حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
ما مدارک کافی برای محکوم کردن او داشتیم و ماموران اداره آگاهی قیچیای که متهم با آن النگوی بچهها را میبرید و به سرقت میبرد و چند تکه طلا که متعلق به بچهها بود را پیدا کرده بودند، ضمن اینکه نحوه دستگیری این مرد نشان میداد که او واقعا این جرم را مرتکب شده است. او با شکایت والدین یکی از دختربچهها که توانسته بود شماره پلاک خودروی متهم را بردارد بازداشت شده بود.
خیلی به او نصیحت کردم که واقعیت را بگوید و توضیح دادم که نباید انکار کند. انکارهایش باعث میشود پروندهاش طولانی و خودش بیشتر اذیت شود، در نهایت واقعیت روشن خواهد شد. این مرد سرسختانه مقاومت میکرد. ما توانستیم حدود 10شاکی این مرد را شناسایی کنیم. وقتی او را برای بازجویی در مورد 10 دختربچهای که قربانی او شده بودند احضار کردم و او از اداره آگاهی به دادسرا آورده شد باز مقاومت کرد و به سوالات من پاسخ نداد. قربانی این مرد همگی کودکان 5تا 6 سال بودند. من به صورتش نگاه کردم و از او پرسیدم که چند فرزند دارد و او گفت یک دختر 5ساله دارد. گفتم زمانی که این دختربچهها را قربانی میکردی و جواهرات آنها را میدزدیدی اصلا به بچه خودت فکر میکردی؟ یکدفعه دگرگون شد. من سوال دوم را از او پرسیدم و گفتم اگر کسی با دختر خودت چنین کاری میکرد تو چه واکنشی نشان میدادی؟
متهم که منقلب شده بود دیگر نتوانست حرف بزند و به گریه افتاد. بعد از چند دقیقه کمی به او آب دادم و خواستم که آرام باشد. وقتی به خودش مسلط شد گفت که تا به حال به این مورد فکر نکرده بود و حالا که من این سوال را از او پرسیدم به خودش آمده و میخواهد واقعیت را بگوید.
این مرد به 50 مورد سرقت جواهرات بچهها اعتراف کرد. شاکیان همگی شناسایی شدند. او کمال همکاری را با ماموران کرد و 2 مالخرش را هم معرفی کرد و آدرس آنها را داد. وقتی 3 متهم بازداشت شدند من آنها را دوباره برای بازجویی احضار کردم.
مرد سارق که با یک دستگاه ماشین سمند، جواهرات را سرقت میکرد در مورد نحوه سرقت گفت: من تعدادی کیک کوچک در ماشین میگذاشتم و به عنوان کیک نذری به دختربچهها تعارف میکردم. آنها که متوجه نبودند ممکن است خطری تهدیدشان کند جلو میآمدند تا کیک را بگیرند. بعد من با آنها کمی صحبت میکردم و در همین حین با قیچی النگوهای آنها را میبریدم و کیک را به آنها میدادم. بعضی از این بچهها میترسیدند و گریه میکردند و بعضی هم شوکه میشدند.
این مرد خیلی ناراحت بود که با بچهها اینکار را کرده است و سوالی که من در مورد دخترش از او پرسیدم باعث شد وجدانش بیدار شود.
هر چند او هنوز در بازداشت است اما تلاش میکند از شاکیان رضایت بگیرد. میگوید که دیگر نمیخواهد دست به سرقت بزند و بچهها را اذیت کند و هربار که دختر بچهای را ببیند یاد دختر خودش میافتد و سعی میکند به او کمک کند نه اینکه آزارش دهد.من که سالهاست به عنوان بازپرس فعالیت میکنم و تجربه اینکار را دارم، متوجه شدم بهترین راه برای اینکه یک مجرم به جرم خود اعتراف کند تحریک وجدان اوست. وقتی افراد دچار عذاب وجدان میشوند در صدد آرامکردن خود برمیآیند و بهترین راه برای آرامکردن وجدان هم اقرار به کار اشتباهی است که فرد کرده است. این روش حتی باعث میشود که افراد دیگر دست به ارتکاب جرم نزنند.
محمدرضا حیدری
بازپرس دادسرای یافتآباد
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....