او درباره انگیزهاش از قتل گفت: چندی قبل یکی از دوستانم به من گفت فهمیده یحیی با زنش رابطه دارد و به همین دلیل میخواهد از این مرد انتقام بگیرد. او از من خواست کمکش کنم و گفت اگر حاضر شوم یحیی را بکشم پول خوبی خواهد داد. من که بشدت مشکل مالی داشتم و از طرفی میدانستم یحیی کاری غیراخلاقی انجام داده است قبول کردم به دوستم کمک کنم.
متهم در ادامه گفت: من در فکر نقشهای برای قتل بودم که باخبر شدم مرد دیگری به اسم ناصر هم میخواهد همان کاری را انجام بدهد که در تدارکش بودم. من از قبل ناصر را میشناختم و وقتی از نیت او باخبر شدم با هم صحبت کردیم تا به صورت مشترک این کار را انجام بدهیم. بعد از طراحی یک نقشه به بهانه تفریح و گشت و گذار سراغ یحیی رفتم و او را سوار موتورم کردم و به منطقهای بردم که از قبل تعیین کرده بودیم. ناصر هم خودش را به آنجا رساند و بعد در یک فرصت مناسب به او حمله کرد و وی را به قتل رساند و سپس فرار کردیم.
ماموران بعد از شنیدن این اعترافات ناصر را هم بازداشت کردند. این مرد وقتی فهمید همدستش حقیقت را بیان کرده است چارهای جز اعتراف ندید.
وی گفت: من فهمیده بودم یحیی با نامزدم رابطه دارد، به همین خاطر تصمیم گرفتم او را بکشم و در حین برنامهریزی برای قتل فهمیدم جواد هم همین نقشه را دارد، برای همین با هم همکاری کردیم.
فهیمه اسدی، وکیل دادگستری
درباره یک پرونده قتل نمیتوان بدون دسترسی کامل به جزئیات پرونده نظر کارشناسی داد و باید تاکید کرد که در این زمینه تنها دستگاه قضایی است که با دسترسی به پرونده میتواند نظر قطعی و درست را بیان کند. مجازات قتل عمد قصاص است، اما برای اینکه بتوانیم به دقت مجازات مجرمان را بررسی کنیم باید جزئیات ارتکاب جنایت را بدانیم تا بتوانیم تشخیص دهیم که آیا هر دو مشارکت در قتل داشتهاند یا یکی مشارکت و دیگری معاونت داشته است. ضربه سختی که به سر مقتول خورده کدامیک از متهمان وارد کردهاند؟ آیا ضربه را هر دو وارد کردهاند؟ یا یکی دست و پای مقتول را نگه داشته و دیگری ضربه زده است؟ در این صورت به احتمال زیاد یک نفر مباشر در قتل و دیگری معاون بوده است؛ اما اگر هر دو ضربه زده باشند و هر دو ضربه کشنده باشد، و عمل هر دو به یک میزان در قتل تاثیر گذاشته باشد هر دو مباشر در قتل به حساب میآیند.
همانگونه که گفتم تشخیص معاونت یا مباشرت در قتل بستگی زیاد به بررسی این جزئیات دارد. در نتیجه باید نحوه فوت به طور کامل مورد بررسی قرار گیرد و گزارش پزشکی قانونی برای تشخیص نوع عمل متهمان و مجازات آنها بسیار تعیینکننده است.
در این پرونده متهمان اصلی به قتل و قصد قبلی برای انجام آن اعتراف کرده و حتی با بیان انگیزه خود به نوعی آن را توجیه نیز کردهاند. یکی میخواسته انتقام شخصی بگیرد و دیگری هم به خاطر پول این کار را کرده. اما حتی اگر اعتراف نمیکردند که قصد قبلی داشتهاند با توجه به عمل کشندهای که انجام شده است، مجازات چنین افرادی قصاص است.
اما عمل کشنده چیست؟ مطابق قانون، عمل کشنده به 3 اعتبار تشخیص داده میشود: اول وسیلهای که برای قتل استفاده میشود، مانند سلاح گرم، قمه، چاقو و... دوم، به اعتبار موضعی که آلت قتل به آنجا اصابت کرده، مثلا اینکه به قلب اصابت کند یا اینکه به پا اصابت کند، فرق دارد. سوم، به اعتبار شخص است. مثلا هل دادن یک زن باردار میتواند نوعا کشنده محسوب شود. ضربه به سر نیز نوعا کشنده است و کسی نمیتواند ادعا کند که به قصد دیگری ضربه سخت به سر وارد کرده است.
اما در مورد مشارکت و معاونت در قتل؛ معاونت در قتل به معنی فراهم کردن مقدمات قتل قبل از وقوع یا حین وقوع جرم است. در واقع معاون کار قاتل را راحت میکند و عملی انجام میدهد که قتل را آسانتر میکند. مثلا برای خفه کردن طناب تهیه میکند یا مقتول را به جایی میکشاند که قاتل بتواند او را بکشد یا حتی قاتل را تحریک یا تطمیع کند، اما کسی که مباشر است در قتل نقش فیزیکی داشته است.
مطابق ماده 207 قانون مجازات اسلامی، مجازات مباشرت در قتل عمد قصاص است و معاون در قتل به حبس از 3 تا 15 سال زندان محکوم میشود. در صورت رضایت اولیای دم، قاضی میتواند از نظر جنبه عمومی مباشر در قتل را به حبس از 3 تا 10 سال و معاون را به حبس از یک تا 5 سال محکوم کند.
