با این که تعزیه به عنوان آیینی برای سوگواری واقعه جانسوز کربلا از دوره صفویه در جامعه رواج یافته در دوره کریمخان زند نخستین نسخههای مکتوب آن نوشته شده و در اواسط سلطنت قاجارها به اوج خود رسیده است، اما باید در ایران پیش از اسلام، نشانههای شکل و فرم نمایشیآن را جستجو کرد. نگاه جهانیان سالهاست که به تعزیه ایرانی است. ابتدا سفیران و مستشرقان غربی دوره قاجار آن را برای هممیهنان خود روایت کردند و سپس در دهههای 40 و 50 خورشیدی نوبت به هنرمندان و پژوهشگران کشورهای اروپایی و آمریکایی رسید تا از وجوه هنریاش بگویند. تازه در آن زمان بود که نگاه خود ایرانیان متوجه این گنجینه و میراث فرهنگی بزرگ شد و با چشم خریداری به تعزیه نگریستند. در 50 سال گذشته اگر چه دانشگاهها و دیگر محافل علمی و هنری درباره تعزیه، قدمت و ویژگیهای آن مطالعاتی را انجام دادهاند، اما چون هیچ مرکز و نهاد مستقلی به طور رسمی متولی این میراث هنری و مذهبی نیست، کارهای انجام شده با اهمیت و ارزش تعزیه به هیچ وجه متناسب نیست.حتی 2 سال پیش وقتی تعزیه به عنوان میراث ناملموس جهانی در یونسکو به ثبت رسید، وعدههایی برای راهاندازی بنیاد تعزیه از سوی مسوولان و مدیران فرهنگی به گوش رسید که هیچ یک تا امروز رنگ واقعیت به خود نگرفته است. این که چرا تعزیه با تمام اهمیت خود هنوز دارای خانه و بنیادی نیست تا تمام امور آن را سامان دهد، علامت سوال بزرگی است که شاید براحتی نتوان برایش پاسخی یافت.
هنر یتیم
داوود فتحعلیبیگی، کارگردان و پژوهشگر نمایشهای آیینی در توضیح راه نیفتادن بنیاد تعزیه میگوید: دلیل اصلی این که تعزیه، بنیاد یا خانهای ندارد، این است که هیچ کس متولی آن نیست و مسوولیتش را بر عهده نمیگیرد. وی با اشاره به این که تعزیه یتیم است، میافزاید: سازمان میراث فرهنگی میگوید تنها مسوولیتش مستندسازی تعزیه در نقاط مختلف کشور و ثبت ملی و جهانی آن است و وظیفه دیگری بر عهده ندارد. معاونت هنری وزارت ارشاد و مرکز هنرهای نمایشی هم با این که هر سال به مناسبت ایام سوگواری محرم و صفر، مجالس شبیهخوانی برگزار میکنند، نقش دیگری برای گسترش و ارتقای این هنر نمایشی قائل نیستند.
همه باید دست به دست هم دهند
محمدحسین ناصربخت، مدرس، کارگردان و محقق تئاتر هم با تاکید بر ضرورت راهاندازی بنیاد تعزیه میگوید: امروز دوره اوج تعزیه نیست و باید کاری کنیم که این میراث در حال خطر به دست فراموشی سپرده نشود.
وی ضمن آن که ثبت جهانی تعزیه را گام نخست برای ترویج و توجه بیشتر به این هنر میداند، میافزاید: در پرونده ارائه شده به یونسکو هم که به ثبت رسید، راهاندازی بنیاد تعزیه پیشبینی شده بود که متاسفانه عملی نشده است و بعد از 2 سال به نظر میرسد کسی به طور جدی به فکرش نیست.
ناصربخت تاکید میکند: با راهاندازی این بنیاد میتوانیم گذشته پرشکوه تعزیه را استخراج کنیم، کارهای تولیدی و پژوهشی را سروسامان بدهیم و علاوه بر اینها تئاترهای جدید را با الهام از تعزیه خلق کنیم.
