه اگر فراموش کنیم که اسلحه در دست شکارچیان حتی محیطبانها را هم نشانه میروند که بی شک به شهادت رسیدن 100 نفر از آنها به واسطه شلیک مستقیم شکارچیان گواه خوبی بر این ادعاست.
تورگردانان شکار میگویند اگر جلوی شکار بویژه شکار خارجیها را بگیریم در مجامع بینالمللی شرمسار میشویم اما در مقابل، کارشناسان و دوستداران محیطزیست سوالشان این است که اگر بستن راه شکار مایه خجالت است آیا دیده نشدن ردپای حتی یک گونه در دل کوه و دشت اسباب خجالت نیست؟ گرفتن دست بچههایمان و بردنشان به باغ وحش برای نشان دادن چند حیوان مریض و دمغ پشت قفسهای توری اسباب شرمساری نیست؟ یا اینکه بچههای ما حق ندارند مثل بچههای اسپانیا، سوئیس، کانادا و آمریکا وقتی به مسافرت میروند کنار جاده توقف کنند و آهو و گوزن قبراق و سرزنده را کنار جاده نگاه کنند؟
برای همین است آنها که محیطزیست ایران را خوب میشناسند معتقدند سود همه مردم کشور در نگهداری از حیاتوحش است حتی سود تورگردانان نیز بر خلاف تصورشان در حفظ حیوانات است وگرنه اگر همین مقدار اندک باقیمانده از حیوانات نیز به دست شکارچیان از بین برود دیگر حیوانی نمیماند که بشود از کنار آن پول به دست آورد.
ما همه مقصریم
راز پنهانی نیست که محیطزیست کشور با مشکلات عدیدهای روبهروست. هوای شهرها ناسالم و آلوده است، تالابهایش به نمکزارهای غیر یددار تبدیل شده و درختهایش به کندههای سوخته و سیاه و دود کارخانههایش مونوکسیدکربن را جایگزین عطر خوش گلهای بهاری کرده است.
ایرانیان بسیاری از سازمان حفاظت محیطزیست گلهمندند، اما هیچکدام از این مصایب بهانه خوبی برای دفاع نکردن از تصمیمات خوبش نیست. رخ دادن همه این اتفاقات تلخ، نتیجه عزم یکایک مان برای نابودکردن محیطزیست بوده و فرد فردمان در آن سهمی هر چند خُرد و کوچک داریم پس انصاف نیست که خودمان و اطرافیانمان را نادیده بگیریم و همه چیز را به دولت و عملکردش نسبت بدهیم.
دولتها و مدیرانشان میآیند و میروند، اما این خاک خوشبوی پر مهر که خاکستر تن آدمهایی است که در طول قرون برای آبادی و آزادیاش از جان مایه گذاشتهاند برای همیشه باقی خواهد ماند، طبیعت میماند و باید هم برای نسلهای بعدتر بماند. پس نیکوتر است به جای تقلا برای هموار کردن مسیر نشستن گلوله بر سینه یک آهو، نفیر گلوله را از ذهن ایران زمین پاک کنیم.
حیاتوحش ایران سالهاست که غریب و بیپناه دستهایش را مقابل اسلحه و شکارچیان دندان گرد بالا برده است، در برابر ظلمی چنین آشکار سکوت جایز نیست. اگر برای نفت این کشور دل می سوزانیم، اگر هدر دادن بنزین و آب و گاز دغدغهمان است، اگر دور ریختن نان و پسماند مواد غذایی را اسراف میدانیم، اگر از درشتی کلمهای به خشم میآییم و آن را توهین به فرهنگ و لهجهمان میدانیم، اگر از دیدن فیلمها و کتابهای ضدایرانی دلچرکین میشویم، اگر حاضریم مقابل هر تهدید خارجی و نشانه رفتن اسلحهای به سوی کشور سینه سپر کنیم، اگر به گذشتگان و بزرگان این سرزمین احساس دین و ارادت میکنیم پس باید ایمان داشته باشیم که در مقابل تمام موجودات این سرزمین نیز مسوولیم؛ جاندارانی که در مقابل بیپروایی و خشونت ما حتی نمیتوانند فریاد بزنند یا صدای اعتراضشان را به جایی برسانند.
احسان محمدی / کارشناس محیطزیست
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....