جدیدترین قسمت از بازیهای NFS، همان طور که از اسمش پیداست، شما را در پوتینهای یک فراری قرار میدهد. جوانی سرکش و مغرور که به خاطر بلندپروازیهایش با خلافکاران به مشکل برخورده است. حال او مدت کوتاهی وقت دارد تا با انجام یک مسابقه بزرگ بین ایالتی، پول کافی به هم بزند و خود را از شر گروههای تبهکاری رها کند. داستان تقریبا هیچ پیچیدگی و حتی معنای درست و حسابی در خود نگنجانده و با یک اثر ضعیف طرف هستیم. با توجه به تاکیدات بیمحابای EA روی حالت داستانی و سکانسهای پیاده، انتظار تجربهای بهتر از این میرفت. داستان از طریق سکانسهای QTE، مراحل رانندگی و فرار از چنگ تبهکاران و میانپردههایی بدون دخالت بازیکن روایت میشود. مراحل فرار از دست خلافکاران، جذابیت خاصی ندارد؛ شاید در حد یک اپسیلون تعقیب و گریز با پلیس در نسخه قبل. میان پردهها و سکانسهای QTE نیز در حد بلاکباسترهای بیارزش هالیوودی، گویی فقط برای جذب کردن قشر 15 تا 18 سال طراحی شدهاند. QTEها بازیکن را به یاد Heavy Rain میاندازند. هر چند ناکارآمدی استودیوی سازنده در پیاده سازی این سکانسها، آشکارا قابل رویت است. سازندگان تلاش زیادی کردهاند تا گرافیک فنی بازی را به رخ بکشند. از همان میان پرده ابتدایی میتوان این را فهمید. گویی میخواهند به بازیکن القا کنند که: «ببینید ما اینجا را خوب ساختهایم. بقیه را به بزرگی خود ببخشید!» تکسچرها بخوبی پولیش شده و مناظر دلربایی را شاهد هستیم. مسیرها از روی مدلهای واقعی ساخته شدهاند که قطعا برای مخاطب جالب هستند. (البته نه برای آن دسته از ما که سفر فرنگ نرفتهایم!) مدلهای اتومبیلها نیز با دقت و زیبایی هر چه تمام ساخته شدهاند. این در کنار موسیقی خاص و خوب بازی (یکی از چیزهایی که سری NFS با آن شناخته میشود، پلیلیستهای خاص و منحصر بهفرد موسیقی است که در آن ارائه میشود.) و همین طور افکتهای با کیفیت و بجا، تجربهای لذتبخش را رقم زدهاند.
حالت داستانی، شما را در مسیر میان سانفرانسیسکو و نیویورک قرار میدهد. در این راه باید 250 راننده را پشت سر بگذارید و به پول لازم برای فرار از بدهی خود دست پیدا کنید. در این مسیر، چند نوع مد مسابقهای وجود دارد. بیشترین آنها وظیفه پشت سر گذاشتن تعداد خاصی از رانندهها را به شما محول کرده، دیگری که حالت Battle نام دارد، طی یک مسیر، چند راننده را به نوبت در مقابلتان قرار میدهد و میخواهد قبل از به صفر رسیدن تایمر، رقیب را پشت سر بگذارید تا او را حذف کنید. حالت سوم نیز پای ثابت بازیهای ریسینگ، یعنی Time Trial است که باید مسیر خاصی را طی کمترین زمان طی کنید. متاسفانه برای «وفادار» بودن به «داستان فوقالعاده حقیقی» بازی، جز در ایستگاههای پمپ بنزین (که گاهی به کل از دید شما خارج هستند) نمیتوانید اتومبیل خود را تغییر دهید. این در حالی است که امکان دارد طی چند مسابقه بعد، پمپ بنزینی در کار نباشد و شما باید با اتومبیل زیر پای خود بسازید. ولو اتومبیل شما یک اسپورت میان جاده خاکی باشد، یا یک Muscle در میان پیست مسابقه.
این مسأله میتواند منجر به لحظات عذابآوری شود. اما مشکل دیگری نیز گریبان این کانسپت را گرفته است. در طراحی برخی از جادهها، ممکن است در میان مسابقات سرعتی بازی، یک کلبه را با پمپ بنزین اشتباه بگیرید. این مسأله وقتی بغرنج میشود که ببینیم بازی هیچ معیار درستی برای محدود کردن بازیکن در جادهها ندارد و در یک جاده ممکن است از میان دشت برانید و اتفاقی نیفتد، حال که در دیگری با کوچکترین تعارض از جاده، صفحه ریستارت را پیش چشم میبینید! اگر مراقب نباشید زیاد این صفحه منفور را خواهید دید. عملی که به خودی خود خوب است و برگرداندن بازیکن به آخرین نقطه چکپوینت به طور موثری از تعدد ریستارتهای کامل یک مسابقه جلوگیری میکند، اما چیزی که مانند یک جوش سیاه! چهره بازی را زشت کرده، بارگذاریهای شدیدا طولانی و خستهکننده است. موردی که برای یک بازی ریسینگ سم محسوب میشود. این بار هم المانهای قبلی سری، مانند میانبرها، نیروهای پلیس، رانندگی پرخطر در کنار بلایای طبیعی جالب حضور دارند. سیستم کسب تجربه نیز به نظر چندان کارآمد نمیآید و بیشتر برای حفظ ظاهر گنجانده شدهاند. طی مسابقات نیز بارها دید شما توسط نوشتههای مزاحم مختل میشود که بیشترین صدمه را در بخش آنلاین میزند. غیر از حالت داستانی که از 2 تا n ساعت طول میکشد، حالت مولتی و چالشهایی نیز در بازی وجود دارد که وقت چندانی را اشغال نمیکند. ظاهرا سازندگان حتی با کم کردن کانتنت هم نتوانستهاند خروجی عرضه شده شایستهای را ارائه کنند. اما در هر صورت با یک عنوان خوب NFS و نه عالی، طرف هستیم که تجربه آن خالی از لطف نیست.
سیاوش شهبازی