وقتی نسخه قاچاق فیلم اصغر فرهادی به بازار آمد و بسرعت به پیادهروهای تهران رسید، شبکه نمایش با اقدامی مناسب و بسرعت نسخه اورژینال را وارد این رسانه کرد، اما نکته اینجا بود که تنها تفاوت این نسخه با نسخهای که در پیادهروها فروخته میشد، وجود پشت صحنه بود، در حالی که پس از خرید فیلم اورژینال متوجه میشدید از پشت صحنه خبری نیست. هر چند بعدها مسوولان این رسانه، تقصیر را گردن تهیهکننده فیلم انداختند که پشت صحنه این فیلم را نتوانسته بود برساند و قرار بر این شد که در تیراژهای بعدی این فیلم، پشت صحنه هم اضافه شود. بماند که در این میان، اعتماد برخی مخاطبان به خرید از شبکه از بین رفت.
سرعت گرفتن ورود فیلمها به این رسانه و وجود فیلمهایی با کیفیت بالاتر، تلاشی بود تا بتوان اعتماد از دست رفته را به این شبکه بازگرداند. ولی اتفاقی دیگر باعث از بین رفتن اعتماد مخاطب شد. این بار قرار شد پرفروش ترین فیلم سال با تبلیغات گسترده وارد شبکه نمایش شود. پیش از ورود فیلم «ورود آقایان ممنوع» پوسترهای فراوان آن در سوپرمارکتها خودنمایی میکرد، اما پس از یک هفته با ورود این فیلم به شبکه، آب سردی روی اشتیاق مخاطبان فیلم ریخته شد. پشت صحنه فیلم تنها محدود به برداشتهای مکرر از 2 سکانس فیلم بود که بسختی به پنج شش دقیقه میرسید و همین دقایق، خالی از هر گونه جذابیتی بودند. نه از حرفهای بازیگران این فیلم در پشت صحنه خبری بود نه از کارگردان و دیگر عوامل. حتی کیفیت پایین صدای آن هم باعث شده بود همان چند جمله رد و بدل شده میان بازیگران و کارگردان در پشت صحنه مشخص نباشد. جالب اینکه عوامل پرفروشترین فیلم سال زحمت تهیه یک پشت صحنه آبرومند و در خور توجه را برای اثر خود نکشیده بودند، اما این پایان ماجرا نبود. کیفیت بسیار پایین نسخهای که به آن قرار بود نسخه اورژینال بگوییم، آنقدر تعجبآور بود که میشد از آن با عنوان لجبازی با مخاطبان یاد کرد.