نکته: در 50 سال گذشته اگر چه مراکز گوناگون فرهنگی برای تعزیه مطالعات و کارهایی را انجام دادهاند، اما هیچ مرکز و نهاد مستقلی بهطور رسمی متولی این میراث هنری و مذهبی نیست
این مدرس دانشگاه با اشاره به این که ایجاد بنیاد تعزیه کار یک یا دو نهاد نیست و همه باید برای راهاندازیاش دست به دست هم دهند، ادامه میدهد: این بنیاد باید با همکاری سازمان میراث فرهنگی و با مشارکت نهادهایی چون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، اوقاف، سازمان صداوسیما و همه مراکزی که به گونهای درگیر تعزیه هستند، ایجاد شود تا این هنر نمایشی بتواند به جایگاه شکوهمندی که در گذشته داشته، برسد.
ساخت تکیه
هنوز از زمانی که شهرها و روستاهای ایران میزبان دهها تکیه فعال در حوزه تعزیه بودند، نیم قرن بیشتر نمیگذرد. تهران در دوره قاجار، هر محلهاش صاحب یک تکیه و چند گروه بزرگ شبیهخوان بود، اما این روزها با فاصله گرفتن از آن دوره باشکوه، تعزیه تکیههای خود را هم از دست داده است. بسیاری از تکیهها و حسینیههایی که میزبان گروههای تعزیه میشدند، ویران شده و دیگر اثری از آنان نیست، برخی تغییر کاربری یافته و تعداد اندک باقی مانده هم دارای گروه اختصاصی تعزیه و پشتیبانهای مالی نیستند.
به همین دلیل است که محمدحسین ناصربخت، ساخت و احیای تکیهها را از ضروریترین اقدامهای لازم برای رواج و اوج مجدد تعزیه در ایران میداند. وی در این باره توضیح میدهد: هر منطقهای از کشور که تعزیهخیز است، نیاز به تکیه و محل ثابتی برای اجرای مجالس شبیهخوانی دارد. اگرچه در سالهای گذشته این نمایشهای مذهبی در جاهایی مثل تئاتر شهر و تالار وحدت هم اجرا شدهاند، اما تجربه نشان داده که خانه اصلی آنها همان تکیههاست.
ناصربخت درباره گروههای تعزیه هم میگوید: گروههای تعزیه در سراسر کشور باید صاحب شناسنامه شوند، مورد حمایت قرار بگیرند، جای ثابت اجرا داشته باشند، آموزش ببینند و... تا با رشد آنها، تعزیه هم رشد پیدا کند.
علاءالدین قاسمی از تعزیهگردانان پیشکسوت هم که هنوز با اشتیاق به کارش ادامه میدهد با اشاره به این که گروههای شبیهخوان باید جای ثابتی داشته باشند، میافزاید: در 50 سال گذشته، ما هر سال در جا و مکانی متفاوت تعزیه اجرا کردهایم و خیلی وقتها هم در فضای باز، مجلس شبیه را خواندهایم.
وی ادامه میدهد: وقتی برای ما که نیم قرن است در این عرصه فعال هستیم، جای ثابتی وجود ندارد، چگونه میتوان انتظار داشت گروههای تازهکار و جوانان میل به ورود به این هنر را پیدا کنند؟
هر سال اگرچه با فرارسیدن ماههای محرم و صفر،بار دیگر نگاهها به سوی تعزیه دوخته میشود و همه ازجمله مدیران و مسوولان فرهنگی در باب این هنر کهن سخن میگویند، اما این صحبتها در حد همان حرف باقی میماند و همه چیز تا سال بعد فراموش میشود.
این در حالی است که تعزیه ثبت شده در فهرست جهانی برای حفظ حیات خود تنها به پشتیبانی جدی و عملی شدن وعدههای مسوولان نیاز دارد که نخستین گام در این عرصه همان راهاندازی بنیاد تعزیه است و بس.
مرجان توجهی / جامجم