رابطه موسیقی و اشعار مولانا نیازمند بازنگری است

مولانا راوی ریتم و موسیقی

موسیقی ایرانی از گذشته‌های دور با شعر همراه بوده و این عنصر مهم ادبی نقش محوری در ارائه موسیقی سنتی ایران داشته است؛ به طوری که همیشه قطعات و تصانیفی که از گذشته به ما رسیده با نوای ساز و اجرای یک شعر توسط خواننده همراه بوده است. البته در حال حاضر نیز نمی‌توان نقش مهم شعر را در موسیقی ایرانی نادیده گرفت و شاید بتوان گفت در شرایط امروزی شعر و ترانه عنصری مهم در روند ساخت یک قطعه موسیقایی است.
کد خبر: ۴۵۲۴۴۹

در تمام این سال‌ها بودند خوانندگانی که تمرکز خاصی روی شعر یک شاعر بنام داشتند که در این میان می‌توان به مولاناخوانی، حافظ‌خوانی، سعدی‌خوانی و گاهی فردوسی‌خوانی این هنرمندان اشاره کرد. البته شاید بتوان توجه آهنگسازان و خوانندگان را به مولانا متمایز از بقیه شعرا دانست که شاید علت آن هم به بزرگداشت‌هایی برگردد که گاهی با حضور گروه‌های موسیقی از ایران در سراسر دنیا برای این شاعر برگزار می‌شود.

شعرهای مولانا ریتم را فریاد می‌زند

مولانا شاعری جهانی است که همیشه شعرهایش منبعی برای آهنگسازان جهت ساخت قطعات بوده است و قابلیت زیادی برای کار در زمینه موسیقی دارد. فواد توحیدی آهنگسازی که هر ساله با گروهش در قونیه کنسرت‌هایی را به یاد مولانا برگزار می‌کند، معتقد است هیچ شاعری به اندازه مولانا این قابلیت را ندارد که روی اشعارش ملودی گذاشته شود. مولانا عارفی شعر پیشه بوده و سعدی و حافظ شاعرانی عرفان پیشه بوده‌اند و چون عارف با ریتم و سماع سر و کار دارد شعرهای مولانا نیز خالی از این مقوله نیست. در واقع شعرهای مولانا خاصیتی دارد که خودش ریتمش را فریاد می‌زند.

وی ادامه می‌دهد: مولانا خود عاشق موسیقی و سماع بوده و این مساله روی اشعارش تاثیر مستقیم داشته است به‌گونه‌ای که بیشتر شعرهای او در دیوان شمس این قابلیت را دارند که روی آنها آهنگ گذاشته شود و کمتر غزلی وجود دارد که ریتمش برای ساخت آهنگ مناسب نباشد، چرا که همه تقریبا دارای ریتمی روان و آهنگین هستند.

محمد معتمدی، خواننده موسیقی سنتی که با صدایش در اپرای مولانا نقش این شاعر را به عهده داشته است نیزدر این باره می‌گوید: اشعار مولانا یک حسن بزرگ و متمایز از دیگر شعرا دارد و آن موسیقی و ریتم ذاتی است که در آنها هست. این مساله از یک جهت خوب و از جهت دیگری آفت بزرگی شده به گونه‌ای که برخی آهنگسازان بدون‌در نظر گرفتن ابعاد مختلف این شعرها تنها از موارد تکراری بهره می‌برند و به ریتم‌های شاد و ضربی بسنده می‌کنند. در حالی که شعرهای این شاعر بزرگ، قابلیت زیادی برای ساخت موسیقی دارد و بهتر است هنرمندانه به آنها پرداخته شود تا شأن آن حفظ شود.

پیوند عمیق موسیقی ایرانی با ادبیات

وی با اشاره به وزن و ریتم موجود در اشعار مولانا ادامه می‌دهد: به طور کلی موسیقی ایرانی پیوستگی عمیقی با ادبیات دارد. بخشی از این پیوستگی به لحاظ معنایی و محتوایی و یک بخش نیز ظاهری است که پیوستگی ظاهری موسیقی ایرانی و شعر همان ریتم است.

معتمدی می‌گوید: تمام گوشه‌های موسیقی ایرانی متناسب با بحرهای عروضی است که در ادبیات ما وجود دارد. مولانا نیز در اشعارش از بحرهایی استفاده کرده که تحرک و سماع بیشتر نمود دارد به همین دلیل به لحاظ آهنگسازی و تصنیف‌سازی شاید راحت‌ترین شعر برای آهنگسازان باشد و البته می‌توان کارهای متنوعی نیز روی این اشعار انجام داد که خوشبختانه این اتفاق افتاده است.

از نوا تا ماهور و اصفهان با شعرهای مولانا

درست است که شعر مولانا از یک ریتم و وزن خاص برخوردار است و این مساله کار آهنگسازان را ساده‌تر کرده است، اما باید دید اشعار مولانا با کدام دستگاه موسیقی ایرانی بیشتر همخوانی دارد.

فواد توحیدی، سرپرست گروه ارفع کرمانی و آهنگسازی که در ساخت قطعاتی براساس اشعار مولانا پیشرو بوده در این خصوص می‌گوید: اشعار مولانا اکثر عاشقانه است و باید دستگاه‌ها و گوشه‌هایی را در آهنگسازی در نظر بگیریم که حس و حال عاشقانه داشته باشند.

وی ادامه می‌دهد: من بیشتر آهنگ‌هایم را با بهره‌گیری از شعرهای مولانا در دستگاه نوا ساختم، ولی اگر بخواهیم به واسطه این موسیقی با کشورهای دیگر تعامل بیشتری داشته باشیم، باید دستگاه‌هایی انتخاب کنیم که برای آنها غریب نباشد مثل ماهور یا اصفهان. چرا که اکثر کشورها گام ماژور و مینور را در موسیقی‌شان دارند و از آنجا که فضای ماهورو اصفهان به این گام‌ها نزدیک‌تر است برایشان قابل درک‌تر و آشناتر است.

محمد معتمدی، خواننده موسیقی سنتی ایران نیز معتقد است دستگاه‌ها و مقام‌های مختلف موسیقی ایرانی ابزار کار یک آهنگساز هستند. ابزاری که او برای بیان مختلف با ترکیب شعر و اوزان از آنها استفاده می‌کند و کارهای متفاوتی می‌سازد.

وی ادامه می‌دهد: همه دستگاه‌های موسیقی ایرانی دارای حالات ویژه‌ای هستند و می‌توان با توجه به مفهوم شعر از همه آنها در ساخت یک قطعه بهره جست. به نظر من، تمامی دستگاه‌های موسیقی ایرانی قابلیت همراهی با شعر مولانا را دارند.

هنرمندان سنجاق به مولانا

در سال‌های اخیر تنوع و نوآوری در موسیقی بسیار پررنگ شده و ما هر روزه شاهد تحولی در روند آهنگسازی و انتخاب شعر هستیم، اما متاسفانه این تنوع فقط مختص موسیقی است و هیچ هنرمندی این روند را در شعر خوانی ایجاد نمی‌کند، در حالی که به گفته بسیاری از بزرگان هنر، شعرهای شعرای ایران چنین قابلیتی در خود دارند، اما متاسفانه حرکت جدی در این زمینه صورت نمی‌گیرد.

معتمدی در مقام یک خواننده درباره تنوع در خوانش اشعار مولانا و دیگر شعرا می‌گوید: یکی از دلایل یکنواختی در شیوه خواندن اشعار این است که ما صرفا ساده‌ترین راه را انتخاب می‌کنیم و خودمان را به موسیقی و شعر مولانا وصل می‌کنیم. در واقع ما خودمان را به مولانا سنجاق می‌کنیم، در حالی که در یک شعر ریتم‌های پنهانی نهفته است که آهنگساز می‌تواند با کار کردن روی آنها تنوع زیادی ایجاد کند که اگر چنین شود کارهای جدیدی نیز در زمینه شعرخوانی صورت می‌گیرد.

وی ادامه می‌دهد: ایجاد تنوع به ذهن هنرمند و توانایی‌های او بستگی دارد که به نظرم انجام کارهای اینچنینی نشدنی نیست، اما نباید فراموش کرد حرف تازه زدن چیزی نیست که هر روزه شاهد آن باشیم.

موسیقیدان فقط نباید در خدمت شعر باشد

فواد توحیدی در این باره می‌گوید: سال‌های گذشته بودند کسانی که تنوع خاصی در نوع ارائه اشعار مولانا ایجاد کردند. برای ایجاد چنین تحولی می‌توان اشعار مولانا را در ریتم‌های غیرمتعارف نیز اجرا کرد. به طور کلی نوع ارائه یک اثر می‌تواند نقش مهمی در ایجاد فضاهای نو داشته باشد به عنوان مثال یک شعر حافظ بارها و بارها خوانده شده، اما وقتی یک مجری یا یک خواننده خوب آن را به شیوه‌ای جدید می‌خواند برای شنونده تازگی دارد.

نکته: هر ساله به مناسبت بزرگداشت مولانا مراسمی در قونیه برگزار می‌شود که تنها چند گروه از ایران راوی اشعار این شاعر بزرگ هستند درحالی که گروه‌های بی‌شماری هستند که می‌توانند به عنوان نماینده ایران در این مراسم به اجرا بپردازند

وی ادامه می‌دهد: در زمینه آهنگسازی نیز می‌توان آهنگ‌هایی ساخت که برای شنونده تازگی داشته باشد، چرا که شعر همانند یک ماده خام است که آهنگساز می‌تواند آن را به هر قالبی در آورد. البته این نکته هم قابل ذکر است که رسالت یک موسیقیدان فقط این نیست که در خدمت شعر باشد، چرا که شعر در کنار ریتم و ملودی یک ابزار برای ارائه اثر موسیقایی به مخاطب است و نمی‌تواند هدف نهایی آهنگساز باشد.

من معتقدم تفهیم شعر به مخاطب بسیار مهم است، اما متاسفانه در حال حاضر آهنگسازان کمتر به محتوای شعر و تلفیق صحیح آن با ملودی اهمیت می‌دهند و این در حالی است که در گذشته نحوه ارائه شعر توسط خواننده برای آهنگسازان در درجه اول اهمیت بوده و شاید همین نکته یکی از دلایل ماندگاری بیشتر آن نغمات و تصانیف در اذهان ماست.

مولانا با اندیشه‌اش به جهان معرفی شده

گروه‌های بزرگ و کوچک موسیقی ایران هر ساله کنسرت‌هایی را خارج از ایران برگزار می‌کنند که برخی به واسطه پرداختن به اشعار مولانا نقش موثری در شناساندن این شاعر بزرگ به جهانیان داشته‌اند. در واقع این هنرمندان در کنار جهانی کردن موسیقی ایرانی سعی در معرفی شاعران ایرانی نیز داشته‌اند.

فواد توحیدی، پژوهشگر موسیقی درباره نقش گروه‌های موسیقی در جهانی کردن مولانا می‌گوید: خوشبختانه گروه‌های موسیقی ایرانی با آثارشان توانسته‌اند نقش بسزایی در شناساندن قسمتی از اندیشه‌های بلند مولانا بین مخاطبان کشور داشته باشند، اما از آنجا که شعر فارسی برای غیرایرانی‌ها قابل درک نیست نتوانسته‌اند به موفقیت چشمگیری در این زمینه برسند.

معتمدی که در طول فعالیت خود، کنسرت‌های بی‌شماری خارج از کشور برگزار کرده نیز در این باره می‌گوید: به نظر من مولانا به واسطه اندیشه و جهان‌بینی‌اش در دنیا شناخته شده در واقع این اندیشه مولانا بوده که همه را شیفته خودش کرده است.

وی ادامه می‌دهد: در طول سال‌های گذشته، اشعار او ترجمه شده و در اختیار همگان قرار گرفته، اما با ترجمه تنها مفهوم به مخاطب منتقل می‌شود و قالب‌ها و ظرافت‌ها از بین می‌رود. بر این اساس مولانا به واسطه اندیشه‌اش در دنیا پذیرفته شده و عزیز جهان شده است.

این خواننده می‌افزاید: درست است که کارهای شاخصی در زمینه موسیقی براساس شعرهای مولانا صورت گرفته، ولی من معتقدم بسیاری از هنرمندان ما پیش از آن‌که بخواهند به واسطه موسیقی‌شان مولانا را به جهان بشناسانند و قدمی در این راه بردارند، خودشان را توسط او به دنیا معرفی کرده‌اند که این کم‌لطفی و نشناختن شخصیت مولاناست.

حاضران در بزرگداشت مولانا

هر ساله به مناسبت بزرگداشت مولانا مراسمی در قونیه برگزار می‌شود که تنها چند گروه از ایران راوی اشعار این شاعر بزرگ هستند، در حالی که گروه‌های بی‌شماری هستند که می‌توانند به عنوان نماینده ایران در این مراسم به اجرا بپردازند.

