شاکی این پرونده میگوید: «من مدتی قبل در خیابان با پسری جوان به نام حمید آشنا و با او دوست شدم. پسر خوبی به نظر میرسید و بتدریج علاقهام به او بیشتر شد تا این که یک روز حمید از من دعوت کرد به خانهشان
بروم.
وقتی به آنجا رفتم حمید با من رابطه برقرار کرد، ولی فکر نمیکردم از این صحنهها فیلمبرداری شده و اصلا نمیدانم این فیلم چطور به دست اخاذ ناشناس افتاده است. اوایل تلفنهای فرد ناشناس را جدی نگرفتم، اما بعد ترسیدم و مجبور شدم پولی را که داشتم به او بدهم تا فیلم را پخش نکند، اما آن فرد هنوز هم از من پول میخواهد و خیال ندارد این بازی را تمام کند.»ماموران بعد از شنیدن حرفهای این دختر حمید را بازداشت کردند. او ابتدا حاضر نبود رابطه با شاکی را بپذیرد، اما وقتی ماموران خانه او را جستجو کردند فهمیدند آنجا به دوربین مداربسته مجهز است.
حمید بالاخره به جرمش اعتراف کرد: «من از قبل خانهام را به دوربین مداربسته مجهز کرده بودم. یک روز وقتی داشتم این فیلم را تماشا میکردم به فکرم رسید با استفاده از آن اخاذی کنم. به این شکل بود که مشکلات مالیام هم حل میشد.
من سیدی و نامه را برای طعمهام فرستادم و با تغییر دادن صدایم به او تلفن میزدم و به تهدیدهایم ادامه میدادم تا بلکه به هدفم برسم. فکر نمیکردم این دختر شکایت کند چون تصورم این بود از آبرویش میترسد و خواستههایم را انجام میدهد.»
نسرین خواجوی، کارشناس مطالعات زنان
حمید شخصی است که به دلیل بزه جنسی یا اخاذی جنسی از حریم خصوصی زندگی فرد دیگری استفاده کرده تا به خواستههای مالی خود برسد.
در جامعه ما بزه جنسی یا به بیان دیگر سوءاستفاده از زندگی خصوصی دیگران رو به افزایش است، اما اخاذی جنسی یا بزه جنسی چیست؟ بزه جنسی ممکن است با اخاذی یا انتقامجویی همراه باشد.
در جامعه ما و بسیاری از جوامع دیگر موضوع آبرو اهمیت زیادی دارد. بسیاری اوقات افراد به خاطر آنچه حفظ آبرو میخوانند دست به خودکشی، قتل های ناموسی یا پرداخت باج به باجگیران میزنند. چراکه داشتن رابطه نامشروع برای یک زن انگ بسیار سنگینی است که ممکن است زندگی او را تحت تاثیر قرار دهد.
دختر جوانی که اینچنین مورد سوءاستفاده و تهدید قرار میگیرد، معمولا از ترس خانواده و جامعه و از این نگرانی که نکند از خانواده هم طرد بشود، به هر قیمتی شده سعی میکند خواستههای اخاذ را برآورده کند.
دختران جوان که معمولا در سنین پایین گرفتار چنین فریبهایی میشوند معمولا چنین تصور میکنند که مرد رویاهای خود را پیدا کردهاند و حتی فکر سوءاستفاده به ذهن آنها خطور نمیکند و زمانی که چنین بازیچه واقع میشوند به جای رفتن پیش والدینشان و مراجعه به مراجع قضایی، به خاطر ترسی که وجودشان را گرفته دست به هر کاری میزنند تا اشتباهشان را به باور خودشان جبران کنند.
با استفاده از همین واقعیت، بسیاری از افراد سودجو دست به بزهکاریهای جنسی میزنند تا از این طریق به مال و منال یا خواستههای دیگر برسند.
شاکی این پرونده با شکایتی که انجام داده کار بسیار هوشمندانهای کرده و هر چند اشتباه خودش هم رو شده، اما با وجود این درس عبرتی به این جوان و به جوانان سودجوی دیگر داده است و از این طریق این پیام را به آنها رسانده که آنها در حاشیه امنیت نیستند و نیروی انتظامی هم به شدیدترین شکل با آنها برخورد میکند.
در کنار به دام افتادن چنین بزهکارانی، همواره باید به یاد داشته باشیم که بزهکاران جنسی بسیاری هستند که به دام نمیافتند، چراکه قربانیان آنها شجاعت شکایت و مطرح کردن این موضوع را به خانواده و پلیس ندارند. آنها باید این موضوع را در نظر داشته باشند حتی اگر تنبیهی برای آنها در نظر گرفته شود، عواقب کمتری نسبت به آنچه با تن دادن به خواستههای اخاذ در انتظارشان خواهد بود، دارد.
از سوی دیگر، خانوادهها نیز هرگز نباید چتر حمایتی خود را از سر فرزندان خود بردارند، چراکه عدم حمایت و طرد کردن، عواقب جبرانناپذیری مانند فرار از خانه، کشیده شدن به دام اعتیاد، فحشا و... را برای فرزندانشان خواهد داشت. به قول معروف از هر کجای ضرر که برگردند، منفعت است.
امانالله قرایی مقدم، جامعهشناس
آنچه در این پرونده بسیار به چشم میخورد، نقش پررنگ پول است. حمید برای به دست آوردن پول دست به اخاذی زده و با دست زدن به یک بزه جنسی به دنبال پول رفته است. باز هم باید بر کاستی های موجود تاکید کنم:
مساله اول در جامعه از بین رفتن هنجارهای اخلاقی و تضعیف معیارهای اخلاقی است. ارزشها و هنجارها و اخلاقیات در جامعه کمرنگ شده است، اما عامل دوم و مهمتر این است ذهنیتی مادی بر جامعه حاکم شده است. مادیات در جامعه بر معنویات پیشی گرفته و پول ارجحیت پیدا کرده است. این موضوع باعث شده افراد حاضر شوند برای به دست آوردن آن دست به هر کاری بزنند.
مجموعهای از حوادث دست به دست هم میدهند تا چنین اتفاقی بیفتد. شیءمحوری و ضعیف شدن اخلاقیات همه و همه باعث این مساله بوده. مساله مالی برای این فرد به انسانیت ارجحیت داشته است. ذهنیت حاکم بر جامعه جهانی چنین است.
اگر اخلاقیات، معارف و خود کنترلی در جوامع قوی باشد کسی حاضر نمیشود به هر قیمتی انسان بکشد.همیشه این سوال پیش میآید که برای فردا چه باید کرد؟ چه کنیم که در آینده کمتر شاهد چنین اتفاقاتی باشیم؟
هدف از آسیبشناسی یک پدیده اجتماعی هم همین است. اینکه نخست چرایی و دلیل به وجود آمدن یک پدیده، بزه یا جنایت را بررسی کنیم و بعد درصدد رفع کردن آن برآییم. بدانیم ریشه به وجود آمدن این بزه چیست تا آن را بخشکانیم.
در پاسخ به اینکه برای فردا چه باید کرد باید بگوییم روح مادیگرایی در جامعه باید از بین برود، باید دوباره به ارزشهای خود برگردیم، اعتقادات دینی و مذهبی را قویتر کنیم، از تجملات فاصله بگیریم و برای اینها باید از رسانهها کمک گرفت.
صدا و سیما، مطبوعات، آموزش و پرورش و... هر یک سهم خود را دارند. از سوی دیگر، خانوادهها باید حامی فرزندان خود باشند. پدران و مادران با دخترانشان دوست باشند، با آنها حرف بزنند و فضای امنی ایجاد کنند که آنها رازهایشان را با والدین خود در میان بگذارند.
در چنین صورتی کار به اینجا کشیده نخواهد شد. دختران از خطرات آگاه میشوند و کمتر به دام میافتند. از سوی دیگر اگر افراد سودجو بدانند دیگر در اخاذی حاشیه امنی ندارند و خیلی زود به دام خواهند افتاد دیگر چنین رویاهای پلیدی را در سر نمیپرورانند و دست به چنین اقداماتی نمیزنند.
صفر خاکی، کارشناس قضایی
دوستیهای خیابانی و اینترنتی گاهی با رد و بدل کردن عکس و فیلم انجام میشود. به این ترتیب یک فرد سودجو اقدامات مجرمانهای را که در سر دارد، پیش میبرد.
در چنین پروندههایی شاهد آن هستیم که طرف مقابل شناختی از خانواده دختر دارد و میداند وضعیت مالی دختر چگونه است. در ادامه روابط جنسی برقرار میشود. تجاوز به عنف صورت میگیرد و بعد فرد سودجو به سراغ اخاذی میرود.
در واقع مدارکی را که متهم در رابطه خصوصی بهدست آورده به ابزاری برای سوءاستفاده تبدیل میکند و به این ترتیب زمینه جهت اخاذی فراهم میشود. در چنین پروندههایی انتشار تصویر مرد برای او مهم نیست و به منظور اخاذی، تهدید به انتشار عکس یا فیلم دختر میکند، به این ترتیب آبروی شخصی و خانوادگی دختر را به مخاطره میاندازد و افرادی را که به عنوان قربانی وارد رابطه شدهاند مجبور به پرداخت پول میکند.
در این میان به ندرت پیش میآید، دختر در مقابل خواسته فرد اخاذ بایستد، اما در هر دو صورت آبروی آنها در خطر است. برای مقابله با این جرم ماده 669 قانون مجازات اسلامی در نظر گرفته شده است. این ماده در مورد افرادی است که دیگران را به قتل، صدمات روحی و بیآبرویی و انتشار تصاویر مستهجن جنسی تهدید میکنند.
مطابق این ماده اگر تهدید عملی شود و عکس و تصویر در حد مستهجن و مبتذل باشد، افرادی که در امور سمعی و بصری فعالیت میکنند مشمول مجازات میشوند. مجازات متهمان میتواند از حبس تا اعدام در نظر گرفته شود، البته اعدام زمانی در نظر گرفته میشود که اقدامات درخصوص انتشار عکس و فیلم در حدی باشد که در نظم و امنیت عمومی اختلال ایجاد کند. در این صورت فرد به عنوان مفسدفیالارض مجازات میشود. البته شرایط خاصی در قانون برای احراز این جرم در نظر گرفته شده است. هرچند مجازات این متهمان بسیار اهمیت دارد، اما باید توجه داشت در چنین پروندههایی قربانی با قرار دادن خود در معرض عکاسی و فیلمبرداری به نوعی زمینه ارتکاب جرم را فراهم میکند و همانطور که در آغاز نیز ذکر شد فرد با نحوه غلط آشنایی و ادامه ارتباط پایهگذار جرم میشود.
در چنین وقایعی گاه شاهد وقوع خودکشی نیز هستیم و چون آبروی شخصی و خانوادگی دختر در معرض آسیب قرار گرفته است او به زندگیاش پایان میدهد. در پایان باید گفت با توجه به ماده 669 قانون مجازات اسلامی، مجازات تا 2 سال حبس برای تهدید در نظر گرفته شده و این در جای خود بازدارنده به نظر میرسد و قانون برای جلوگیری بیشتر نمیتواند وارد حریم خصوصی افراد شود.
سارا لقایی