نجفی فعالیت هنری خود را با داستاننویسی آغاز کرده است. وی پس از حضور در عرصه تداتر و فیلم کوتاه، سال 1376 به عنوان دستیار کارگردان «تولد یک پروانه» وارد فضای حرفهای سینمای بلند شد و سال 1386 نخستین اثر بلند سینمایی خود با نام «گمشده» را ساخت. او در جشنواره بیست و نهم فیلم فجر با فیلم «آسمان هشتم» حضور داشت و در حال حاضر دستیار کارگردان پروژه سینمایی محمد(ص) مجید مجیدی است.
تم اصلی «آسمان هشتم» چیست؟
ظاهر قصه این است که یک خانواده از آذربایجان به عشق زیارت امام رضا(ع) به مشهد میآیند، اما در بدو ورود برای پسر خانواده مشکلی جدی به وجود میآید و خانواده را به چالشی دچار میکند.
لایههای زیرین فیلم چطور؟
باطن فیلم لایههای درونی متنوعی دارد که با دقیقشدن روی هر کدام از شخصیتها، به یکی از لایههای درونی فیلم پی میبریم.
عمیقترین و چندلایهترین شخصیت «آسمان هشتم» کیست؟
پدر خانواده. او خادم حرم است و عمری است که در حرم امام رضا(ع) خدمت میکند، اما هنگامی که پسرش بیمار میشود، با پدیده تازهای مواجه میشود. به این صورت که او احساس میکند به «عادت» مبتلا شده است. به همین دلیل خودش را محاکمه میکند و گمان میکند که این بچه تاوان «عادت» او را پس میدهد.
حالا حقیقتا چنین تاوانی مدنظر فیلم است؟
نه صد در صد. اما یکی از لایههای فیلم، استفاده از آموزههای قرآنی در قالب داستان است. این مورد هم یکی از آموزههایی است که در سورههای یوسف و بقره به آن اشاره شده که خداوند آدمها را با چیزی که دوست دارند، مورد امتحان قرار میدهد و اینکه هرچه انسان امتحانهای بزرگتری را تجربه کند، به راههای بزرگتری میرسد.
از حضور و نقش امام رضا(ع) در «آسمان هشتم» بگویید.
در این فیلم، گوشهای از بحث غربت امام رضا(ع) مطرح و به مبحث پناه دادن زائران غریب توسط ایشان، نگاهی ویژه میشود. این حضور دورادور یکی از ویژگیهای فیلم است. به اعتقاد من، امام رضا(ع) در قلهای است که ما نمیتوانیم دربارهاش فیلم بسازیم. ما فقط میتوانیم انواری از نور ایشان را به نمایش بگذاریم. همین طور که در این فیلم میبینیم، معجزه بزرگ امام رضا(ع) این است که میلیونها آدم با دنیایی از نگرانی و مشکلات وارد حرمش میشوند و با آرامش از آن خارج میگردند، حتی اگر مشکلشان کاملا حل نشود یا مثلا شفا هم پیدا نکنند.
اگر اشتباه نکنم در یکی از صحنههای فیلم هم دقیقا همین دیالوگ را از «محمد کاسبی» میشنویم.
بله. رحمت (محمد کاسبی) در گیر و دار و عذاب روحی احساس گناه رو به حرم میگوید، «این همه آدم به اینجا میان تا به آرامش برسن، اونوقت تو اینجایی و کنار منی و من آروم نیستم! یعنی این آرامش نداشتن به خاطر ایمانمه! یعنی پسر را به خاطر پدر مواخذه میکنی؟!»
چرا دوربین شما در هیچ صحنهای از فیلم داخل حرم نمیشود و ما فقط صحن حرم را از خارج میبینیم؟!
این یکی از ویژگیهای اصلی فیلم من است. اعتقاد شخصی من این است که هر فیلمی بخواهد وارد حرم بشود شکست میخورد چرا که در سینما این ظرفیت وجود ندارد و هرکس بخواهد مستقیما به سمت ائمه برود شکست میخورد. معتقدم که حتی مجید مجیدی هم اگر بخواهد به این سمت برود، نمیتواند اثر مناسبی پیرامون پیامبر بسازد، زیرا نمایش عینیت آنها خارج از درک ماست. سینما فقط میتواند نور آنها و تاثیر حضور آنها را به نمایش بگذارد.
«اخلاق» حضور پررنگی در «آسمان هشتم» دارد. آیا این موضوع دغدغه شخصیتان است؟
ائمه ما، هم در زمینه فردی و هم در زمینه جمعی، تاثیرات تربیتی فراوانی از خود به جا گذاشتهاند. اینکه به عنوان مثال هر فردی شیفته امام رضا(ع) شود، منجر میگردد تا مناسبات او به سمت درستتر و صوابتری برود و حتی میتواند باعث کاهش کژیهای جامعه شود. علت اینکه جامعه از اخلاق دور میشود، این است که هر کدام ما از اخلاق فردی دور میشویم.
کمی از عوامل فیلم بگویید. انتخاب بازیگران به چه شکل بود؟
در فیلمهایی مانند «آسمان هشتم» نمیشود روی انتخاب عوامل مانور داد زیرا گویی گروه از جایی دیگر هماهنگ میشود و در واقع هرکس که سعادت داشته باشد، با این مجموعه همکاری میکند. من افراد بسیاری را برای بازی در این فیلم در نظر داشتم اما به دلایل گوناگون لغو شد. من بر این باورم که برای فیلمسازی در زمینههای موضوعی باید به متافیزیک هم اعتقاد داشت! در این گونه فیلمهای ارزشی، نباید افراد بیارزش و بیاخلاق حضور داشته باشند.
