حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
حالا به پیادهرو رسیده، مقابل در ورودی ساختمان، پنج پله انتظارش را میکشند، تقلا میکند تا از پلهها بالا میرود، اما چرخهای بزرگ ویلچیر طاقت فشار را ندارد، نزدیک است واژگون شود، دو عابر سر میرسند و دو سمت ویلچیرش را میگیرند او را بالا میبرند «شرمندهام، ببخشید باعث زحمت شدم...» و داخل ساختمان باید به طبقه دوم برود و....
تردد معلولان درسطح شهر قصه پرغصهای است که در لابهلای وعدههای مدیران شهری گم شده است. روز معلولان که سر میرسد خیلیها کف میزنند و هورا میکشند و از اجرای حمایتهای مالی و معنوی میگویند، اما همیشه پای حمایت از معلولان میلنگد. هر سال از مناسب سازی فضای شهری برای معلولان از نابینایان گرفته تا ناشنوایان و معلولان جسمی ـ حرکتی خبرهایی میرسد، اما شهرها وسیعتر از آن هستند که اصلاح چند کوچه و خیابان دردی از معلولان دوا کند.
پیادهروهای نا امن و سنگلاخی، نبود پلهای ایمن، وجود مانع و نیز نبود وسایل حملونقل ویژه معلولان بسیاری از آنها را با وجود داشتن استعداد تعامل اجتماعی منزوی کرده است. در بسیاری از کشورها برای عبور و مرور راحت معلولان، چراغهای راهنمایی مخصوص تعبیه شده و کلید این چراغها در ارتفاعی نصب شده که معلول بتواند براحتی آن را از روی صندلی چرخدار کنترل کرده و با امنیت از عرض خیابان بگذرد، همچنین وجود علائم برجسته در ابتدای خطکشی خیابانها، ایستگاه اتوبوس، پارکها و اماکن عمومی میتواند تا حدود زیادی نابینایان را راهنمایی و کمک کند، اما در ایران گویا حقوق معلولان در همایشها و مراسم نمادین در روزی مثل امروز که روز معلول نامگذاری شده است، خلاصه میشود تا فردا که حقوق معلولان و وعدههای مسوولان از سهمیه استخدام در مراکز دولتی تا رفاه وامنیت تردد در شهرها فراموش شود.
کتایون مصری / گروه جامعه
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....