یعنی انسان قائل به حاکمیت مطلق خداوند بر جهان و خودش و معتقد به اینکه خداوند وی را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم کرده است، منطقا باید وضعیتی را در ارکان مدیریت سیاسی و اجتماعی جامعه خویش تجربه کند که ضمن برقراری مرکزیت و سلطه یکپارچه در مدیریت کلان در عین حال محروم از توانمندیها، قابلیتها و ظرفیتهای خویش نبوده و اجازه ندهد امکانات بالقوه موجود برای او ودیگران توسط خود آنها به فعلیت نرسد. به عبارت دیگر، انسان در اداره امور اجتماعی خویش در گستره پهناور سرزمین مشارکت میکند و به تناسب، مسوولیتی را به عهده میگیرد، به گونهای که ایفای مسوولیت وی، نافی یکپارچگی سرزمین و منافع ملی نیست و در عین حال مسوولان کلان مدیریتی کشور را بینیاز از مداخله در امور مناطق و نواحی کشور میکند، زیرا خود وی میتواند امور محیط خویش را با ضوابط مرکزی و سرزمینی اداره کند و در اعتلای آن کوشا باشد.
بروکراسی شکل گرفته به این صورت، قواعدی چون اصول وحدت ملی، تمامیت ارضی، نظام جمهوری اسلامی و تابعیت حکومت مرکزی را رعایت میکند و ذیل این اصول در اداره دموکراتیک مناطق، استانها و نواحی، آزادی و اختیار عمل دارد. یکی از ابزارهای مفید موجود در چنین جامعهای قاعدتا تشکیلات شورایی آن در روستا، بخش، شهر، شهرستان و مراکز استان است. این شوراها ماموریت تامین قسط اسلامی و همچنین همکاری در تهیه برنامهها و ایجاد هماهنگی در پیشرفت امور در واحدهای تولیدی، صنعتی، کشاورزی و ... را به عهده دارند و در عین حال ناظر بر پیشبرد سریع برنامههای متنوع محیط خود نیز هستند. ملاحظه میشود که در جامعه الگو مسائلی به لحاظ بروکراسی و صنعتی مشاهده میشود که میتوان بصراحت از آن با عنوان «بروکراسی غیرمتمرکز» نام برد . چنین وضعیتی مرکزیت را از عهدهدار بودن انواع و اقسام تصدیهای مربوط به اموری که باید در مناطق و استانها انجام شود، مانع میگردد و توان و امکانات آن را برای سیاستگذاری و طراحی برنامههای کلان اداره کشور رها و آماده میکند.
انتظار میرود که در جامعه الگو، تراکم جمعیت در برخی نقاط و متروک ماندن برخی نقاط دیگر از جمعیت موضوعیت نداشته باشد و چنان نباشد که زندگی در کلانشهرها به معنای همراه بودن با آلودگیهای طبیعی، محیطی و آسیبهای ناشی از مهاجرتهای ناگزیر باشد. اختیار مردم و به رسمیت شمرده شدن اعمال این اختیار، عدم مداخله از ناحیه مدیران ملی در امور مدیران مناطق و اعتماد به نفس و توان اداره امور مناطق و عدم ارجاع هر مسالهای از پیرامون به مرکز را سببسازی میکند و به این ترتیب کارآمدیها افزایش مییابد. در عین حال در جامعهای بزرگ و پهناور، یکنواختی و همریختی در تصمیمگیری برای امور واحد، جای خود را به تفاوت و تناسب تصمیمگیری با مقتضیات محیط میدهد. مردم در چنین جامعهای احساس میکنند که به قابلیتها و مواریث آنان توجه کاملی میشود، لذا با آرامش خاطری که بهدست میآورند، پاسداری از امنیت ملی را تسهیل و تعمیق میکنند.
هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد