حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
هم موزه، هم باغ، هم هنر؛ این خلاصه تعریف باغموزه هرندی است. باغش، پر شده است از درختهای کهنسال در باغچههایی که دورشان سنگچین شده است. موزه 2 بخش دارد؛ اولی بخش باستانشناسی است که شمار زیادی از آثارش در جیرفت کشف شدهاند و دومی موزه ساز است با سازهایی که برخی از آنها همتای دیگری در جهان ندارند و هر کدام، تکهای از تاریخ را با خود یدک میکشند و اگر راهنماها بخواهند داستان هرکدام را با جزئیات تعریف کنند آن وقت زمان کم میآید و باید پای هر کدام از سازها چند ساعتی معطل شد. داستان اشیای تاریخی موزه باستانشناسی هم به همین اندازه مفصل است و جذاب و به همین خاطر است که راهنماها به توضیحهای کوتاه درباره هر کدام از اشیا بسنده میکنند.
تولد باغموزه هرندی به دوره قاجار برمیگردد. بخش باستانشناسی معلق در هیاهوی جامهای شیشهای، درفشهای فلزی، کوزههای سفالی و ریتونهایی با طرحهایی بسیار جذاب است که قدمت برخی از آنها به بیش از 5000 سال پیش میرسد. گفتیم ریتون؟ لابد به این فکر میکنید که ریتونها دقیقا چه هستند؟ آنها ظرفهایی با شکل سر حیوانات یا انسان است که اغلب به شکل منحنی هستند.
اما بخش سازهای سنتی که از راهاندازیاش حدود 9 سال میگذرد، 250 ساز منحصر به فرد دارد که برخی سازهای بومی سنتی ایران، برخی سازهای بزرگان و اساتید موسیقی و برخی نیز سازهایی از کشورهای همسایه هستند.
علی یوشیزاده
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....