پپ گواردیولا از خودش، بارسلونا و دلایل موفقیت‌اش می‌گوید

هیچ رازی در کار نیست

بعد از کسب عنوان مربی سال (2011) فوتبال جهان که به سبب فتح 5 جام معتبر در این سال بود، پپ گواردیولا مربی فکور و نوگرای بارسلونا حتما حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. او فقط از اواخر بهار 2008 سکاندار نیوکمپ شد اما بارسا در این مدت مجری زیباترین و فنی‌ترین و موفق‌ترین بازی‌ها در جهان بوده، به طوری که آبی و اناری‌های ایالت کاتالونیای اسپانیا مدعی جدی عنوان برترین تیم فوتبال باشگاهی تمام تاریخ هستند. گواردیولا که خود هافبک وسط کلیدی و کاپیتان بارسلونا در دهه 1990 و چیزی مثل ژاوی هرناندز هافبک وسط محوری فعلی این تیم بود، در مدت نه چندان طولانی سرمربیگری‌اش در بارسلونا از 16 جام پیش‌رو 13 جام را فتح کرده است. در مصاحبه پیش‌رو، گواردیولا به بسیاری از مسائل موجود در تیم خود و روش‌ها و نتایج مثبت کارش اشاره می‌کند.
کد خبر: ۴۵۴۷۹۷

به محض این‌که در بارسلونا سکاندار شدید تاثیر سریع و عمیقی در این تیم برجا گذاشتید، این امر چطور حاصل آمد؟

اولین چیزی که از بازیکنان خواستم این بود که به من اعتماد کنند و قول دادم که هرچه در ذهن دارم، ثمر خواهد داد. یک شرط و خواسته من این بود که تیم سختکوش باشد و با تمام وجود فوتبال بازی کند و مجری نمایش‌هایی زیبا و غرورانگیز باشد. یک اصل و نیاز در مسابقات ورزشی این است که مردم و تماشاگران از بازی تیم‌ها لذت ببرند و از آمدن به استادیوم‌ها پشیمان نشوند.

نباید سر آنها کلاه گذاشت و نازل‌ترین چیز را برایشان ارائه داد. این که یک روز بد بازی کنید قابل پذیرش است اما این را که اصلا در پی بازی‌های زیبا نباشید، نمی‌توان قبول کرد. خوشبختانه بارسلونا از آغاز هم با این هدف‌ها همسو بوده و من فقط چیزهایی را در این میان تصریح و ترمیم کرده‌ام. با این اوصاف اهداف من و بارسا مثل گذشته باقی مانده است؛ این که تهاجمی و زیبا بازی و تا سرحد امکان گلزنی کنیم.

با این همه فتح این همه جام طی فقط 3 سال و 7 ماه سرمربیگری شما در نیوکمپ غیرقابل باور نشان می‌دهد.

فکر نمی‌کنم. در این ارتباط باید به دنبال رازها و اسرار بود و هر آنچه پیشتر گفتیم تنها رازهاو دلایل پیروزی‌های ماست. علاوه برچیزهایی که گفتم سعی داشته‌ام به اهداف و ایده‌آل‌های باشگاه وفادار بمانم و همان‌ها را عملی کنم. افزون بر این در خرید و فروش‌ها دقت داشته‌ام و در بسیاری از موارد بازیکنان رشد یافته در مکتب بارسلونا و در مدرسه فوتبال این باشگاه را بر خریدهای درشت خارجی و رویکرد به مهره‌های سایر باشگاه‌ها ارجح دانسته‌ام. هیچ‌گاه از دادن زمان و بخت لازم به افراد جوان در موقعیت‌ها و مسابقات مهم ابایی نداشته‌ام و کوشیده‌ام تعادل و توازن لازم را بین آنها و سایرین برقرار کنم.

در 3 سال اخیر 2 بار لیگ قهرمانان اروپا و هر مرتبه هم جام باشگاه‌های جهان را فتح کرده‌اید. این پیروزی‌های بزرگ را چطور ارزشگذاری می‌کنید؟

سخت‌ترین مسابقه و میدان ممکن جام باشگاه‌های اروپا است، زیرا هر اتفاقی در آن متصور است و هیچ اطمینانی به آینده نیست و هر لحظه ممکن است تیم‌های مدعی از پای درآیند. فصل پیش نیز این عامل عدم‌اطمینان در کار ما و در کل مسیر این مسابقات وجود داشت و ما چه در یک‌چهارم نهایی در برابر آرسنال و چه نیمه‌نهایی مقابل رئال مادرید ساعات سختی را سپری کردیم. آن بازی‌ها سخت‌تر از فینال برای ما بود. این جامی است که اصلا نمی‌توانید در آن احساس آرامش و اطمینان کنید. 3 فصل پیش در برابر چلسی در نیمه‌نهایی ما فقط با گلزنی در ثانیه‌های آخر وقت تلف شده، راه صعود به فینال را هموار کردیم و اگر شوت استثنایی آندرس اینی‌یستا گل نمی‌شد، ما حذف می‌شدیم. وقتی این جام را می‌برید، به‌طور خودکار در مسیر شرکت و فتح جام باشگاه‌های جهان قرار می‌گیرید و با این اوصاف بدیهی است که نمی‌توان ارزش این دستاوردها و جام‌ها را به دقت مشخص و بیان کرد و بالاتر از آنها من چیزی را نمی‌شناسم.

با این حال و در تضاد با آنچه می‌گویید در هر دو فینال سال‌های 2009 و 2011 لیگ قهرمانان قاره در برابر منچستریونایتد بردهای راحت و قاطعی داشتید.

بله، فینال‌ها معمولا فشرده و پایاپای هستند و قاعدتا با احتساب این مساله است که بردهای ما را در برابر منچستری‌ها یکطرفه می‌دانید. با این حال همان مسابقات نیز سنگین و کمرشکن بودند و دیدارهای دیگری بوده است که ما در آنها از نمایش‌مان در برابر منچستر هم بهتر بازی کرده‌ایم.

شاید چون فینال‌ها معمولا بسیار حساس و سرشار از احساس‌اند، بازی‌های ما دربرابر منچستر بیش از حد پرشکوه توصیف شده باشد. حقیقت هر چه باشد، تدارکات ما برای آن فینال‌ها و بخصوص دیدار نهایی فصل پیش در شهر لندن بسیار مهم و خطیر و دقیق بود. ما چند روز زودتر به لندن رفتیم و خودمان را با شرایط آنجا وفق دادیم و در نهایت مسابقه را در بهترین شکل و فرم ممکن برگزار کردیم.

امسال هم تغییراتی را در روش بازی تیم‌تان اعمال داشته‌اید، حال آن که بارسا خوب کار کرده و به نتایج لازم هم رسیده بود. مربیان معمولا به سیستم‌ها و نفرات برنده دست نمی‌زنند و از تغییر در آن ابا دارند.

شاید مهم‌تر از بحث تاکتیک‌ها و روش‌ها، بحث خود بازیکنان و آدم‌ها مهم باشد چون به هر حال آنها هستند که باید روش‌ها و تاکتیک‌ها را اجرا و اعمال کنند. اگر یک مربی تغییراتی را در روش‌های خود می‌دهد با این هدف است که کارها و وظایف تعریف شده بیشتر با خصایل نفرات تیم همخوانی داشته باشد و بازی‌ای برای تیم تدوین شود که نفرات با آن راحت باشند و از عهده‌اش برآیند. یک دلیل دیگر تغییرات تاکتیکی این است که شما باید بازی‌ای را برای تیم خود برگزینید که برای هر مسابقه پیش‌رو و براساس قابلیت‌های حریف بعدی کارایی داشته باشد و دلیل پاره‌ای از اقدامات من در این زمینه نیز همین مساله بوده است.

یادتان باشد که رقبای ما پیوسته در حال تلاش و مطالعه برای بی‌اثر کردن بازی‌های ما هستند و دائما به پیشرفت‌هایی هم نایل می‌شوند و در نتیجه ما نیز مجبوریم همیشه کلک‌هایی تازه سوار کنیم و طرح هایی بریزیم که برای آنها غافلگیرکننده باشد. باید همیشه راه‌حل‌هایی تازه داشته باشید.

یک نیاز مبرم شما برای اجرای تاکتیک‌های پیچیده‌ای که دارید، بازیکنانی هوشمند و فنی است. آنها را چگونه می‌یابید؟

مساله اینجاست که به آسانی و همیشه نمی‌توان به آنها دسترسی یافت. شاید همیشه نفراتی مستعد به شما معرفی و پیشنهاد شوند یا کسانی را خودتان ببینید و به باشگاه بیاورید اما درستی یا غلط بودن محاسبات‌تان فقط زمانی مشخص می‌شود که آنها در جریان مسابقه به زمین بروند و بازی کنند و مشخص و ثابت شود همان کاری از دست‌شان ساخته است که شما می‌خواهید یا خیر.

در این زمینه هر مربی‌ای زمانی موفق است و هنگامی نیز ناموفق، زیرا هماهنگ شدن یا نشدن یک بازیکن با اندیشه‌های شما چیزی نیست که بتوان در مورد آن تضمین و باور قطعی داشت.

تیم شما به لحاظ توان جسمانی و ارائه بازی‌های قدرتی و در زمینه داشتن نفرات فیزیکی و قادر به جنگ‌های جسمانی آنقدرها هم موفق نیست و می‌خواهید هر چیزی را از دریچه فن و تکنیک حل و فصل کنید. آیا این از نظر شما یک نقصان بزرگ نیست؟

وقتی نفراتی با تکنیک و کیفیت بازیکنان ما دارید، بسیاری از مشکلات‌تان حل می‌شود و در آن مورد شاید وجود نفراتی فیزیکی در تیم‌تان آنقدرها هم سرنوشت‌ساز نباشد.

من هر موقع مشکلی در این زمینه پیش می‌آید، از طریق تغییر تاکتیک یا یکی دو تعویض به رفع آن همت می‌گمارم.

تعداد نفرات تیم‌تان نیز زیاد نیست. در حالی که در فهرست سایر باشگاه‌های بزرگ نام 27 تا 30 بازیکن به چشم می‌خورد، اما شما در عمل بیشتر از 22 یا 23 بازیکن ندارید.

گاهی وقت‌ها احساس می‌کنم که داشتن تعداد بیشتری از بازیکنان و نیمکت‌نشین شدن اجباری تعدادی از آنها بیش از آن که به نفع تیم باشد، حاشیه‌ساز و موجد مشکلات است و در نتیجه خیلی هم دنبال اضافه کردن تعداد بازیکنان نبوده‌ام. فکر می‌کنم ما به همان تعدادی که می‌خواهیم، بازیکن داریم.

این حرف را نمی‌توان پذیرفت، زیرا در دو فصل اخیر به سبب کمبود مدافعان سالم و سرحال بارها هافبک‌های خود مثل ماسکرانو و بوسکتس را به خط دفاعی برده‌اید.

بله، ولی آنها جواب داده‌اند. خط میانی محلی است که اغلب بازیکنان هوشمند و خوشفکر در آن جولان می‌دهند و این‌گونه نفرات می‌توانند خط دفاعی را هم بگردانند و این اتفاقی است که برای ما در بارسا هم روی داده است.

وقتی هافبک‌های ما مدافعان خوبی هم هستند، چرا تیم را سرشار از نفراتی تازه کنم که بازی‌های زیادی هم به سبب تعدد نفرات تیم به آنان نمی‌رسد.

کدام مربیان برکار شما بیشتر تاثیرگذار بوده‌اند؟

یوهان کرویف هلندی که مربی ما در نیمه اول دهه 1990 بود و خود من زیرنظر او بازی می‌کردم، تاثیری عمیق‌تر برمن گذاشته است. 6 سال با او کار کردم و چیزهای زیادی از وی آموختم. در مکزیک هم که بودم، خوان مانوئل لیلو که در تیم کولیاکان مربی من بود، مسائل زیادی را به من یاد داد. او مهربانی لازم را داشت و صحبت‌های زیادی با من انجام داد که راهگشا بود.

آیا به بازیکنانی استثنایی مثل مسی و ژاوی می‌توان واقعا چیزهایی آموخت؟

فقط می‌توان کاری کرد که آنها برای هر مسابقه ای در بهترین شرایط فکری و روحی باشند و این کاری است که من برای بازیکنان بارسلونا انجام داده‌ام.

برتغذیه آنها هم باید نظارت داشت و طوری آنها را هدایت کرد که در حد توان‌شان بدرخشند. بقیه مسائل با درخشش تکنیکی آنها حل می‌شود.

سایت فیفا / مترجم: وصال روحانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها