چهره‌ها و حادثه‌ها

دوستانی که در رودخانه رفتند و تنهایم گذاشتند

وقتی با مدال طلایش ایران دوباره به جایگاه چهارم بازگشت، نام ذبیح‌الله پورشیب در ذهن کسانی که ورزش بخشی از دغدغه‌‌اشان است،‌ به جا ماند. با این‌که مدال‌های با ارزش دیگری را در کارنامه‌اش ثبت کرده بود، اما طلای بازی‌های آسیایی ارزش دیگری داشت، مدالی که با 19 طلای دیگر جمع شد و ایران را برای اولین بار به رده چهارم جدول بازی‌های آسیایی گوانگجو رساند.
کد خبر: ۴۵۷۸۶۱

ذبیح‌الله پورشیب، ملی‌پوش کاراته ایران است که با وجود جوانی و آرزوهای بزرگی که برای خود ترسیم کرده، این روزها ناراحتی بزرگی را تحمل می‌کند البته به تبع تمام روزهایی که روی تاتامی گذرانده، راه مبارزه را خوب بلد است و نمی‌خواهد خود را ضعیف نشان دهد: «من عادت دارم جنبه مثبت تمام اتفاق‌ها را ببینم. به همین خاطر وقتی از من درباره حادثه‌های زندگی‌ام می‌پرسید، ترجیح می‌‌دهم بگویم حادثه تلخی نداشتم چون اعتقاد دارم، در تمام حادثه‌های تلخ هم یک اتفاق مثبت پنهان است و تمام این اتفاق‌ها خواست خدا ست.»

پورشیب این توضیح را می‌دهد و بعد سراغ اتفاقی می‌‌رود که با وجود اعتقادش به تقدیر، هنوز نتوانسته تمام و کمال آن را بپذیرد: «2 پسر عمو داشتم. یکی 24 ساله و دیگری هم 28 ساله. تمام وقتم را با این 2 نفر می‌گذراندم. از بچگی با آنها بزرگ شده بودم. یا سر تمرین بودم یا این‌که با این 2 نفر سایر برنامه‌هایم را انجام می‌دادم. جزو مشوقان اصلی من بودند. هر جایی که مسابقه داشتم کنارم بودند. اگر هم در خارج از کشور مسابقه داشتم، وقتی بر می‌گشتم، اولین کسانی که در فرودگاه می‌دیدم، این دو نفر بودند. اینها را گفتم برای این‌که سطح رابطه‌ام را با این دو پسر عمو که دوستان نزدیکم بودند، بدانید.»

کاراته‌کای طلایی ایران تمام اینها را می‌گوید تا همه ما بهتر بدانیم که از دست دادن این دو نفر چقدر برایش سخت بوده: «قبل از مسابقه‌های آسیایی چین بود. با خیال راحت خودم را برای این رقابت‌ها آماده می‌کردم که به من خبر دادند این دو پسر عمو که در اصل نزدیک‌ترین دوستانم بودند، در رودخانه غرق شده‌اند. شما نمی‌دانید من چقدر سخت این موضوع را پذیرفتم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها