حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
سخنگوی طالبان به شدت از اوصاف و تعبیراتی که درباره عناصر این جماعت در شبکههای خبری تلویزیون پاکستان به کار برده میشد، ناراحت بود. وی در ایمیلی که به رسانههای متعدد پاکستانی ارسال کرده بود، این سوال را مطرح کرد که «چرا رسانههای گروهی تنها دیدگاه ارتش پاکستان را مطرح میکنند و بس؟ آیا این نشانگر آن است که این رسانهها با دولت و ارتش همکاری و ائتلاف دارند یا اینکه مجبور به کتمان واقعیت هستند؟» طالبان بارها به این نکته اشاره کرده است که رسانه را نیمی از منازعه و جنگهای خود میداند و از همین رو، سعی در تقویت روابط خود با رسانههای صوتی و چاپی را دارد.
رسانههای گروهی اغلب رابطه چندان مناسبی با جماعت طالبان ندارند، اما بیشتر مواقع این جماعت تعامل خوبی با رسانهها دارد و به اهمیت پوشش خبری فعالیتهای خود توسط رسانههای خارجی واقف است. به همین دلیل از اینترنت و نوارهای دیویدی که در بازار به فروش میرسد و به صورت آزادانه و گاه رایگان در میان مردم و نیز در کشورهای خارجی توزیع میشوند، بخوبی استفاده میکند. از سوی دیگر، اغلب روزنامهنگاران داخلی و خارجی همواره با سخنگویان جماعت طالبان در ارتباط هستند.
حرفهای خطرناک
اما این ارتباط هم باعث نمیشود که این رسانهها و خبرنگاران از خشم جماعت طالبان پاکستان در امان باشند.
بر اساس آمار و اطلاعات اعلامشده از سوی اتحادیه روزنامهنگاران، از سال 2005 میلادی 9 خبرنگار در مناطق قبایلی پاکستان کشته شدهاند و تعامل بسیار محدودی میان قبایل درگیر و عناصر قبیلهای و رسانههای گروهی دیده میشود و همین مساله باعث شده است که نیمی از خبرنگاران مستقر در مناطق سکونت قبایل به داخل شهرها و بویژه شهر پیشاور نقل مکان کنند.
صفدر حیات رئیس اتحادیه قبیلهای روزنامهنگاران در این باره خاطر نشان میکند که تعداد زیادی از خبرنگاران قبیلهای در پیشاور مستقر شدهاند و نزدیک به 230 خبرنگار نام خود را در اتحادیه قبیلهای روزنامهنگاران ثبت کردهاند و نزدیک به 100 نفر دیگر نیز در شهرها هستند.
در بسیاری از موارد، سرکردگان قبایل دستور ممنوعیت توزیع روزنامهها در مناطق تحت سیطره خود را میدهند، بخصوص پس از درج برخی مطالب که بر علیهآنها باشد.
تعدادی از روزنامهنگاران قبیلهای برجسته که نخواستند نامشان فاش شود، تاکید کردند که «این مسالهای رایج در مناطق محل سکونت قبایل است، حتی سرکردگان گروههای درگیر، دستور ترور روزنامهنگاران مستقر در قبایل را صادر کرده یا هر از چندی آنها را وادار به تکذیب گزارشهای خود میکنند.
خبرنگاران داخلی مشغول به فعالیت در مناطق سکونت قبایل خاطر نشان کردهاند که خود سانسوری تنها راه در امان ماندن از خشم سرکردگان طرفهای درگیر قبیلهای است و در اکثر اوقات افرادی که حاضر به چنین اقدامی نمیشوند، مجبور به ترک مناطق محل سکونت قبایل و پوشش اخبار این مناطق از درون شهرهایی مانند پیشاور میشوند.
اما مساله عجیب در این زمینه، ناتوانی دولت و خبرگزاریها در حمایت از خبرنگاران مشغول به کار در مناطق محل سکونت قبایل است و حتی در بسیاری از موارد به این خبرنگاران توصیه میکنند که از مناطق خطر دور شده و به داخل شهرها نقل مکان کنند. یک خبرنگار برجسته مامور به فعالیت در مناطق قبایلی پاکستان در این باره میگوید: «اکثر اوقات، زمانی که با مراجع رسمی تماس گرفته و خواستار تامین امنیت خود میشویم، به ما اعلام میکنند که باید این مناطق را ترک کرده و به داخل شهرهای امن بیاییم.»
در هفته آخر ژوئن خبرنگاران سراسر پاکستان در شهر اسلامآباد گردهم آمده و تظاهراتی را در مقابل ساختمان پارلمان این کشور برگزار کردند و از دولت خواستند که کمیته قضایی ویژهای برای تحقیق درباره حادثه قتل خبرنگار پاکستانی به نام «سلیم شهزاد» تشکیل داده و برای بهبود اوضاع امنیتی خبرنگاران مشغول به فعالیت در مناطق قبیلهای فکری بکند، اما دولت نتوانست اقدامی به منظور مقابله با وضعیت خطرناک خبرنگاران در مناطق قبیلهای اتخاذ کند.
5 سال قبل اوضاع مناطق قبیلهای در حال سرایت به شهرهای اصلی پاکستان بود که در نزدیکی مناطق قبیلهای قرار گرفته بودند.
شمیم از خبرنگاران برجسته و رئیس دفتر روزنامه «پاکستان تودی» در پیشاور در این باره خاطر نشان میکند که «من واقعا از عناصر مسلح احساس خطر میکنم و تا حد امکان اقدامات بازدارندهای در مقابل این خطرات اتخاذ میکنم.»
وی که در دفتر خود تحت تدابیر امنیتی نگهبانان فعالیت میکند، تاکید دارد که «عناصر مسلح میخواستند مرا به خاطر پوشش خبری عملیات نظامیشان هدف قرار دهند.»
مشکلات متعدد روزنامهنگاران
روزنامهها در کل با مشکلات زیادی برای پیگیری اخبار در مناطق محل سکونت قبایل مواجه هستند و عناصر مسلح خطر زیادی برای آنها ایجاد میکنند. از فوریه سال 2005 میلادی 5 خبرنگار در مناطق مذکور کشته شدهاند و دهها نفر به مناطق امن تر نقل مکان کردهاند.
حملات انتحاری و انفجارها، خبرنگاران روزنامهها و دیگر رسانهها را در معرض خطر قرار میدهد. در تاریخ 6 دسامبر دو خبرنگار قبیلهای در حمله طالبان به شیوخ مناطق قبیلهای در گالانی واقع در اقلیم مهمند کشته شدند.
اقدامات خشونت آمیز در مناطق قبیلهای، خبرنگاران را در هر جایی و بویژه در اقلیم سوات تهدید میکند و ملافضلالله باعث تشدید حملات جماعت طالبان از سال 2007 تا 2009 شد تا اینکه دولت فدرالی دستور عملیات ضربتی در می 2009 را صادر کرد.
غلام فاروق از اعضای هیات تحریریه روزنامه «الشمال» چاپ مینگورا یکی از شهرهای بزرگ اقلیم سوات درباره چالشهای پیش روی رسانهها میگوید: «زمانی که از اعضای طالبان با نام عناصر مسلح یا تروریست یاد میشود، ناراحت و خشمگین میشوند و انتظار دارند که رسانهها از آنها به عنوان «مجاهدین» یاد کنند.»
برخیها بر این باورند که اوضاع پس از اقدام ارتش در مقابله با جماعت طالبان بهتر شده است و «شیرین زادا» رئیس دفتر شبکه تلویزیونی اکسپرس نیوز در این زمینه میگوید: «الان خبری از ترس و وحشت نیست، زمانی که طالبان کنترل این مناطق را در دست داشتند، فعالیت خبرنگاران مستقل بشدت خطرناک بود.» طالبان برخی خبرنگارانی را که سعی در پوشش خبری مستقیم حوادث در مناطق قبایلی پاکستان داشتند، بازداشت کرده و تنها در مقابل دریافت غرامت هنگفت حاضر به آزادی آنها شد. اسد قریشی شهروند انگلیسی پاکستانی الاصل 26 مارس 2010 زمانی که در حال حرکت به شمال وزیرستان بود، گروگان گرفته شد. وی سعی در گفتوگو با رهبران طالبان داشت و 2 نفر از مسوولان سابق آژانس اطلاعاتی پاکستان نیز او را همراهی میکردند که بعدها به دست جماعت طالبان کشته شدند.
بر اساس گزارش یک روزنامه پاکستانی، طالبان تهدید کرده بود که در صورت عدم آزادی رهبران خود، گروگانهایش را خواهد کشت و علاوه بر این، خواستار دریافت غرامت 10 میلیون دلاری در قبال آزادی قریشی شده بود.
بیتفاوتی دولت پاکستان
مساله جالب توجه در این میان این بود که دولت پاکستان هیچ مداخلهای در اوضاع امنیتی مناطق تحت تصرف قبایل نکرد یا اقدامی برای مقابله با خطرات پیش روی خبرنگاران مشغول به فعالیت در این مناطق انجام نداد.
نهادهای رسانهای پاکستان بارها و بارها از دولت این کشور خواستهاند که امنیت خبرنگاران مشغول به فعالیت در مناطق تحت تصرف قبایل را تامین کند، اما این درخواستها هیچ گوش شنوایی نداشته است و 7 خبرنگار پاکستانی در حال انجام ماموریت در 6 ماهه نخست سال 2011 کشته شدهاند که اکثر این افراد به دست گروههای نژادی و مسلحانهای که در عملیات نظامی مختلف مشارکت داشتند، به قتل رسیدند. چند نفر هم در جریان انفجارها جان خود را از دست دادند.
اکثر اوقات حمایت قانونی خوبی از سوی دولت در قبال خبرنگاران صورت نمیگیرد و اقدامات بازدارنده مناسبی برای مقابله با اوضاع امنیتی خطرناک پاکستان که یکی از نامناسبترین کشورها برای فعالیت خبرنگاران است، اتخاذ نمیشود. بر اساس آمارهای ارائهشده از سوی سازمانهای مطبوعاتی، نزدیک به 14 خبرنگار پاکستانی در جریان انجام ماموریت خود در سال 2010 کشته شدهاند.
منبع: الشرق الاوسط / مترجم: یوسف رضازاده
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....