توحیدی که هر ساله با گروه ارفع کرمانی در این مراسم شرکت می‌کند، در خصوص حضور کمرنگ گروه‌های ایرانی در این بزرگداشت می‌گوید: به نظرمن دو علت باعث شکل‌گیری این اتفاق شده است. یکی نفوذ کشور ترکیه است که نمی‌خواهد با حضور گروه‌های ایرانی مولانا را ایرانی جلوه دهد و دیگر ضعف آهنگسازان ایرانی و گروه‌های شرکت‌کننده است، چون آهنگسازان آن طور که باید روی این اشعار کار نمی‌کنند و از سویی دیگر به واسطه هزینه زیاد سفر نمی‌توانند یک گروه کامل با ترکیب سازبندی مناسب را برای اجرا به ترکیه ببرند و همین عوامل باعث می‌شود نتوانند با مخاطب ارتباط لازم و مناسب را برقرار کنند.

وی ادامه می‌دهد: ما از نظر کلامی نمی‌توانیم با کشورهای دیگر ارتباط برقرار کنیم، پس باید با ریتم و موسیقی‌مان این خلا را پر کنیم که متاسفانه با کمبود نوازندگان و نیز جای خالی ریتم و ملودی مناسب نتوانستیم به جایگاه اصلی و واقعی خود برسیم.

سرپرست گروه ارفع کرمانی می‌افزاید: بیشتر گروه‌های شرکت‌کننده در چنین مراسمی، هم از نظر سازبندی ناقصند و هم از نظر آهنگسازی ضعیف هستند و متاسفانه بیشتر از حد، موسیقی آوازی اجرا می‌کنند، در حالی که شنونده‌های این برنامه‌ها با کلام ارتباط برقرار نمی‌کنند و دائم به دنبال ریتم و حرکت هستند. به همین دلیل از موسیقی ما فاصله می‌گیرند و موسیقی‌های قوالی و پرشورتر را گزینه انتخابی خود می‌کنند.

توحیدی با اشاره به اجرای خود در قونیه می‌گوید: من در همه این سال‌ها تلاش کردم آهنگ‌هایم به گونه‌ای باشند که شور قلندری در خود داشته باشند. ما در اجرایمان بیشتر از هم‌آوایی، کف زدن و استفاده متنوع از سازهای کوبه‌ای استفاده می‌کنیم، چرا که مخاطب غیرایرانی در وهله نخست از ریتم لذت می‌برد.

متاسفانه یکی از مشکلات موسیقی ایرانی، پرداختن آهنگسازان به چند ریتم خاص است، در حالی که ما بی‌نهایت ریتم داریم. اما متاسفانه گوش شنوندگان ایرانی به این ریتم‌ها عادت کرده و من معتقدم این رسالت آهنگساز است که ریتم‌های جدید و متنوع را به شنونده القا و گوش آنها را با این ریتم‌ها آشنا کند.

بیان اشعار مولانا با زبانی نو

زمان می‌گذرد و موسیقی‌های زیادی خلق می‌شوند. موسیقی‌هایی که یقینا برخی از آنها دربرگیرنده اشعار مولانا خواهند بود و بعضی دیگر راوی شعر فردوسی و حافظ هستند. این دهه چنین است، اما آیا در دهه‌های بعدی نیز موسیقی مولانا، فردوسی و... در سرزمینمان می‌پیچد؟ یا این‌که آهنگسازان به ساخت قطعاتی با اشعار آنها می‌پردازند؟ آیا باز این اشعار در کنار دیگر شعرها همچنان قابلیت بیان با زبان موسیقی را دارند؟

محمد معتمدی معتقد است: هنر همیشه می‌تواند اکسیری تولید کند که با زدن به هر چیزی ماهیت جدیدی به وجود ‌آورد. به نظر من، اگر هنرمندانه بنگریم اشعار مولانا را می‌توانیم با فرمی جدید و زبانی نو ارائه دهیم، اما اگر هم زیاد به مولانا بپردازیم و به شاعران دیگر بی‌توجه باشیم ظلم بزرگی به این شاعر کرده‌ایم، چرا که شنوندگان موسیقی ایرانی را از مولانا دلزده می‌کنیم.

وی ادامه می‌دهد: ما در کنار شاعران بزرگمان، شعرای گمنام با اندیشه‌های خاص و حرف‌های زیبا داریم که می‌توانیم آثار شاخصی را با شعرهای آنها بسازیم.

سحر طاعتی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها