نگاهی به انیمیشن ایرانی «مدادهای رنگی»

جادوی رنگ‌ها

مدادهای رنگی برای کودکان همیشه جذاب و دوست داشتنی هستند. زمانی که صحبتی از دفتر و قلم به میان می‌آید تصور نبود مداد رنگی کنار آن برای کودکان دشوار است. در واقع مداد رنگی‌ها یادآور خاطرات لذت‌بخش کودکی هستند.
کد خبر: ۴۴۵۲۸۳

حال اگر این مدادهای رنگی به عنوان شخصیت‌های اصلی انیمیشنی مورد استفاده قرار گیرند، می‌توانند بدون شک، سبب محبوبیت اولیه آن انیمیشن فارغ از روایت داستانی و شخصیت‌پردازی به کار رفته در آن شوند. مدادهای رنگی، همراه همیشگی کودکان هستند، چه پیش از ورود به مدرسه و چه بعد از آن. چه بسا از همین روست که کودکان تعلق خاطر خاصی به مداد رنگی دارند و همیشه به دنبال آن هستند که جعبه کامل‌تری داشته باشند و از رنگ‌های متنوع‌تری در نقاشی‌های خود استفاده کنند. این محبوبیت بهانه مناسبی برای انیمیشن‌سازی با موضوع مدادهای رنگی است که البته زیاد هم مورد توجه بوده و در آثار پویانمایی همه جای دنیا به وفور به آن پرداخته شده است.

شخصیت‌های انیمیشن مدادهای رنگی از تولیدات مرکز پویانمایی صبا را ـ که هم‌اکنون از شبکه 2 سیما در حال پخش است ـ مدادهای رنگارنگ جعبه مداد رنگی تشکیل داده‌اند. این مدادها هر کدام بر مبنای رنگ خود شخصیت بخصوصی دارند، مثلا مداد زرد با سر و شکلی شبیه شیر جنگل یا مداد قهوه‌ای به صورت گاو، تصویر شده است. این حیوانات و انسان‌های رنگارنگ هر کدام به جای پا، مداد دارند تا هر زمان که لازم است با نقاشی کردن وسیله مورد نیازشان روی کاغذ مشکل خود و دوستانشان را حل کنند. داستان مدادهای رنگی در یک جنگل سبز و خرم می‌گذرد و این دوستان رنگی با استفاده از توانایی خارق‌العاده‌شان در نقاشی کشیدن، زندگی دوستانه و شادی را کنار هم سپری می‌کنند.

نکته قابل تامل در انیمیشن مدادهای رنگی، خلاقیت به کار رفته در آن است. این که مدادها بتوانند براساس رنگشان شی همرنگ خود را طراحی کنند و سپس این شی از زمینه کار جدا شده و به صورت وسیله‌ای واقعی و قابل استفاده برای شخصیت‌ها تبدیل شود، ایده‌ای بدیع و تازه است. به‌علاوه نگاه مخاطب را نسبت به اشیا اطراف خود تغییر می‌دهد. کودکان در بسیاری از مواقع آرزوهای خود را با استفاده از نقاشی به تصویر می‌کشند؛ آرزوهایی چون داشتن اسباب‌بازی‌های جورواجور و متنوع. زمانی که کودک با انیمیشنی همچون مدادهای رنگی مواجه است دنیایی جدید به روی او گشوده می‌شود. نقاشی‌هایی که در گذشته تنها در دفتر نقاشی ثابت و بی‌استفاده باقی می‌ماندند، حالا نه فقط در دفتر نقاشی بلکه در هر جای دیگری می‌توانند واقعی و قابل استفاده باشند. این موضوع از جذاب‌ترین ویژگی‌های انیمیشن مدادهای رنگی است که باعث شده این اثر از یک انیمیشن ساده با موضوع مداد رنگی فاصله بگیرد و میان خیل پویانمایی‌هایی که با این ایده کار شده‌اند، منحصر به فرد و متمایز به نظر برسد و در دام کلیشه و تکرار گرفتار نشود.

به لحاظ متن و مضمون و درونمایه انیمیشن مدادهای رنگی ارزشمند و قابل بحث است. در هر قسمت امکان پرداختن به نکات جزئی فراهم آمده و فرصت کافی برای گنجاندن عناصر مختلف داستان در متن اثر وجود دارد، بنابراین با آغاز، میانه و پایان مشخصی در هر قسمت از این مجموعه مواجه هستیم که بستر مناسبی را برای ارائه مضامین آموزشی و تربیتی فراهم کرده است. به عنوان مثال در یکی از قسمت‌های مجموعه با نام «پل»، علاوه بر آموزش اجزای مختلف پل و شیوه ساخت آن، تاکید بجایی هم بر توجه به همنوع و تعاون و همکاری و یاری رساندن به یکدیگر برای حل مشکلات به چشم می‌خورد که به موجب آن ایده ساده اولیه ارزش محتوایی یافته و از یک بهانه داستانی صرف برای سرگرم کردن مخاطب و یا فقط برنامه‌ای آموزشی برای یاددادن مهارت‌های فنی به او فاصله می‌گرفت و وجه اخلاقی پیدا می‌کرد.

اما در خصوص ساختار بصری مجموعه نکاتی هست که می‌تواند مورد اشاره قرار بگیرد. انیمیشن مدادهای رنگی ویژگی‌هایی دارد که از یک طرف نقطه ضعف اثر و از طرف دیگر نقطه قوت آن به شمار می‌آید. به عبارت دیگر این مجموعه انیمیشن در کلیت ساختاری خود دچار نقص است و نتوانسته هماهنگی لازم را میان اجزای مختلف به وجود بیاورد. با وجود این، نقص‌ها توانسته‌اند در شکل اجرایی کار توجیهی ساختاری پیدا کنند و آن طور که باید به چشم نیایند. به عنوان نمونه می‌توان از این موارد نام برد: تعدادی از شخصیت‌ها نسبت به دیگر کاراکترها حضور پررنگ‌تری در قسمت‌های مختلف مجموعه دارند و شخصیت‌های محوری مجموعه محسوب می‌شوند. مثلا کاراکتر قرمز یا آبی. به‌علاوه مجموعه، شخصیت منفی به صورت مشخص ندارد، چرا که کشمکش‌های داستان به صورت معمایی ارائه می‌شوند و به شخصیت منفی نیاز نیست. داستان با یک اتفاق معمولی آغاز می‌شود تا زمینه برای طرح معمای اصلی فراهم آید. از آنجا که شخصیت‌های مجموعه دارای قدرت جادویی هستند و می‌توانند هر چیزی را که نیاز دارند با چرخیدن به دور خود و نقاشی کردن به دست آورند، مشکلی در خصوص فراهم کردن زمینه برای ورود به قسمت اصلی یا نقطه عطف داستان وجود ندارد. در این زمان شخصیت‌ها و همچنین مخاطب با معمایی مواجه است که تنها کافی است جواب آن را حدس بزند سپس براحتی و تنها با نقاشی کردن آن را به دست بیاورد. این نوع طرح داستان را که در تناسب کامل با شخصیت‌های اثر و ویژگی‌های شخصیتی آنهاست می‌توان به عنوان یکی از نکات مثبت مجموعه برشمرد.

یکی از مشکلات انیمیشن مدادهای رنگی مربوط می‌شود به شیوه طراحی اشکال بصری مجموعه و نکات تکنیکی مربوط به اصول گرافیکی نقاشی کارتونی و نیز میزان بهره‌گیری از امکانات رنگ و نور و ارزش خطی در طراحی شخصیت‌ها و فضاهای اثر. علاوه بر شخصیت‌های مجموعه، پیش‌زمینه و پس‌زمینه کار نیز سرشار از رنگ‌های متنوع است؛ بنابراین کاراکترها در نماهایی از برنامه، محو و نامشخص هستند و خطوط محیطی آنها قابل تشخیص نیست. این موضوع در ارتباط با پلان‌های مختلف تصویر نیز صادق است، چرا که خطوط طراحی‌ها ارزش خطی مشخصی ندارند و همه اجزای تصویر با یک درجه رنگی از لحاظ نور و شفافیت و ضخامت قلم طراحی شده‌اند. از همین رو تشخیص مرز محیطی تصاویر و درک بصری ویژگی‌های کلیدی و اصلی نماهای هر پلان امکان‌پذیر نیست. در حالی که رنگ‌ها و عناصر مختلفی در همه جای تصویر گنجانده شده و تلاش و زحمت عوامل سازنده در هر پلان به خودی خود ستودنی است و جای توجه و البته تامل دارد.

در پایان باید گفت این مجموعه انیمیشن نیز مانند بسیاری از نمونه تولیدات دیگر صبا در سطحی میان ارزش هنری و ضعف ساختاری قرار دارد و در نتیجه نه می‌توان اشکال عمده و بنیادینی به آن وارد دانست و نه می‌توان به عنوان اثری بی‌نقص و مثال‌زدنی از آن یاد کرد. این قبیل تولیدات پویانمایی اغلب با هدف برآورده کردن نیاز کودک به تماشای انیمیشن تلویزیونی ساخته می‌شوند و طبعا نمی‌توان انتظار زیادی از آنها داشت و مثلا آن‌گونه به نقد و تحلیل آنها پرداخت که پویانمایی‌های جشنواره‌ای و انیمیشن‌های بلند سینمایی مورد بررسی قرار می‌گیرند. واقعیت آن است که هر اثری را باید در نوع خود مورد تجزیه و تحلیل و یا قضاوت و داوری قرار داد. مدیوم تلویزیون اقتضائاتی متفاوت با مدیوم سینما دارد و باید به این اقتضائات توجه کامل داشت. شاید ارزش هنری انیمیشن‌های تلویزیونی به اندازه نمونه‌های سینمایی و جشنواره‌ای نباشد، اما روشن است که مخاطب کودک تلویزیون به همین تولیدات ساده و عاری از پیچیدگی نیاز بیشتری دارد تا انیمیشن‌هایی که بدون توجه به سطح درک کودک می‌خواهند در کوتاه‌ترین زمان ممکن بیشترین پیام مضمونی را به مخاطب منتقل کنند و رضایت او را هم به دنبال داشته باشند.

نویسندگی مجموعه انیمیشن مدادهای رنگی را محمد برومند به عهده داشته و کارگردان این پویانمایی تلویزیونی نوروز عباسی است.

بهار عسگری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها