حادثهای که این بازیگر بازگو میکند به سال 68 برمیگردد. او میگوید: به همراه خانواده در نزدیکی شیراز کنار رودخانه وسیعی به گردش رفته بودیم. اهالی روستا به شنا در این رودخانه آشنا بودند و حتی کودکان بومی این منطقه نیز براحتی آنجا شنا میکردند. پسر کوچکتر من که آن موقع 5 ساله بود هم تصور میکرد میتواند اینطور شنا کند. او به بالای پل رفت و توی آب شیرجه زد، اما هرچه گذشت از آب بیرون نیامد.
وی ادامه میدهد: همه ترسیده بودیم. 2 خواهرم هر دو باردار بودند و این شرایط وحشتناک برایشان خطرناک بود. از آنجایی که پاکنیت هم همراهمان نبود مادرم بشدت بیتابی میکرد و فریاد میزد جواب او را چه بدهد اگر اتفاقی برای فرزندش بیفتد. در همان اثنا شوهرخواهرم به آب پرید و بالاخره پسرم را پیدا کرد. وقتی او را روی دست بالا میآورد خیال میکردیم جسدش را به همراه دارد.
خدا را شکر که حالا با شوخی و خنده اینها را تعریف میکنم. البته باید بگویم 2 ساعت هم از این ماجرا نگذشته بود که پسرم با دخترخالهاش نزدیک بود یک مزرعه را به آتش بکشند!
هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد