حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
کمی مکث کرد تا شاید ضعف پاهایش بهتر شود. یاد روزهای جوانیاش افتاد. همان روزها که وقتی راه میرفت حس میکرد زمین زیر پایش میلرزد. همان روزها که با همسرش پا به پای هم ساعتها در باغچه خانه بزرگشان به درختان و سبزیجاتشان رسیدگی میکردند. همان روزها که میتوانست...
شاید شما هم جزو آن دسته خانوادههایی باشید که پدربزرگ یا مادربزرگتان را به علت تنهایی یا نیاز به مراقبت در منزلتان پذیرفتهاید. این اقدام اگرچه در نگاه اول آسان به نظر میرسد، اما راه و رسم خودش را دارد. اینگونه نیست که تصور کنید تنها یک عضو جدید به خانواده کوچک شما اضافه شده است. رفتار با سالمندان ظرایف و حساسیتهای خاصی دارد که اگر به آنها توجه نکنید در آیندهای نزدیک با مشکل روبهرو خواهید شد. درست است که تعیین سن دقیق سالمندی کار دشواری است، اما اغلب افراد در این سنین ویژگیها و مشکلات نسبتا یکسانی پیدا میکنند که با کمی توجه میتوانید شرایط بهتری برای آنها فراهم کنید.
اگر پدربزرگ و مادربزرگ شما هم تمایلی به بیرون رفتن از خانه ندارد، اشتهایش را از دست داده، دچار پرخوابی یا کمخوابی شده، مدام از گذشتهها شکایت میکند یا حتی به سرزنش خود میپردازد، بهتر است فکری به حال افسردگی او کنید.
نسترن علیزاده، روانپزشک بالینی در این باره میگوید: افسردگی از جمله شایعترین مشکلات دوران سالمندی است که بیشتر به دلیل شرایط خاص سالمندان در این سنین ایجاد میشود. سالمندان به دوران جوانیشان نگاهی میاندازند و بسته به اینکه توانستهاند به خواستهها و هدفهایشان برسند دوران سالمندی شاد یا افسردهای خواهند داشت.
او به نتایج برخی پژوهشهای روانشناسی اشاره میکند که نشان میدهد سالمندان از آسیبپذیرترین گروههای اجتماعی محسوب میشوند. اگرچه شاخصها نشان میدهند با توجه به بهبودهای بهداشتی و تغذیهای، سالهای امید به زندگی در این گروه افزایش یافته است، اما این پایان ماجرای افسردگی پدربزرگها و مادربزرگها نیست.
داستان زمانی جدی میشود که آنها مدام از مرگ صحبت کرده و هرلحظه انتظار مردن را دارند.
این روانپزشک در ادامه میگوید: در شرایطی که افسردگی در سطح متوسط قرار دارد سالمندان واکنشهایی نظیر گریه از خود بروز میدهند، اما در موارد جدی تر آنها میگویند دوست دارند گریه کنند ولی نمیتوانند.
همیشه راهی هست
البته شادترکردن پدربزرگها و مادربزرگها کار سختی نیست. کافی است تلاش کنید که آنها احساس کنند هنوز هم مفید هستند. میتوانید از مهارتها و تواناییهای آنها استفاده کنید. برای مثال از پدر پیرتان خواهش کنید در رسیدگی به وضعیت درسی فرزندانتان کمک کند یا اگر مادر سالمند شما در کارهای هنری هنوز هم تواناست از او بخواهید ساعتی در روز را به این امور اختصاص دهد. سالمندان همچنین میتوانند با دوستان هم محلیشان همکاری کنند و صندوقهای قرضالحسنه برای کمک به اعضای محل راه بیندازند.
اگر پدر یا مادر پیرتان را به علت تنهایی به منزل خودتان دعوت کردهاید فراموش نکنید که از همان ابتدا اتاق مخصوصی را به او اختصاص دهید
آنها نباید احساس کنند در این سنین سربار شما هستند. به همین دلیل مسوولیت برخی کارهای سبک خانه را به آنها بسپارید. نگران ناراحت شدن پدر و مادر سالخوردهتان نباشید. برعکس آنها از اینکه هنوز هم باورشان دارید خوشحال میشوند. برای مثال از آنها بخواهید برخی مایحتاج روزانه خانه را تهیه کنند. البته در این کار زیادهروی نکنید و به اندازهای از آنها کمک بخواهید که خسته نشوند.
آنها نگهبان خانه نیستند
اگرهم میخواهید آنها را به افراد افسردهای تبدیل کنید راههای سادهای پیش رو دارید. برای مثال اگر آنها را در سفرها به بهانه ناتوانی یا بیحوصلگی شرکت ندهید، در مهمانیها به تنهایی حضور پیدا کنید و آنها را در خانه حبس کنید، طولی نمیکشد که احساس میکنند تبدیل به نگهبان منزل شما شدهاند. این وضعیت میتواند آغازی برای افسردگی سالمند شما یا حتی تشدید آن باشد. البته نباید فراموش کنید محدودیتهایی هم برای آنها وجود دارد. مثلا سالمندان اغلب در محیطهای پرسروصدا زود خسته میشوند. اگر قصد رفتن به چنین مکانهایی دارید سعی کنید با لحنی مناسب این وضعیت را برای پدر و مادر سالمندتان توضیح دهید. مثلا به او بگویید خیلی دوست دارید در کنار او باشید، ولی آنجا خیلی شلوغ است یا تعدادزیاد پلههای آنجا ممکن است سلامتی پاهای او را به خطر بیندازد.
سالمندان و اعتماد به نفس
پدربزرگ و مادربزرگتان را درک کنید. آنها در یکی از سختترین مراحل زندگیشان به سر میبرند. از یکسو تواناییهای گذشتهشان را به یاد میآورند از یکسو آینده چندان درخشانی را در انتظار خود نمیبینند. از طرف دیگر تحلیل رفتن هر روزه قوای جسمانیشان را حس میکنند و از اینکه کاری از دستشان ساخته نیست، شدیدا مضطرب و نگران میشوند. پس تعجبی ندارد اگر گاهی احساس میکنید آنها دوست دارند بیش از گذشته در کارهای شما مداخله کنند. در واقع این راهی است که آنها انتخاب میکنند تا خود و تواناییهایشان را به دیگران اثبات کنند.
مریم دهقان، کارشناس روانشناسی در گفتوگو با «جامجم» میگوید: ممکن است سالمندان به اقدامات عجیبی هم دست بزنند و کارهایی انجام بدهند که حتی در زمان جوانی و سلامت کامل هم انجام نمیدادند. مثلا پیرمردی که از بیماری قلبی رنج میبرد، صبح یک روز زمستانی در هوای آزاد شروع به ورزش کند یا پیرزنی که سالهاست با کمردرد دست و پنجهنرم میکند تصمیم بگیرد یکی از فرشهای خانه را بهتنهایی جابهجا کند.
بنابراین اگر متوجه شدید پدر و مادر پیرتان قرصهایش را نمیخورد یا حتی آنها را دور میریزد تصور نکنید که قصد اذیت شما را دارد. او تنها از یک فرآیند انکار استفاده میکند تا ضعفهایش را مخفی کند. احتمالا وقتی دلیل کارش را جویا میشوید در پاسخ میگوید سالم است و به آنها نیازی ندارد.
از تجربه آنها بهره بگیرید
شما میتوانید برای کاهش این حالت و افزایش اعتماد به نفس به آنها کمک کنید. باید سعی کنید به آنها نشان دهید اگرچه تواناییهایشان کاهش یافته، اما جایگاهشان نزد شما مانند گذشته است. فراموش نکنید پدربزرگها و مادربزرگها منبع غنی از تجربهها هستند. با مورد مشورت قرار دادن آنها میتوانید حس ارزشمند بودن را به آنها انتقال دهید. برای مثال همواره در فرهنگ ایرانی در مورد انتخاب نام فرزندان یا کسب اجازه برای ازدواج آنها به بزرگترهای خانواده مراجعه میکردند. ایجاد حس احترام و ارزشمند بودن تأثیر شگرفی در بالابردن اعتماد به نفس و امید به زندگی دارد.
اتاق پدربزرگ و مادربزرگ
این روزها دیگر از آن خانههای قدیمیبا حیاطهای بزرگ و باصفا و اتاقهای روبه آفتاب با پنجرههای سرتاسری که روزی پدرها و مادربزرگهایمان در آنها زندگی میکردند خبری نیست. همه جمع شدهایم در آپارتمانهای کوچکی که در آنها داشتن فضای شخصی و خصوصی چندان معنایی ندارد، اما باید توجه داشته باشید که پذیرفتن شرایط زندگی امروزی برای کسانی که نزدیک دوسوم از زندگیشان را به سبک دیگری گذرانده اند کار دشواری است. اگر پدر و مادر پیرتان را به علت تنهایی به منزل خودتان دعوت کردهاید فراموش نکنید که از همان ابتدا اتاق مخصوصی را به او اختصاص دهید. اگر خانه کوچکی دارید که امکان چنین کاری را به شما نمیدهد، سعی کنید فضای هرچند کوچکی را مثل یک کمد در اختیارش بگذارید. اگر به سرای سالمندان سری زده باشید یا با پدربزرگ و مادربزرگتان زندگی کنید ممکن است با مواردی برخورد کرده باشید که سالمندان بعضی از وسایل شخصی، پول و جواهراتشان را در رختخواب یا زیر بالش خود پنهان میکنند. اگر بتوانید یک کمد قفلدار به آنها بدهید میتوانید تا حدی خیالشان را راحت کنید. از سوی دیگر سالمندان در این سنین وسایلی دارند که چندان تمایل ندارند دیگران آنها را ببینند. از آن جمله میتوان به دندانهای مصنوعی اشاره کرد که با در اختیار گذاشتن یک مکان اختصاصی این مشکل نیز برطرف میشود.
چرا سالمندان به دیگران بدگمان میشوند؟
درست است. شما فرزندش هستید اما او این روزها آنچنان با شک نگاهتان میکند که گاهی میترسید پدر و مادر پیرتان از لحاظ روحی دچار بیماری شده باشد. اما اشتباه نکنید، روانشناسان معتقدند این حساسیتها و بیاعتمادی در اغلب سالخوردگان دیده میشود و دلایل ساده و مشخصی هم دارد که مهمترین آنها ضعف در بینایی، شنوایی و چشایی است. اختلالات بینایی شامل نزدیکبینی، دوربینی و آستیگماتیسم است که براحتی توسط عینکهای طبی بر طرف میشوند. پس سهلانگاری را کنار بگذارید و پدربزرگ و مادربزرگتان را هر از گاهی به بیناییسنجی ببرید، اما شایعترین مشکل دوران سالمندی افت شنوایی است که ممکن است باعث ناراحتیهای عصبی در سالمندان شود، چراکه آنها در شنیدن صداهای بم با دشواری روبهرو میشوند و فکر میکنند دیگران در حال زمزمهکردن در مورد آنها هستند. اگر سالمندتان با مشکل حواس پرتی روبهرو نیست، بهترین کار استفاده از سمعکهای طبی است، اما در صورت وجود بیماریهایی نظیر آلزایمر سمعک نهتنها مشکلتان را حل نمیکند، بلکه مشکل جدیدی به آنها میافزاید؛ چراکه مجبور میشوید مدام به دنبال سمعکهای کوچک پدربزرگ و مادربزرگتان بگردید. بنابراین کمی حوصله به خرج دهید و کلمات را آهسته و شمرده برایشان تکرار کنید و در نهایت مشکل چشایی که میتواند بهتنهایی بحث مفصلی را در خانه راه بیندازد. سالمندان در سنین بالا با 2 مشکل چشایی روبهرو میشوند. نخست مزهها را بدرستی حس نمیکنند و دوم تمایلی به استفاده از ادویه جات ندارند. همین 2مورد باعث میشود دیگران فکر کنند آنها افرادی ایرادگیر هستند. در حالیکه این حالت یک ضعف طبیعی است که برای اغلب سالخوردگان ایجاد میشود. در این مورد بهتر است کمی با آنها راه بیایید. سعی کنید غذاهای متنوع و تازه تهیه کنید تا آنها هم از غذایشان لذت ببرند.
بزرگترها و کوچکترهای خانواده
همه پدربزرگها و مادربزرگها از دیدن نوهها و روزبهروز بزرگتر شدن آنها احساس غرور میکنند، اما این احساس زمانی بیشتر میشود که کوچکترها هم نحوه برقراری یک ارتباط موثر را آموخته باشند. فرزندانتان در این ارتباط قبل از هرکس شما را الگوی خود قرار میدهند. بنابراین اگر نسبت به سالخوردگان خانواده و پدر و مادرتان احساس مثبت و توام با محبتی دارید، فرزندانتان نیز همین حس را تجربه خواهند کرد. قبل از هرچیز سالمندان انتظار دارند نوهها و فرزندانشان با آنها با احترام برخورد کنند. عزت نفس سالمندتان را در مقابل فرزندانتان حفظ کنید و تلاش کنید تصویر ذهنی مثبتی از آنها را در ذهن کودکان ترسیم کنید. سعی کنید در هر دو گروه احساس مسوولیت را به شیوههای مختلف تقویت کنید. برای مثال از پدر یا مادر پیرتان بخواهید فرزندان کوچکتان را به پارک ببرند. در مقابل نیز وظیفه یادآوری خوردن قرصها را به فرزندتان محول کنید. پدربزرگها و مادربزرگها هنگام تعریف کردن خاطرات دوران جوانیشان یا افسانهها و داستانهای قدیمی احساس خوبی را تجربه میکنند. به فرزندانتان بیاموزید که شنوندگان خوبی باشند. گاهی خودتان نیز با آنها همراهی کنید. البته همیشه مواظب سلامت سالمندان باشید و این مسأله را به کودکان هم یادآوری کنید. چراکه آنها توانایی تحرک کمی دارند و نمیتوانند پا به پای کوچکترها حرکت کنند و در بازیهایشان شرکت کنند.
چگونه با آنها صحبت کنیم؟
اگر پدربزرگ و مادربزرگتان مدام در برابر پیشنهادهای مختلف شما میگوید: «دیگر از من گذشته» یا «دیگر زمانی برای این کارها نیست»، هرچه سریعتر شیوه کلامیتان را تغییر دهید. برای درک کردن وضع و حالشان کافی است چند دقیقه خودتان را جای آنها بگذارید. در این سنین افراد روزانه به طور فزایندهای امیدشان را به آینده از دست میدهند یا مدام احساس میکنند ممکن است دیگران کارهایشان را سبکسرانه تلقی کنند. ادامه پیدا کردن اینگونه احساسات میتواند از پدربزرگ و مادربزرگتان افرادی افسرده و بدون اعتماد به نفس بسازد، اما شما میتوانید با یک شیوه کلامی صحیح همه چیز را حل کنید. اگر میخواهید آنها برنامههایی که شما برای بهبود روحیه آنان ترتیب دادهاید را براحتی بپذیرند باید سعی کنید جملاتتان رنگ و بوی پیری نداشته باشد و به هیچ عنوان به ضعفهای آنها اشاره نکند. برقراری ارتباط کلامی پدربزرگها با مادربزرگها تفاوتهایی هم دارد. اگر با مادربزرگتان زندگی میکنید، مدت زمان بیشتری را به صحبت کردن با او اختصاص دهید. آنها بر عکس پدربزرگها هنگام ناراحتی نیاز بیشتری به درددل کردن دارند. در مقابل اگر خواستهای از پدربزرگتان دارید یکراست سر اصل مطلب بروید و از حواشی دوری کنید. البته سالمندان در این سنین به رعایت احترام در کلام شما بیشتر ازهر چیز دیگری اهمیت میدهند، بنابراین جملات درخواستی را جایگزین جملات آمرانه کنید.
