تشخیص بموقع مرگ مغزی

نورولوژیست‌های اروپا در اواخر سال 1950متوجه حالتی از آسیب مغزی شدند که گرچه قابل برگشت نیست و فعالیت کلی مغز را از بین می‌برد، ولی فعالیت قلب و ریه‌های بیمار در آن با وسایل مکانیکی حفظ می‌شود. در سال 1968 کمیته‌ای از هاروارد این حالت را مرگ مغزی نامید.
کد خبر: ۴۴۴۹۸۶

در واقع مرگ مغزی عبارتست از قطع غیرقابل برگشت تمامی فعالیت‌های مغزی کورتیکال و ساب کورتیکال و ساقه مغز. مهم‌ترین نکته در مورد مرگ مغزی تشخیص صحیح و به موقع آن است بنابراین معیار‌های تشخیصی دقیق این عارضه لازم است، چرا که در واقع استفاده از کلمه مرگ مغزی در مواردی که حالت‌های مشابه آن اتفاق افتاده، ولی مرگ مغزی هنوز رخ نداده است منجر به وارد آمدن صدمه بزرگی بر اطرافیان بیمار می‌شود.

در زیر برخی از حالت‌های مشابه مرگ مغزی را از نظر می‌گذرانیم. در این موارد قطع تمام داروهای پایین آورنده فشار خون، ضد تشنج‌ها، خواب‌آورها و... لازم است.

سندرم قفل شدن: از جمله مواردی که علائمی بسیار شبیه به مرگ مغزی ایجاد می‌کند، می‌توان به سندرم قفل شدن (lock in syndrome) اشاره کرد. این سندرم به دنبال آسیب قسمتی از مغز ایجاد می‌شود. در این سندرم گرچه بیمار از محیط پیرامون خودآگاه است، اما به جز پلک زدن خودبه‌خودی و حرکات عمودی چشم‌ها قادر به حرکت عضلات اندام‌ها، تنه و صورت نیست.

حالت نباتی پایدار: در این وضعیت با این‌که چشمان شخص کاملا باز است و کاملا بیدار به نظر می‌رسد، اما توانایی شناخت خود را از دست می‌دهد. در چنین وضعیتی چشم‌ها دارای یک سری حرکات غیر‌ارادی است هر چند بیمار هیچ‌گونه عملکرد ذهنی و شناختی واضحی ندارد.

این حالت تقریبا همیشه به دنبال کما رخ می‌دهد. غالبا ضایعه منطقه وسیعی از کورتکس مغز و ماده سفید ساب کورتیکال را درگیر کرده است. این امر سبب می‌شود فعالیت نیمکره‌ها به صورت تقریبا کامل از بین برود، اما فعالیت ساقه مغز به‌طور نسبی باقی می‌ماند؛ به همین دلیل چشمان بیمار باز می‌ماند و بیدار به نظر می‌رسد. او مانند گیاهی است که آگاهی و شعور انسانی خود را از دست داده و تنها از فعالیت‌های نباتی شامل تنفس،تنظیم دما، کارکرد دستگاه‌های گوارش و کلیه‌ها برخوردار است. البته در بیشتر موارد به دنبال این حالت ایست قلبی نیز ایجاد می‌شود و در نهایت فرد فوت می‌کند. جالب اینجاست که در این وضعیت سیکل خواب و بیداری دست نخورده باقی می‌ماند. باید نهایت دقت به عمل آید که حالت نباتی پایدار، اشتباهی مرگ مغزی قلمداد نشود.

گرچه در مرگ مغزی آسیب وارد شده به مغز قابل برگشت نیست و فعالیت کلی مغز از بین می‌رود، ولی فعالیت قلب و ریه‌های بیمار با وسایل مکانیکی
حفظ می‌شود

آبولیا: در این حالت آپاتی شدید و واضحی وجود دارد. بیمار قادر به تکلم نیست و حتی حرکات خودبه‌خودی نیز ندارد. آبولیا غالبا به علت آسیب دوطرفه ناحیه فرونتال ایجاد می‌شود، اما سالم بودن ساقه مغز آن را از مرگ مغزی متمایز می‌سازد.

هایپوترمی: اگر دمای بدن به هر دلیلی به زیر 32 درجه سانتی‌گراد سقوط کند، حالتی مشابه مرگ مغزی اتفاق می‌افتد که البته با گرم کردن بیمار از بین می‌رود. به شرطی که زمان زیادی از آن نگذشته باشد.

مسمومیت‌های دارویی: برخی موارد مسمومیت دارویی مثل مسمومیت با ضدتشنج‌ها، خواب‌آورها، باربیتورات‌ها و بلوک‌کننده‌های عصبی عضلانی نیز علائم مرگ مغزی را تقلید می‌کنند که باید با دقت بررسی و رد شوند.

کاتاتونیا: در این حالت بیمار دچار میونیسم است و حرکات افزایش‌یافته دارد که به علت مسائل روحی ـ روانی
ایجاد می‌شود.

دکتر کتایون نجفی‌زاده

 رئیس واحد فراهم‌آوری اعضای پیوندی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها