حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
چالش ایران در بخش فرسایش و رسوبگذاری جدی است. هر سال 250 میلیون مترمکعب از ظرفیت سدهای کشور با رسوب پر میشود و هر سال بیش از 500 میلیون مترمکعب رسوب به شبکههای آبیاری و زهکشی میریزد که مولود
7/16 میلیون تن فرسایش خاک به ازای هر هکتار است. در این میان تعقیب و گریز ما با آب، خود چالشی بزرگ است. آمارها میگوید هر سال بر اثر تبخیر 70 درصد از آب حاصل از بارش در کشور از دسترس ما خارج میشود که به هدررفت 270 میلیارد مترمکعب آب در طول 365 روز سال میانجامد یعنی هدر رفتی تلخ که از کل بارش 400 میلیارد مترمکعبی برای ما فقط 130 میلیارد مترمکعب آب باقی میگذارد.شاید همین مضیقه آب است که سبب شده وزارت نیرو که متولی تامین آب شرب و کشاورزی در کشور است سیاست سد سازی را با جدیت دنبال کند و حتی تخریبهایی که به واسطه ساخت هر سد به سرزمین تحمیل میشود را بهای جمعآوری آب پشت سدها بداند. با این حال نگاهی به آمارهای مربوط به رسوبگذاری و فرسایش خاک در سال میتواند نگاههای امیدوارانه به سدها را تا حدی کمرنگ کند. هماکنون از کل مساحت حوزههای آبخیز سدهای بزرگ، 10 درصد آن جزو حوزههای فوق بحرانی، 47 درصد آن بحرانی و 28 درصدش زیر بحرانی قلمداد میشود. این در حالی است که جدیدترین آمار هیدروگرافی موجود در کشور نشان میدهد که 27 سد بزرگ کشور با مساحت حوزه
7/26 میلیون هکتار و حجم مخزنی 2/24 میلیارد مترمکعب، سالانه 7/132 میلیون مترمکعب یعنی 5/173 میلیون تن رسوب میگیرند؛ همان آمارهایی که ثابت میکنند تا امروز تامین آب به هر روشی بر حفظ منابع پایه در حوزههای آبخیز اولویت داشته است. اگر آبخیزها و آبخوانها نباشنداگر آبخیزها و آبخوانها (آبهای زیرزمینی) از بین بروند و تضعیف شوند باید به زندگی با فرسایش بیشتر خاک و تبخیر شدیدتر آب خو گرفت. حوزههای آبخیز خدمات زیادی به طبیعت و بهرهبردارانش میدهند. این حوزهها میتوانند آب مورد نیاز برای نوشیدن و کشاورزی را تامین کنند و با تقویت پوشش گیاهی، خسارات ناشی از سیل را به حداقل برسانند.
اگر پوشش گیاهی تقویت شود از حجم رواناب سطحی کاسته میشود و در نتیجه فرسایش خاک و تبخیر نیز کم میشود، در حالی که قابلیت نفوذ و نگهداری آب در خاک بالا میرود و با تغذیه سفرههای آب زیرزمینی جلوی خشک شدن چشمهها و قناتها گرفته میشود. کشورهای همسایه خودمان البته این قابلیت حوزههای آبخیز را به خوبی ثابت کردهاند و ما نیز تا حدی به آنچه که باید رسیدهایم. مدتهاست در کشور هند، حوزههای بسیار کوچک به عنوان واحد برنامهریزی و توسعه انتخاب شده و برنامه توسعه آبخیز نیز با تاکید بر خودیاری مردم بویژه با حضور فعال زنان روستایی آغاز شده که احیا و بازسازی اکوسیستم و استحصال آب باران را دنبال میکند. این طرح در منطقهای نیمه خشک انجام میشود، اما در طول 5 سال توانسته ضمن تامین آب آشامیدنی و افزایش سطح آب زیرزمینی منطقه، تولید علوفه را 170 درصد و تولید شیر را 1500 درصد افزایش دهد. در پاکستان نیز توانستهاند با اجرای عملیات تراسبندی و بانکتبندی و مدیریت اراضی کشاورزی درآمد خالص روستاییان را از 6 تا 36 دلار افزایش دهند.
اگر آبخیزها و آبخوانها (آبهای زیرزمینی) از بین بروند و تضعیف شوند باید به زندگی با فرسایش بیشتر خاک و تبخیر شدیدتر آب خو گرفت
کشور چین هم کارنامه موفقی در این حوزه دارد. در این کشور با انجام عملیات آبخیزداری، تولید مواد غذایی را بیشتر از 159 درصد افزایش دادهاند و طی 5 سال درآمد خالص سرانه را به 227 درصد رشد رساندهاند، در حالی که با مدیریت منابع پایه در حوزههای آبخیز موفق شدهاند تا ضمن کاهش فرسایش خاک تا 70 درصد، ذخیره آب در هر هکتار را به 180 مترمکعب در سال برسانند و درآمد خالص سرانه را طی 6 سال 2/2 برابر افزایش دهند.
آمارهای مربوط به ارزیابی عملکرد آبخیزداری در کشور ما نیز نتایج خوبی را نشان میدهد به طوری که مطالعه مهندسان مشاور در 25 پروژه در سطحی به مساحت 199 هزار هکتار نشان میدهد که پروژههای آبخیزداری قادرند در هر سال 112 میلیون مترمکعب آب استحصال کنند، 683 هزار تن فرسایش خاک را کنترل کنند و با کنترل رسوب به میزان 170 هزار مترمکعب در سال، تولید سالانه علوفه را نیز نزدیک به 20 هزار تن افزایش دهند، اما با وجود این طرحهای آبخیزداری در کشور هنوز نتوانستهاند کل مساحت 125 میلیون هکتاری حوزههای آبخیز را پوشش دهند و روند شتابان فرسایش خاک، تبخیر آب و افت سطح سفرههای آب زیرزمینی را کنترل کنند.
نگاهها به دستاوردها یکسان نیستمرداد امسال که علیرضا بنیهاشمی مدیرکل دفتر حفاظت خاک و کنترل فرسایش، مخاطب سوالات خبرنگار روزنامه جامجم بود، گرچه روند کند اجرای پروژههای آبخیزداری در کشور را ناشی از کمکاری یا سهلانگاری ندانست، اما به هر حال این کندی کار را تایید کرد.
او توضیح داد که یکی از مشکلات پیش روی او و همکارانش نبود هماهنگی میان بخشهای مختلف درگیر در عرصههای طبیعی است؛ به طوری که هنگام اجرای پروژههای عمرانی و زیربنایی هر نهادی کار خودش را میکند و بدون تعامل با منابع طبیعی به صورت جزیرهای عمل میکند. بنیهاشمی در آن روز از نبود تعادل اعتباری بین سدسازی و آبخیزداری هم گلایه کرد و بر این نکته نیز دست گذاشت که اگر میخواهیم در بخش آب و خاک تحول ایجاد کنیم. باید بخش اعتباری آبخیزداری را تقویت کنیم. اظهارات محمدحسین رفیعی، مدیرکل آبخیزداری مناطق بحرانی و سیلخیز در گفتوگو با «جامجم» در شهریور امسال هم گرچه موضوع را از زاویهای دیگر تحلیل میکرد، اما به وجود برخی موانع بر سر توسعه طرحهای آبخیزداری اشاره داشت. به گفته رفیعی، محدوده حوزههای آبخیز کشور 125 میلیون هکتار است که تاکنون 46 میلیون هکتار از این حوزهها جزو محدوده مطالعه شده کشور قرار گرفته که مطالعات تفصیلی در 13 میلیون هکتار آن آماده شده هرچند که تاکنون به خاطر کافی نبودن اعتبارات اجرایی، این مطالعات در عرصهها عملی نشده است.
حالا اما محمد عقیقی مدیرکل دفتر طرحریزی و هماهنگی آبخیزداری سازمان جنگلها و مراتع کشور، سیمای آبخیزداری در ایران را به نحوی خوشبینانه ترسیم میکند و میگوید اگر مشکلاتی در این بخش وجود دارد و اگر بودجههای مربوط به هر طرح دیرتر و کمتر از آن چیزی که مورد انتظار است به دستمان میرسد به خاطر سیاستهای کلان کشور و برنامهریزان است که اولویتهای کشور را میشناسند و به هر بخش بنا به ضرورت و اهمیتش بودجه میدهند.
عقیقی در گفتوگو با جامجم ترجیح میدهد تا از نگاه مثبت دولت به آبخیزداری و صدور مصوبات مهم به نفع این بخش قدردانی کند و به تشریح محسنات قانون افزایش بهرهوری بخش کشاورزی و منابع طبیعی و قانون برنامه پنجم توسعه بپردازد. او میگوید: طبق ماده 140 قانون برنامه پنجم توسعه باید تا پایان برنامه، تراز منفی سفرههای آب زیرزمینی نسبت به سال آخر برنامه چهارم حداقل 25 درصد (5/12 درصد از محل کنترل آبهای سطحی و 5/12 درصد از طریق آبخیزداری) بهبود پیدا کند. این در حالی است که مطابق بند ج ماده 141 این قانون، دولت مکلف است برای تهیه و اجرای همزمان طرحهای تامین آب و طرحهای مکمل مثل احداث شبکههای آبیاری و زهکشی و تجهیز و نوسازی اراضی پاییندست و طرحهای حفاظت خاک و آبخیزداری در حوزههای بالادست سدهای مخزنی، هماهنگیهای لازم را ایجاد کند و طبق بند و ماده 148 تا پایان برنامه پنجم، اجرای عملیات آبخیزداری را تا سطح 8 میلیون هکتار گسترش دهد.
عقیقی در عین حال به 3 ماده از قانون افزایش بهرهوری بخش کشاورزی نیز امید زیادی دارد و مکلف شدن دولت به ایجاد زمینه برای کاهش سالانه فرسایش خاک در کشور به میزان یک تن در هکتار و در اراضی به حداقل 3 تن در هکتار بسیار خوشبین است. او میگوید: طبق ماده 12 این قانون از این پس هر دستگاهی که در حین انجام پروژههای عمرانی خسارتی به عرصههای طبیعی وارد کرد باید هزینههای احیا و بازسازی و جبران خسارتها را بپردازد که این ماده در صورت اجرای کامل سبب بازسازی عرصههای آسیب دیده میشود.
البته بر خلاف نظر این مدیر کل در حوزه آبخیزداری، بسیاری از کارشناسان و رسانهایها بر این باورند که قانون برنامه پنجم توسعه به رغم نگاه مثبتش به آبخیزداری، ایراداتی نیز دارد بویژه آنجا که در بند ج ماده 141 از جمله «دولت مکلف است» استفاده میکند و به نظر میرسد لحن ملایمش در این بند هرگز سبب ایجاد هماهنگی میان طرحهای تامینآب (سد، شبکههای آبیاری و زهکشی) و طرحهای حفاظت خاک و آبخیزداری نمیشود. این در حالی است که مکلف شدن بخش آبخیزداری کشور به اجرای عملیات آبخیزداری تا سطح 8 میلیون هکتار طی 5 سال نیز عدد خوشبینانهای به نظر میرسد چرا که طبق گفته عقیقی طی سالهای اجرای برنامه چهارم توسعه تنها در 5 میلیون و 900 هزار هکتار از سطح اراضی کشور عملیات آبخیزداری انجام شده است و بعید به نظر میرسد که با روند کُند ایجاد بسترها و ملزومات پیشرفت این پروژهها، رسیدن به رقم 8 میلیون هکتار حتمی باشد. البته در این میان باید به ناهماهنگیهای بین بخشی که گریبان تمام بخشهای کشور از جمله حوزههای آبخیز را گرفته نیز توجه داشت و فراموش نکرد که با وجود بحران آب در کشور و افت سطح سفرههای آب زیرزمینی هنوز برای ساماندهی 640 هزار چاه عمیق و نیمه عمیق در کشور فکری نشده است و اگر آبی به روش آبخیزداری استحصال میشود بخش زیادی از آن توسط این چاههای غیرمجاز مکیده میشود.
مریم خباز/ گروه جامعه
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....