حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
وقتی از احسان حدادی میخواهم تا از یک حادثه در زندگیاش یاد کند، میگوید: «4 سال قبل اتفاقی برایم افتاد که هنوز نتوانستهام فراموشش کنم. من زندگی پرهیجانی داشتم و روزهای سخت زیادی را پشت سر گذاشتم، اما معمولا طوری با مسائل برخورد میکنم که نمیگذارم خیلی اذیتم کنند. تنها اتفاقی که خیلی دیر توانستم فراموشش کنم، المپیک پکن بود و آسیبدیدگی که خیلیها را در به وجود آمدنش مقصر میدانم، حتی خودم را. فکر میکردم هر چقدر بیشتر تمرین کنم، مدال طلایم مسجلتر میشود. روزی 3 جلسه تمرین میکردم. به رکورد بالایی رسیده بودم. فکر میکردم دیگر کسی روی دستم بلند نمیشود. در یکی از این تمرینها در ناحیه سینهام احساس درد کردم. بیتوجه به این درد ادامه دادم. البته به پزشک فدراسیون هم گفتم. اما گفت، مشکل جدی نیست. تا اینکه هر روز دردم بیشتری میشد. گفتند آسیبدیدگی معمولی است اما همین آسیبدیدگی معمولی باعث شد، یکی از بدترین روزهای زندگیام را پشت سر بگذارم. با اینکه فکر میکردم لانه پرنده (مکانی که در آن، پرتابگر، دیسک را پرت میکند) مکانی برای پرتابم میشود، به جایی تبدیل شد که تا مدتها کابوسش را میدیدم، بال و پرم در لانه پرنده ریخت. بعد از مسابقه، وقتی که نتوانستم پرتاب خوبی داشته باشم، آنقدر حالم بد بود که به اتاقم رفتم و تا 2 روز بیرون نیامدم. آنقدر گریه کرده بودم که چشمم تار شده بود.»
رکوردار پرتاب دیسک آسیا که بعد از عزلتنشینی انتقادهای شدیدی را شنید، بقیه روزهایش را اینطور توصیف میکند: «بعضیها میگفتند فیلم بازی کردهام و بعضی هم میگفتند اصلا سطحم در حدی نبوده که بتوانم مدال بگیرم. همه این حرفها را شنیدم اما جوابی ندادم. گفتم باید برگردم و خودم را ثابت کنم. حالا برگشتهام. با اینکه دوباره مشکلاتی سر راهم وجود دارد، اما حواسم جمع است تا حادثهای مثل چیزی که پیش از المپیک پشت سر گذاشتم، برایم به وجود نیاید. این بار به لندن میروم تا نشان دهم در لانه پرنده، فیلم بازی نکردم و اشکهایم واقعی بود.»
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....