ماده 212 نیز تصریح میکند: هرگاه 2 یا چند مرد کسی را به قتل برسانند و عمل قتل منتسب به همه آنها باشد، مجازات همه آنها قصاص است. در صورتی که بیش از یک نفر در قتل دست داشته باشد، مثلا عمل قتل منتسب به 2 متهم باشد، در این صورت اولیای دم میتوانند با پرداخت مابهالتفاوت دیه (نصف دیه به هر کدام) تقاضای قصاص هر دو را بکنند.
همچنین مطابق ماده 636 قانون مجازات اسلامی، چنانچه کسی جسد مقتول را مخفی کند، همچنین محکوم قبل از اطلاع به ماموران، آن را دفن کند به حبس محکوم میشود.
نسرین خواجوی، جامعهشناس
این پرونده مشترکات زیادی با بسیاری از پروندههای قتلی که به صورت روزمره درباره آنها میشنویم دارد. 2 نفر همدست شدهاند که مردی را بکشند. یکی به پول احتیاج داشته و دیگری هم میخواسته انتقام شخصی بگیرد. اما نکته قابل توجه و مهمی در این بین وجود دارد که نیاز به بررسی و واکاوی دارد. در پس توجیه این جنایت، انگیزه ناموسی نهفته است. هر دو نفر به این موضوع تاکید داشتهاند که این فرد به خاطر روابط نامشروع مستحق مرگ است. یکی او را متهم کرده که با نامزدش ارتباط دارد و دیگری هم که میخواسته پول بگیرد پیش خودش اینگونه توجیه کرده که بالاخره این مرد با همسر دوستش ارتباط داشته و آدم خوبی نیست و لیاقت زندگی ندارد.
چنین تفکری پیشینه تاریخی دارد؛ چیزی که باعث میشود بسیاری از قتلهای ناموسی و انتقامجوییهای ناموسی در بسیاری از جوامع دنیا شکل بگیرد. این تفکر به جنایت کثیفی مانند قتل مشروعیت میدهد. حال آنکه نه در دین و نه در قانون مجازاتی که برای روابط نامشروع در نظر گرفته شده، قتل نیست.
برای تعدیل کردن این تفکر باید در جامعه جا بیفتد که اولا، در جامعه قانون وجود دارد. مثل اینکه هر کسی وقتی دزد به خانهاش بزند به جای اینکه خودش دزد را پیدا و مجازات کند سراغ پلیس میرود، چنین برخوردی در این مساله هم باید صادق باشد.
اگر کسی به شخصی شک دارد که با همسرش رابطه دارد، پلیس بهترین مرجع است و خیلی سریع به این مساله رسیدگی خواهد کرد. اگر هم رابطه ثابت شود مجازات خاص خود را دارد. حتی اگر بالاترین مجازات برای این مساله در نظر گرفته شود چطور میتوان حق دفاع را از شخصی که متهم است گرفت؟
نکته دوم، تاکید بر توصیههای دینی است که باید از طریق کارشناسان امور دینی، رادیو و تلویزیون و مدارس صورت گیرد. دین اسلام هرگز اجازه نداده که شخصی را بدون محاکمه و دادن حق دفاع مجازات کنیم، حتی اگر بزرگترین جنایت را انجام داده باشد و همواره بر حفظ حق دفاع و محاکمه عادلانه برای متهم تاکید شده است. محاکمه و مجازات نیز نه توسط خود فرد شاکی یا کسی که به او وابستگی دارد، بلکه باید بهوسیله شخصی ثالث و بیطرف صورت گیرد. در غیر این صورت خود شاکی مسوول است و معصیت انجام داده. قتل نفس از بزرگترین گناهان است و هیچ توجیهی برای آن وجود ندارد.
کلثوم کریمی، روانشناس
در این پرونده 2 همدست وجود دارند که به طور اتفاقی با هم آشنا شده و شریک این جنایت شدهاند. یکی از این افراد خصومت شخصی با مقتول داشته، اما دیگری صرفا برای پول این کار را کرده است.
اینکه فردی به صرف اینکه کسی کاری انجام داده که او نامش را خیانت یا چیزی شبیه این میگذارد، آن شخص را بکشد، اصلا منطقی نیست و کاملا غیرعادی است.
افرادی که خود را مجاز به حکم صادر کردن درباره افراد و مجازات کردن آنان میدانند رفتاری خودسرانه دارند که به هیچ وجه قابل قبول نیست. کسی که عمل خودسرانهاش بهجایی میرسد که به او اجازه میدهد دست به جنایت خشن بزند، قبح جنایت برایش ریخته و چنین فردی بدون شک از اختلالات روحی ـ روانی و فکری رنج میبرد.
در مورد فردی که میگفته مقتول با نامزدش رابطه دارد، به نظر میرسد این فرد براساس تفکراتی که خود از واقعیت داشته و لزوما واقعی نیست مقتول را مورد تحلیل قرار داده و بعد برای او حکم صادر و این حکم را اجرا کرده است. نکتهای که در پس بسیاری از قتلها نهفته، تحلیل غیرواقعی از واقعیت توسط افرادی است که به بیماریهای روحی ـ روانی دچار هستند.
اما در مورد شریک دیگر جرم، باید گفت این فرد که با دریافت مبلغی قبول میکند جنایتی انجام دهد، نشاندهنده روحیه خشن اوست. بسیاری از افراد مشکل مالی دارند اما عدهای که علاوه بر مشکل مالی مشکلات روحی ـ روانی جدی دارند ممکن است دست به چنین جنایات پرخطری بزنند.
اما چه عواملی ممکن است یک فرد را قاتل کند؟ نخست اینکه فرد مدام در محیطی بزهکارانه و خشونتبار حضور داشته باشد.
این محیط میتواند خانواده، محیط، دوستان یا محلهای باشد که در آن زندگی میکند. مورد بعدی این است که شخصی دارای تفکرات و شرایط روحی خاص باشد.
سارا لقایی