پیش از آموزش اخلاق در سریال‌ها باید قصه‌‌ای برای سرگرمی وجود داشته باشد

اخلاق به رنگ سرگرمی

اکنون که سریال‌های مناسبتی محرم، بهانه‌ای شده تا برخی از ارزش‌ها و باورهای عاشورایی به واسطه قصه و نمایش برای مخاطب روایت شود، بهترین فرصت است که درباره بازنمایی و بازتاب اخلاق در این سریال‌ها سخن بگوییم؛ چرا که هدف غایی این‌گونه سریال‌ها نیز فراتر از سرگرمی، القای برخی ارزش‌های اخلاقی به مخاطبان است.
کد خبر: ۴۴۴۸۴۹

سریال‌های تلویزیونی در انواع ژانرها با قصه و داستان‌های متنوعی ساخته می‌شوند و هر کدام از آنها متناسب با ساختار و قابلیت‌های نمایشی خود دربرگیرنده و انتقال‌دهنده برخی مفاهیم خاص به مخاطبان هستند.

در این میان سریال‌های خانوادگی بیش از انواع سریال‌های دیگر با مفاهیم انسانی و اخلاقی نسبت فرمی و مضمونی داشته و از آنجا که طیف مخاطبان آن، همه اعضای خانواده بویژه زنان و مادران هستند از ظرفیت بیشتری برای تاثیری‌گذاری برخوردارند. به عبارت دیگر کارکرد آموزشی در این سریال‌ها از دو حیث بیش از سریال‌های دیگر اهمیت دارد؛ یکی از لحاظ فیلمنامه و مضمون و مولفه‌های داستانی که در این سریال‌ها مطرح می‌شود و ارتباط تنگاتنگ با ارزش‌های خانوادگی دارد و دوم به لحاظ نوع مخاطبان و طیف و قلمرو آنهاست که تعداد بیشتری از اعضای جامعه را دربرگرفته و مورد هدف قرار می‌دهد.

از سوی دیگر وقتی مفاهیم اخلاقی در قالب یک داستان خانوادگی و مناسبات آن روایت می‌شود، امکان همذات‌پنداری تماشاگر با قصه بیشتر شده و آنها همدلانه‌تر و بدون مقاومت و لجبازی کمتری به تامل درباره این پیام‌ها می‌پردازند. از این حیث سریال‌های خانوادگی را می‌توان به بوستان و گلستان سعدی قیاس کرد که ارزش‌های اخلاقی و انسانی را در دل قصه‌های شیرین و حکیمانه روایت می‌کند؛ به طوری که در عین لذت بردن از وجوه هنرمندانه و لذت شعر و داستان‌خوانی، ارزش‌ها و مفاهیم اخلاقی نهفته در آن به شکلی درونی و نهادینه شده در خواننده نفوذ می‌کند.

نسبت اخلاق و سریال‌های خانوادگی را دست‌کم می‌توان به 2 شکل صورت‌بندی کرد؛ سریال‌هایی که به شکل غیرمستقیم ارزش‌های اخلاقی را در بستر وجوه دراماتیکی خود پرورش داده و به مخاطب منتقل می‌کنند. مثلا مجموعه کارهای سیروس مقدم از نرگس و اغماء گرفته تا پایتخت اگرچه دارای سویه دراماتیکی پررنگی هستند، اما هم در ساختار داستانی و هم در دیالوگ و شخصیت‌پردازی‌های خود به گونه‌ای عمل می‌کند که واجد ارزش‌های اخلاقی و انسانی باشد.

خود سیروس مقدم بارها در مصاحبه‌هایش اعلام کرده، سریالی نمی‌سازد که فاقد پیام‌های اخلاقی باشد؛ اما او سعی می‌کند که این مفاهیم را در نوع روایتی که از آدم‌های قصه و مسائل آنها دارد مطرح کند، هرچندگاهی نیز دچار گل‌درشتی و یک نوع سانتی‌مانتالیسم اخلاقی می‌شود که مخاطب نه‌تنها آنها را نمی‌پذیرد، بلکه در برابر آنها مقاومت کرده و پس می‌زند. لذا طرح مفاهیم اخلاقی در قالب سریال‌های خانوادگی به ظرافت و هنرمندی بالایی نیاز دارد تا ارزش‌های اخلاقی در شمایل و بسته‌بندی زیبا و منطبق با کارکردهای روان‌شناسی مخاطب، روایت شده و بتواند بر تماشاگران تاثیر بگذارد. شکل دوم سریال‌های خانوادگی آنهایی است که در همان ابتدا برخی مفاهیم و مسائل اخلاقی را به عنوان سوژه و موضوع سریال به مخاطب معرفی می‌کند و بعد به روایت قصه خود در ارتباط با آن مفهوم می‌پردازد.

مثلا سریال آیینه در دهه 60 نمونه‌ای از این جنس سریال‌ها بود که هدف خود را به شکل مستقیم با مخاطب در میان می‌گذاشت و بعد درباره آن مخاطب، داستان تعریف می‌کرد. نکته جالب سریال آیینه در این بود که ارزش‌های اخلاقی و خانوادگی را در دو صورت مختلف به شکل دراماتیکی روایت می‌کرد تا مخاطب از طریق مقایسه این دو بتواند رفتار انسانی و اخلاقی را درک کرده و بپذیرد. اگر یادتان باشد این سریال به دو قسمت تقسیم می‌شد و با جمله زندگی شیرین می‌شود دو نوع واکنش اخلاقی و رفتاری در مقابل یک مساله و مشکل انسانی را به تصویر می‌کشید.

شاید مهم‌ترین مساله‌ای که در ارتباط با سریال‌های خانوادگی قابل طرح و تامل باشد، شیوه ارائه و نمایش ارزش‌های اخلاقی در بستر روایت‌های داستانی سریال‌های خانوادگی باشد. متاسفانه مشکل بسیاری از سریال‌های خانوادگی بویژه آنهایی که می‌خواهند ارزش‌های اخلاقی را درونمایه و محور کار خود قرار دهند این است که به شکل مستقیم و گل درشت به این مساله پرداخته و لحنی نصیحت‌گونه به خود می‌گیرند. این شیوه بویژه در میان مخاطبان جوان‌تر با مقاومت و حتی لجبازی مواجه می‌شود به طوری که آنها احساس می‌کنند کارگردان و عوامل سریال قصد دارند، ارزش‌های مطلوب خود را بر آنها تحمیل کنند. سریال‌هایی از جنس «دلنوازان» را می‌توان در همین راستا مورد نقد و بررسی قرار داد.

مساله مهمی که در نسبت بین اخلاق و سریال‌های خانوادگی باید به آن توجه داشت این است که نباید وجوه دراماتیک و حتی سرگرم‌کنندگی یک سریال را قربانی مفاهیم و ارزش‌های اخلاقی کرد که قرار است به عنوان پیام اصلی این مجموعه‌ها به مخاطب منتقل شود.

جای این کار در برنامه‌های غیرنمایشی مثل برنامه‌های خانواده یا برنامه‌ای مثل اخلاق در خانواده است که مخاطب تکلیف خود را با این نوع از برنامه‌ها می‌داند؛ اما در یک سریال خانوادگی این مفاهیم و ارزش‌ها باید در شمایل نمایشی و در یک ساختار تاثیرگذار دراماتیکی گنجانده شده و پردازش شود تا مخاطب احساس نکند که سریال دارد او را نصیحت می‌کند.

وقتی ارزش‌های اخلاقی صورتی نمایشی به خود می‌گیرد و با زبان قصه و داستان در لایه‌های درونی‌تر بیان می‌شود، تاثیر‌گذاری و عمق آن بر مخاطب بیشتر و ماندگارتر است. با رعایت این ظرایف نمایشی، سریال‌های خانوادگی بهترین ابزار و تمهید رسانه‌ای برای انتقال و ارتقای اخلاق در جامعه است.

این مساله بویژه در سریال‌های مناسبتی که سویه اخلاقی قصه، برجستگی و اولویت بیشتری دارد مهم‌تر به نظر می‌رسد، لذا قدرت ساختار دراماتیکی این سریال‌ها باید بیش از سریال‌های معمولی باشد تا مخاطب احساس نکند که قصه و روایت در اینجا صرفا بهانه و ابزاری برای طرح مفاهیم اخلاقی است. اخلاق زمانی از طریق نمایش به مخاطب آموزش داده می‌شود و تاثیر دارد که پیش از آن قصه‌ای برای سرگرمی وجود داشته باشد.

سیدرضا صائمی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها