حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
ماهیت اصلی فیلمنامه، داستان یک عمارت قدیمی است که در هر اپیزود، اتفاقاتی برای شخصیتهای آن رقم میخورد. درحقیقت فیلمنامه بر مبنای لوکیشن نوشته شده است. ابتدا قرار بود داستان اینگونه باشد که درهر اپیزود، نامهای به در خانه برسد و برای اهالی آن خانه، حوادثی پیش آید و بر این اساس نام آن «نامهها» بود که به «رازهای یک خانه» تغییر یافت. اما اکنون هر قسمت عنوان ویژهای دارد که با قصه خود مرتبط است. مثلا یکی از قسمتها خوشیها و حسرتها نام داشت و تاویل روانشناختی از یک تجربه عاطفی بین زن و شوهری را به تصویر میکشید یا اولین قسمت از این سریال به نام «یاد باد» که داستان یک ملاقات بود.
سالها پس از جنگ، 2 برادر به دیدار هم میروند و گذشته خود را مرور میکنند. حافظ، برادر کوچکتر برای گذراندن طرح پزشکی به منطقه جنگی اعزام میشود و دیری نمیگذرد که خودخواسته به خط مقدم جبهه راه مییابد. حبیب، برادر بزرگتر با رفتن حافظ به خط مقدم موافق نیست. او معتقد است که حضور پزشک در پشت جبهه کارسازتر است تا زیر گلوله و آتش. حافظ اما چنین فکر نمیکند. بستر نمایشی این اپیزود وامگرفته از تعزیه است که در آن نوع اجرا و شکل فاصلهگذاری حفظ شده است.
رازهای یک خانه در 30 قسمت 45 دقیقهای توسط نویسندگان مختلفی همچون نادر برهانی مرنــد، محمد یاراحمدی، زهرا رفیعی گیلوایی، آرش پارساخو و... نوشته شده و اصغر عبداللهی آنها را بازنویسی کرده است. خانه مادری، مهمانی شام و شب رغائب عنوان برخی قسمتهای این مجموعه هستند. با اینکه به خاطر اپیزودیک بودن این سریال از تعداد زیادی بازیگر استفاده شده که 40 بازیگر اصلی داشته و ظاهرا با بازیگران فرعی این تعداد به 100 نفر میرسد، اما لبخنده از بازیگران چهره و خیلی مشهور استفاده نکرده است و مبنای کار خود را بیشتر بر خود فیلمنامه و قصهها قرار داده است.از این حیث میتوان آن را با سریال شاید برای شما هم اتفاق بیفتد مقایسه کرد.
با اینکه جنس و ماهیت قصهها و فضاسازی و طراحی صحنه آن بیشتر به تلهتئاتر نزدیک است و عمارت قدیمی آن به خلق چنین فضایی کمک کرده اما روایت قصهها لحنی رئالیستی داشته و به واقعیتهای زندگی نزدیک است. اساسا تجربههای زیسته واقعی و مناسبات آدمها در این تجربه دستمایه قصه پردازی در این مجموعه قرار گرفته است.
یکی از امتیازات این مجموعه، روایت دیالوگهاست که خیلی واقعی و شبیه روایت زندگی عادی است و تلاش شده از غلوگویی گفتاری در بطن کار جلوگیری شود.
در واقع اجزاء و عناصر درام در نسبت با همان نگاه واقعگرایانه کارگردان به قصه و شخصیت هایش به یک هماهنگی لازم رسیدهاند، هرچند یک کندی و رخوتی در ریتم قصه دیده میشود که با توجه به مخاطب شناسی شبکه 4 به نظر میرسد نقطه ضعفی به حساب نیاید. مخاطبان شبکه 4 با تلهتئاتر آشنا هستند، ولی شاید کمتر با مجموعههای نمایشی مواجه شده باشند. مجموعه رازهای یک خانه از فضای استودیو خارج و به صورت تک دوربین ضبط میشود. با این حال فضای کلی سریال و ساختار و فرم روایی آن به سریالهای شبکههای دیگر شباهت کمتری دارد و لوکیشنهای کم و حجم زیاد فضاهای داخلی به این تمایز دامن زده است.
ابتدا تصویربرداری در باغی حوالی امامزاده صالح تجریش انجام میشد و مدتی است تصویربرداری به مکانی به نام باغ زاویه رفته است که بسیاری از قصهها در آن شکل میگیرد و باعث تنوع مکان و زمان میشود.
روایت داستانهایی که برای این مجموعه در نظر گرفته شده، تلفیقی از داستانهای امروزی و آثار برجسته جهان از جمله چخوف است که این مساله بسیار به جذابیت کار میافزاید. به عبارت دیگر، الهام گرفتن ازادبیات کهن و آمیختن آن با فضاهای زندگی مدرن و دغدغههای آدمهای امروزی، این سریال را در فضایی میان سینما و تئاتر قرار داده است که تماشای آن آرامشی لذت بخش دارد. در واقع یک نوع بازسازی و بومی کردن ادبیات جهان را میتوان در این مجموعه ردیابی کرد. واقعیت این است که مجموعه بهگونهای متفاوت، فضای همیشگی و تکراری تلهتئاترهای ساخته شده طی این سالها را در هم شکسته و فضای استودیویی اینگونه کارها را این بار در فضایی کاملا متفاوت در یک لوکیشن باورپذیرتر قرار داده است. فریبرز قربانزاده طراح صحنه و لباس سریال نیز همین نظر را دارد و معتقد است: شاید لوکیشنهای یکسان در ظاهر بیشباهت به یک تلهتئاتر نباشد، اما به نظر من این هنر کارگردان است که بتواند چند قسمت را در یک محل ثابت بهگونهای کارگردانی کند که در هر قسمت آن، جذابیتهای خاصی برای مخاطب داشته باشد.
البته باید این را هم اضافه کرد که این بدان معنی نیست که مخاطب تصویری تصنعی از این المانها داشته باشد. آنچه فراتر از فرمهای ظاهری میتواند مخاطب خاص این مجموعه را با خود همراه کند تلاش کارگردان برای وارد شدن به دنیای درونی و ذهنی و بازنمایی لایههای باطنی روح آدمی و آن چیزی است که در درون اتفاق میافتد و مظاهر بیرونی آن به شکلی نمادین نشانهشناسی میشود.
شخصیتهایی که هر کدام رازی را با خود همراه دارند و در مکاشفه دراماتیک مخاطب را با پیچیدگی دنیای درونی خود همراه و سهیم میکنند. رازهای یک خانه روایت انسانهای مدرن با لحن و ادبیاتی قدیمی است که در بدترین زمان ممکن پخش میشود.
سیدرضا صائمی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....