فکر نمیکنید تکیه به مسائل متافیزیکی باعث افت کیفیت اثر میشود؟
نجفی: این فیلم دستاورد خوبی برای یک اثر هنری است. البته ما نباید با متافیزیک بازی کنیم بلکه باید متافیزیک را در خدمت کار بگیریم. زیرا متافیزیک و تاثیرات روانشناختی روح بر عمل، یکی از زیباییهای دین ماست
نه. این طور نیست. هیچ کاری صد در صد قوی نیست. همه ما در حال تجربه کردن هستیم. آنچه میسازم فهم من است و نباید انتظار داشت که بهترین باشم. همین که من در این اثر یادآوری میکنم که چیزی فراتر از عقل ما برجهان حاکم است و همه چیز طبق خواسته ما پیش نمیرود، دستاورد خوبی برای یک اثر هنری است. البته ما نباید با متافیزیک بازی کنیم بلکه باید متافیزیک را در خدمت کار بگیریم و اول از همه خودمان شروع به تزکیه نفس کنیم، تا نشانههای آن در کار ظاهر شود. متافیزیک و تاثیرات روانشناختی روح بر عمل، یکی از زیباییهای دین ماست.
دلیلتان برای انتخاب بازیگران آذری و استفاده از زبان آذری برای کاراکترهایتان چه بود؟ صرفا یک علاقه شخصی بود یا با مفهوم فیلم نیز ارتباط داشت؟
هر دو. بیشتر خادمان حرم امام رضا(ع) آذری زبان هستند و مشهد چندان برای مشهدیها نیست، زیرا همجواری؛ عادت را به همراه میآورد. همچنین من عاشقانه زبان مادریام را دوست دارم.
با بازیگران غیرایرانی پروژه مشکلی نداشتید؟
نه اصلا. زیرا آنها عاشقان واقعی امام رضا(ع) هستند و بخوبی احساس هم را میفهمیدیم. در حقیقت این فیلمنامه بر مبنای عشق آنها به امام رضا(ع) نوشته شده بود و حتی اسامی آنها در فیلمنامه هم مطابق اسامی حقیقی خودشان بود.
موسیقی فیلم چطور؟ فکر نمیکنید در بعضی صحنهها موسیقی ملودیک، ریتم اثر را بهتر پیش میبرد؟
پس از مشورت با آهنگساز و تهیهکننده، به این نتیجه رسیدیم که موسیقی فیلم ملودیک نباشد، زیرا در میانه کار، داستان و تدوینش کمی تغییر کرد بنابراین مجبور شدیم موسیقی را هم تغییر دهیم. البته من معتقدم بعضی از لحظات زندگی ما نیاز به هیچ ملودی ندارد چرا که خود آن لحظه و اتفاق سرشار از ریتم و آهنگ است.
مثلا کدام صحنه؟
به نظر من زیباترین و آهنگینترین لحظات فیلم، لحظات مربوط به رابطه عاشقانه دختر با کبوتر است.
از اکران فیلمتان بگویید، مثل اغلب کارگردانانها از شیوه اکران ناراضی بودید.
جریانی در سینمای ایران حرکت میکند که میخواهد یک سری کارها را زمین بزند. شاید فیلم من خوشساخت نباشد، اما چرا باید در محرم اکران شود؟! محرم ماه خاصی است که زمان سینما رفتن نیست و مردم در آن ایام مراسم و مناسک بسیار ارزشمند و مهمی را باید به جا آورند که در آن میان، مجال زیادی برای حضور سینما وجود نخواهد داشت. در چنین شرایطی که سینمای ما به مفاهیم اخلاقی مانند «آسمان هشتم» نیاز دارد، چرا باید این فیلم در بدترین زمان ممکن به اکران برسد.
یعنی اگر فیلم در شرایط بهتری اکران میشد، برای آن گیشه پرفروشتری در نظر داشتید؟
از اول هم انتظار نداشتم این فیلم جزو پرفروشترینها باشد ولی گمان هم نمیکردم که این فیلم با تدابیر نامناسب، به این شکل زمین بخورد. من برای تصویب این فیلمنامه جنگیدم، برای پیدا کردن تهیهکننده جنگیدم، برای تولیدش جنگیدم و فکر نمیکردم که باید برای پخش آن هم بجنگم. همه این تکاپوها از خلاقیت من میکاهد و مانع از آن میشود که کار بعدیام قویتر شود.
علاوه بر شرایط اکران، ذائقه مخاطب را چطور میسنجید؟
بیانصافی است که بگوییم تماشاگر، این فیلم را نمیپسندد. «آسمان هشتم» کاملا با ذائقه عمومی ما همخوانی دارد.
پس چرا «آسمان هشتم» به فروش خوبی نرسید؟
چون من آدم سیاسیای نیستم.
چطور؟
از آنجا که من اصلا آدمی سیاسی نیستم، فیلمم خوب نمیفروشد. مخاطب اصلا فیلم مرا ندیده که بخواهد بپسندد یا نه. تبلیغات بد یا عدم تبلیغ، حق دیده شدن را از این فیلم و فیلمهایی از این دست میگیرد. اما عدهای به دلیل حضورشان در جناحهای مختلف سیاسی، آثارشان قابل سرمایهگذاری میشوند و...
در حال حاضر مشغول چه کاری هستید؟
چند فیلمنامه در مرحله نگارش و ثبت دارم که یکی از آنها درباره جنگ بالکان، دیگری درباره پاکستان با نام «شلیک در سپیده دم» و طرحی با عنوان «آسمان مال من است» که درباره فضای اقتصادی جامعه است.
مریم اکبرلو / جامجم