زندگیتان را هماهنگ کنید
اگر با پدربزرگ و مادربزرگتان زندگی میکنید، حتما با بیخوابیهای شبانه آنها آشنا هستید. واقعیت این است که بیش از 50 درصد افراد بالای 65 سال از مشکل خواب در این سنین رنج میبرند. البته اگر تصور میکنید با افزایش سن نیاز انسان به خواب کاهش مییابد سخت در اشتباه هستید. همه این مشکلات از آنجا آغاز میشود که با افزایش سن ساعت خواب بدن تغییر میکند. بنابراین وقتی میبینید که پدربزرگ و مادربزرگتان از سر شب خوابآلود است، اما صبح بسیار زود بیدار میشود تعجب نکنید. اما با وجود این آنها هم روزانه بین 6 تا 8 ساعت در روز به خواب احتیاج دارند. تفاوت خواب سالخوردگان با افراد جوانتر در این است که آنها اغلب خواب سبک را به جای خواب سنگین تجربه میکنند. پزشکان عواملی همچون بیماری دیابت، داروها و اختلالات روانی را بر کیفیت خواب سالمندان مؤثر میدانند. در این بین عوامل استرسزا نقش تعیینکنندهای را بازی میکنند. راههای مختلفی وجود دارند که میتوانید با رعایت آنها به وضعیت خواب پدربزرگ و مادربزرگتان کمک کنید. برای مثال از آنها بخواهید حتی در روزهای تعطیل هم ساعت خوابشان را تغییر ندهند. همچنین حداقل 2 ساعت قبل از خواب از نوشیدنیهای دارای کافئین، مثل چای و قهوه استفاده نکنند. یکی دیگر از عوامل بیخوابی در این سنین نداشتن فعالیت بدنی مستمر است. در این حالت بدن که خستگی چندانی حس نمیکند تمایلی به خواب نشان نمیدهد. بیشتر سالمندان به دلیل درد در مفاصل، رغبتی به حرکات بدنی نشان نمیدهند. شما میتوانید با همراهی در پیادهروی و ورزشهای سبک در آنها ایجاد انگیزه کنید. قبل از خواب دوش آبگرم را برای آرامش بیشتر فراموش نکنید. در نهایت اینکه از پدربزرگ و مادربزرگتان بخواهید تنها زمانی که احساس خستگی و خوابآلودگی میکنند به بستر بروند. غلتزدن در بستر و به انتظار خواب بودن تنها برایشان شب بیداری را به ارمغان خواهد آورد. سعی کنید بستر مناسبی را برای آنها فراهم کنید. برای این کار میتوانید از تشکهای طبی استفاده کنید. تشکهای برقی که تولید گرما میکنند برای سالمندانی که از درد پاها و کمر رنج میبرند بسیار کارگشا خواهد بود تا خواب شیرینی را تجربه کنند. سعی کنید ساعت خوابتان را با سالمندی که در منزل دارید هماهنگ کنید. بدین ترتیب بسیاری از مشکلاتتان برطرف خواهد شد.
همه پدربزرگها و مادربزرگها از دیدن نوهها و روزبهروز بزرگتر شدن آنها احساس غرور میکنند، اما کوچکترها هم باید نحوه برقراری ارتباط با آنها را آموخته باشند
این هماهنگی در سایر موارد نیز توصیه میشود. برای مثال سالمندان معمولا به برنامههای خاصی از تلویزیون علاقهمند هستند که ممکن است فرزندان کوچکتر خانواده علاقهای به آنها نشان ندهند. با داشتن یک مدیریت صحیح در مورد ساعت برنامهها و تکرارشان میتوانید از بحث و جدلهای بعدی جلوگیری کنید. فرزندان معمولا انعطافپذیری بیشتری نسبت به سالمندان دارند. از آنها بخواهید تا با صبر و حوصله بیشتری در این خصوص عمل کنند.
سرای سالمندان؛ آری یا نه
سپردن پدربزرگها و مادربزرگها به سرای سالمندان همیشه هم نشانه سنگدلی نیست. اگرچه در فرهنگ ما این امر چندان مورد پذیرش قرار نمیگیرد، اما گاهی به نفع سالمندان است که سرای سالمندان را به زندگی در کنار فرزندانشان ترجیح دهند. برای مثال زمانی که پدربزرگها و مادربزرگها بیماریهایی دارند که نیازمند مراقبت دقیق و دائمی دارند بهتر است با توافق خودشان آنها را به سرای سالمندان بفرستید تا از خدمات تخصصی این مراکز استفاده کنند. در اینگونه فضاها معمولا زندگی سالمندان از نظم بخصوصی پیروی میکند و تفریحات مناسبی در اختیارشان قرار میگیرد. بسیاری از سالمندان همنشینی با افرادی که شرایط نسبتا یکسانی با آنها دارند را به زندگی در آپارتمانهای کوچک و تنهایی به علت مشغله فرزندان ترجیح میدهند.
اما تمام اینها مسوولیت شما را سلب نمیکند. هر چقدر هم سر پدربزرگها و مادربزرگها در این مکانها گرم باشد، اما جای خالی فرزندان را پر نمیکند. سپردن آنها به سرای سالمندان نباید موجب فراموش کردن آنها شود، بنابراین حداقل هر دو هفته یکبار به آنها سر بزنید. اما سرای سالمندان در کنار تمام این مزایا معایبی هم دارد. بسیاری از سالمندان حتی بعد از گذشت چندین سال نمیتوانند خود را با این مکانها و شرایطشان وفق دهند و دچار افسردگیهای شدیدی میشوند. داشتن زندگی یکنواخت و بدون هیجان و صحبت با افرادی که از مشکلات عاطفی رنج میبرند میتواند تأثیرات منفی روی روحیه آنها داشته باشد.
افراد معمولا در سرای سالمندان احساس استقلالشان را از دست میدهند و به افرادی با شخصیت وابسته تبدیل میشوند. حتی ممکن است بعد از مدتی تمایلی به انجام کارهایی که از دست خودشان هم بر میآید نداشته باشند. دور ماندن از خانواده و بستگان درجه یک معمولا با احساس کمبود عاطفه همراه است. در صورت سهل انگاری شما در رسیدگی و ملاقات با آنها این احساس تبدیل به نا امیدی و توجه بیش از حد به مرگ میشود. بنابراین پدربزرگ و مادربزرگتان را در صورت رضایت کامل به این مراکز انتقال دهید و آنها را به اجبار در سالهای پایانی عمرشان محکوم به جدایی از فرزندانشان نکنید.
سالمندان و ورزش
پزشکان معمولا به سالمندان توصیه میکنند تا حد توانشان فعالیت بدنی داشته باشند. برای آنکه ساعتهای دلپذیرتری را در کنار پدربزرگ و مادربزرگتان بگذرانید و خودتان هم زمان کمتری را به مراقبت از آنها اختصاص دهید ورزش بهترین راه پیشنهادی ماست. به همین دلیل برای آنها برنامههای ورزشی و تفریحاتی پیشبینی کنید. در سنین بالاتر ورزشهای آبی نظیر شنا بیشترین تأثیر مثبت را روی سالمندان دارند، اما مهمترین فایده ورزش کردن در این سنین سلامت روانی این افراد و جلوگیری از افسردگی در آنهاست. البته پوکی استخوان از جمله رایجترین مشکلات سالمندان است که در صورت بیاحتیاطی هنگام ورزش ممکن است مشکلساز شود. به همین دلیل همراهی و مواظبت از پدربزرگ و مادربزرگتان را فراموش نکنید.
توصیههایی کوتاه در مورد پدربزرگها و مادربزرگها
برنامه غذایی خانواده را به گونهای تنظیم کنید که سالمندان شبها از غذاهای سبک استفاده کنند. مصرف لبنیاتی مثل ماست و شیر که هم آرامشبخش هستند و هم برای پوکی استخوان مفیدند را از یاد نبرید. بیماری آلزایمر از جمله بیماریهای شایع دوران کهولت است که با افزایش سن تشدید میشود. یکی از راههای کاهش سرعت پیشروی این بیماری کار کشیدن از مغز است. فعالیتهایی مثل حل جدول را به پدربزرگ و مادربزرگتان توصیه کنید.
ـ چرتزدنهای بین روز اگر کوتاه باشند نهتنها مانع خواب شب نمیشوند، بلکه انرژی لازم برای طول روز را هم فراهم میکند. متخصصان برای این منظور زمانی در حدود 30 تا 45 دقیقه را توصیه میکنند.
ـ قدرشناس باشید. درست است که سالمندان در این دوران به دلیل شرایط ویژهای که دارند گاهی زودرنج به نظر میرسند، اما شما باید جایگاه آنها را حفظ کنید و شرایطی را فراهم کنید که آنها آخرین دوران زندگیشان را با خشنودی طی کنند.
پریشاد احمدی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....