حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
خانه قدیمی دکتر رواقی، در حوالی میدان ونک، سالهاست که پذیرای دانشجویان و علاقهمندان به پژوهش و بویژه فرهنگنویسی است؛ دانشجویانی که برخی از آنان دیگر جامه استادی به تن کردهاند.
دکتر رواقی که سالهاست نامش با واژهگزینی، فرهنگنویسی و پژوهشهای قرآنی پیوند خورده است، عضویت پیوسته در فرهنگستان زبان و ادب فارسی را در کارنامه علمی خود دارد. تقدیر از این استاد بازنشسته دانشگاه فردوسی مشهد در همایش «پژوهش فرهنگی سال» بهانهای شد تا درباره وضعیت پژوهش و نقد در حوزه علوم انسانی بویژه رشته زبان و ادب فارسی گفتوگو کنیم.
یکی از مشکلات اصلی حوزه نشر و کتاب ما نبود فرهنگ نقد علمی در سطح جامعه و منتقدان حرفهای است. به عقیده شما تربیت ناقدان متخصص میتواند بخشی از مشکلات را در زمینه پژوهشها و تألیفات سطحی کم کند؟
مشکل اصلی در زمینه نقد این است که فرهنگ نقادی برای ما پذیرفته نیست. کمتر کسی را میتوان یافت که پذیرای نقد باشد؛ نقد باید عالمانه و انتقادی صورت بگیرد. شخصی کتابی نوشته است که آن کتاب ارزش علمی دارد، اما ارزش علمی آن کم است. منتقد نباید یکباره به اثر حمله کند و بخواهد کتاب را بزند. باید بررسی کند و بسنجد کتاب تا چه اندازه موفق بوده است و در چه بخشهایی ضعف دارد. اما این کار هماکنون نمیشود و این موضوع مشکل بسیار بزرگی است.برای مثال در حال حاضر در زمینه فردوسی چند شاهنامه پژوه داریم؟ 6 ماه است که از انتشار فرهنگ شاهنامه میگذرد، اما کسی نبوده که مشکلات و ضعفهای آن را بگوید.
یکی از موضوعاتی که شما در مقالات و سخنرانیهای خود به صورت مکرر به آن اشاره کردهاید وضعیت اسفبار تدریس در رشته ادبیات فارسی است. به عقیده شما برای عبور از بحران چه باید کرد و دانشگاهها برای تدریس چه روشهایی را باید در پیش بگیرند؟
در رشته ادبیات فارسی برخلاف ادعاهایی که میشود کسی را نمیشناسم که در همه کارها بتوان به او مراجعه کرد؛ یعنی در زمینه فرهنگنویسی، تحلیل متون، نسخهشناسی و رشتههای مختلف ادبیات معاصر کمتر کسی را میتوان نام برد که در حوزههای ادبیات به صورت تخصصی حرف اول را بزند. در اروپا پژوهشگران علوم انسانی روی یک موضوع تخصصی کار میکنند؛ مثلا فردی متخصص دستور زبان در نیمه اول قرن هجدهم میشود، فردی دیگر در حوزه واژهگزینی و فرهنگنویسی در 50 سال اخیر کار میکند، اما استادان ما یکباره مدعی میشوند از آغاز شعر فارسی تا زمان حال، مباحث برایشان مثل آب خوردن است.
یعنی شما بر این عقیده هستید که راه برون رفت از بحران در دانشکدههای ادبیات، تدریس و پژوهش بهصورت تخصصی است؟
رواقی: فرهنگ شاهنامه برای نخستین بــار در زمینه واژهیابی شاهنامه تألیف شده است که شامل 250 صفحه مقدمه است و نوشتن آن 10 سال بهطول انجامیده است
رشته ادبیات فارسی گسترده است، اما دانشکدهها در این زمینه تخصصی کار نمیکنند و تخصصی نبودن دانشکدهها باعث شده کسی نتواند خود را آماده کند. من به جرات میگویم ما در رشته ادبیات فارسی 5 متخصص هم نداریم. برای مثال در زمینه ادبیات قرن سوم و چهارم هجری حتی یک متخصص هم نداریم که بتواند همه اطلاعات لازم آن قرن را در زمینه ادبیات به ما بدهد. در همین سیر باطل، استاد در دانشگاه تدریس میکند و فرد با مدرک لیسانس فارغالتحصیل میشود و با این مدرک معلم میشود و از دبستان، دوباره به صورت وارونه در نظام آموزشی این سیر ادامه پیدا میکند. مشکل اساسی این است که ما در دانشگاه پژوهش بنیادی نداریم و دانشجو در دانشگاه کتاب درسی ندارد که برای دروس مختلف باشد.
شما در سیزدهمین «جشنواره پژوهش فرهنگی سال» که آذر امسال برگزار شد عنوان پژوهشگر شایسته تقدیر را کسب کردید. وضعیت پژوهش را چگونه ارزیابی میکنید؟ وظایف نهادها و ارگانها دراینباره چیست؟
کارهای پژوهشی دچار سکوت شدهاند برای اینکه کسی کاری نمیکند. یک دستگاه دولتی که میلیاردها تومان بودجه دارد چه کار پژوهشی بنیادی برای زبان فارسی میکند؟ شما یک دستگاه را نشان دهید که مسوولیت آن کار پژوهشی است و کارش را هم انجام میدهد. متأسفانه دانشکدهها، متخصص تربیت نکردهاند. مشکلات اقتصادی بیشتر شده و عدهای هم آنقدر آزمندیشان زیاد است که هیچوقت اقناع نمیشوند. به این جهت اغلب افراد چه استاد دانشگاه و چه پژوهشگران وقتشان را برای تدریس میگذارند و کسی وقت خود را برای کتابی که تألیف آن 8 سال یا 10 سال زمان میبرد و در نهایت 1000 نسخه از آن چاپ میشود، نمیگذارد.این نحوه برخورد با پژوهش درست نیست. دستگاههای دولتی باید برای کار پژوهشی بهصورت جداگانه سرمایهگذاری کلان کنند. این فرهنگی که ما به آن زبان و ادبیات فارسی میگوییم دارای بخش اسلامی بسیار غنیای است در حالی که درباره آن هیچکاری صورت نگرفته است. هماکنون بسیاری از دستگاهها در این زمینهها کارهایی میکنند ولی کار آنها بازدهی ندارد، برخی تنها نامی از ادبیات فارسی شنیدهاند و برای خود دکانی درست کردهاند. وقتی نفت ما در ایران شناخته شده نبود، ادبیاتمان را میشناختند. 250 یا 300 سال قبل آلمانها درباره ادبیات فارسی و زبانهای باستانی ما کار کردهاند. در دورههای بعد توسط انگلیسیها و آلمانها کار شده است. هنوز هم بهترین نسخه شاهنامه مربوط به چاپ مسکو و بهترین نسخه مثنوی برای نیکلسون است، درحالی که ما در ایران نیرو و توان برای انجام این کار داریم.
امسال مصادف با یک هزارمین سال سرایش شاهنامه است. شما در نمایشگاه کتاب امسال فرهنگ شاهنامه را عرضه کردید؛ فرهنگی که برای نخستین بار در زمینه واژهیابی شاهنامه تألیف شده است. کمی درباره این فرهنگ و ویژگیهای آن توضیح دهید.
این کتاب بزرگترین فرهنگ شاهنامه است که تاکنون تألیف شده که در آن درباره لغات، ترکیبات و همه کاربردهای زبان شاهنامه مباحثی مطرح شده است. این فرهنگ 250صفحه مقدمه دارد و نوشتن مقدمه 10 سال زمان برده است. برخی از این مقالات از سال 1347 آغاز شده و 2 سال به طول انجامیده است. شاهنامه فرهنگ ایران است و با تاملی که در این سالها بر شاهنامه داشتم، حرف و سخن زیادی باید گفته شود. مسائل گوناگون در شاهنامه است که از دیدگاههای مختلف باید بررسی و بیان شود . فردوسی از خردسالی با فرهنگ ایرانی و اسلامی بالیده و به همین جهت است که در بزرگسالی این توانمندی را پیدا کرده است که بتواند آنچه میخواهد را به فارسی برگزیند و بگوید. او عمدی در نیاوردن واژگان عربی نداشته بلکه این از توانمندی اوست که واژگان فارسی را با تمام قدرت بهکار میگیرد.
سیده معصومه کلانکی / جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....