حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
مُردن به زبان مادری
بسیاری از شاعران برجسته، وابسته به جریان شعر انقلاب، امروز دیگر در جایزه ادبی قیصر امینپور و دیگر فعالیتهای دفتر شعر جوان، به چشم نمیآیند. بنابراین، میتوان این پرسش را مطرح کرد که بودجه دولتی این نهاد، برای کدام یک از جریانهای فکری در شعر ما در حال خرج شدن است.
کافی است نگاهی به فهرست هیات داوران و سخنرانان این جایزه داشته باشیم نامهایی همچون شمس لنگرودی، علی باباچاهی، عنایت سمیعی، فرزان سجودی و در دورههای قبل حافظ موسوی، محمود معتقدی، شهاب مقربین و... تا حدودی سمت و سو و گرایش این جایزه را نشان میدهد و بهطور طبیعی هم باید خـــروجی آن انتخاب کـتـــاب « مردن به زبان مادری» سروده «روجا چمنکار» به عنوان برگزیده نخست باشد، کتابی که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان حوزه شعر که در ادامه، نظرات آنها را میخوانید، از نظر جوهره شعری قابل دفاع نیست و کارنامه شاعر آن هم به دلیل زندگی در کشور فرانسه، دیدگاههای سیاسی و همکاری با برخی شبکههای خارجی مانند بی.بی.سی فارسی نیاز به بررسی بیشتری دارد.
شعرهای سیاه
در همین رابطه کمال شفیعی، مدیر مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری که خود مسوولیت دبیری جایزه شعر جوان انقلاب را بهعهده داشت، تاکید میکند برگزیده کتاب سال شعر جوان باید از میان شاعران داخل ایران انتخاب میشد.
شفیعی به شکلگیری حرکات پنهان در حوزه شعر امروز اشاره میکند و میگوید: «در دورهای میگفتند سینما گران به دنبال ساخت فیلمهایی هستند که وضعیت موجود در ایران را تیره و تار نشان دهند تا بتوانند آنها را در جشنوارههای بینالمللی شرکت دهند حالا شاهد هستیم این اتفاق این روزها در عرصه شعر بروز میکند و گروهی شعرهای سیاه از وضعیت فعلی ایران میسرایند و بعد متاسفانه در جایزهای که نام کتاب سال را یدک میکشد، از سوی داوران مورد تقدیر قرار میگیرد.»
او ادامه میدهد: «برگزیده جایزه شعر جوان، امسال خانمی است که در فرانسه زندگی میکند. من کاری به این خانم و روابطش با رسانههای بیگانه ندارم اما میگویم، شعرهای خوب بسیاری هم در کشور وجود دارد که بتواند نماینده شایستهای برای شعر کشور باشد. جایزه فرهنگی که در داخل و با حمایت دولت ایران برگزار میشود باید به دنبال پیدا کردن این صداها و رساندن آنها به گوش دیگران باشد.»
ارشاد و مشاوران بدون تخصص
کمال شفیعی در پایان، به مشاوران وزارت ارشاد اشاره میکند و توضیح میدهد: «این همه شاعر خوب داریم که صدایشان به گوش نمیرسد. مشکل ارشاد در واقع مشاورانش هستند؛ آنها این صداها را بخوبی به گوش مدیران وزارتخانه نمیرسانند. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای یک برنامهریزی و تعیین رویکرد جدی، نیازمند در خدمت گرفتن مشاورانی است که متخصص و مطلع باشند.»
شاید بتوان نوک پیکان این انتقادها از مشاوران ارشاد را به سمت مصطفی امیدی چرخاند؛ کسی که چندین دوره در جشنواره شعر فجر عضو شورای سیاستگذاری بوده و همچنین دبیری اجرایی دورههای گذشته این جشنواره را به عهده داشته است و البته در مراسم پایانی جایزه کتاب سال شعر جوان هم به نمایندگی از معاونت امور فرهنگی وزارت ارشاد حضور داشت اگرچه به قول کمال شفیعی به دلیل «نداشتن تخصص و فقدان اطلاعات» او نتوانسته تشخیص دهد که داوران و برگزارکنندگان این جایزه با چه رویکرد و جهتگیری برگزیده خود را انتخاب کردهاند.
همین نکته باعث میشود سراغ دبیر هفته کتاب یعنی محمد اللهیاری برویم، زیرا جایزه کتاب سال شعر جوان توسط ستاد برگزاری هفته کتاب مورد حمایت قرار میگیرد.
فقدان نظارت
اللهیاری چندان در جریان برگزاری جایزه کتاب سال شعر جوان نیست و میگوید حمید قبادی مشاور معاونت امور فرهنگی در این رابطه اطلاعات بیشتری دارد.
نکته: طبیعی است که دولت برای تأمین هزینه نهادهای غیر دولتی باید پیشقدم شود و آنها را حمایت کند. ولی در مقابل نیز این نهادها در مقابل بودجهای که میگیرند باید پاسخگو باشند
قبادی هم میگوید: از ابتدای راهاندازی جایزه کتاب سال شعر جوان بخش عمدهای از اعتبارات آن توسط ستاد هفته کتاب تامین شده است و حتی خود مجموعه دفتر شعر جوان و دیگر برنامههای آن هم در طول سال مورد حمایت ما قرار میگیرند. او در پاسخ به این پرسش که آیا نظارتی هم بر عملکرد دفتر شعر جوان دارید، میگوید: به دلیل اعتمادی که داشتیم چندان در جزئیات و روند اجرای کار و اهدای جایزه ورود پیدا نمیکردیم اما به نظر میرسد با اتفاقهای رخ داده باید این نظارت را بیشتر اعمال کنیم.
در ادامه این صحبتهای قبادی، خواندن بخشی از سخنرانی محمدرضا عبدالملکیان مدیر دفتر شعر جوان هم خالی از لطف نیست: «دفتر شعر جوان یک سازمان مردم نهاد است و ما در دفتر شعر جوان خود تصمیم گیر هستیم .»
پرس و جو کنید!
جواد محقق هم از دیگر چهرههایی است که خواستار پرس و جو بیشتر در برگزاری جایزه کتاب سال شعر جوان و بهطور کلی عملکرد دفتر شعر جوان است. جواد محقق که یکی از همراهان همیشگی جوایز و جشنوارههای ادبی است در این باره خیلی کوتاه میگوید: «من در این جایزه حضور نداشتم چون از من خواسته نشد. به همین خاطر کلا در جریان اتفاقات دفتر شعر جوان نیستم اما به نظرم باید عملکرد این دفتر بیشتر مورد نقد و بررسی قرار گیرد.»
جواد محقق درباره دیگر غایبان این جایزه نیز توضیح میدهد: «طبیعی است که حضور نداشتن چهرههای شاخص، قابل تأمل است. من نمیدانم چرا، اما جا دارد که شما در این باره پرس و جو کنید شاید شاهد اوج دوباره این مجموعه باشیم.»
شعر جوان؛ قربانی روابط
به توصیه جواد محقق یا به خاطر کنجکاوی خودم، به سراغ رضا اسماعیلی رفتم. شاعری که کوچک نیست تا نادیده گرفته شود؛ او قبل از هرچیز درباره متشنج شدن جو ادبی کشور اخطار میدهد و میگوید: «به هر حال انتقاداتی وارد است. اما چیزی که برایم اهمیت دارد این است که به خاطر اختلاف سلیقهها و انتقادهای موجود، شعر کشور سوار این موجها نشود و تحت تأثیر حرفهای ما از جریان اصلی فاصله نگیرد.
او سپس درباره تعاملش با دفتر شعر جوان میگوید: «هیچوقت بده بستان جدی با این مرکز نداشتهام. البته اوایل، یکی دو نامه برایم فرستادند. اما بعد از آن کسی سراغی از من نگرفت. نه هرگز درباره برنامههایشان اطلاعرسانی کردند و نه حتی برایم پیامک تبریکی به مناسبت عید نوروز آمد. گمان میکنم از فراموششدگان دفتر شعر جوان هستم. به همین خاطر هم طبیعی است برای داوری کتاب سالشان از من دعوتی نکنند.»
اسماعیلی در ادامه دفتر شعر جوان را یک NGO میداند و معتقد است: «طبیعی است که دولت برای تأمین هزینه نهادهای غیر دولتی باید پیشقدم شود و آنها را حمایت کند. ولی در مقابل نیز این نهادها در مقابل بودجهای که میگیرند باید پاسخگو باشند. اگر دفتر شعر جوان در سالهای گذشته گزارشی از عملکرد خود به ارشاد داده باشد، این اطلاعات تنها داخل بدنه ارشاد رد و بدل شده و ما از آن بیخبریم.»
مولف مجموعه «خلوت انس» و «صدای مخملی شعر» در ادامه، به موضوع جایزه کتاب سال شعر جوان نیز اشاره میکند و میگوید: «برنامههای ادبی کشور گاهی تنها موازیکاری هستند. ما همه یک هدف داریم و آن پاسداری از زبان و ادبیات فارسی است اما بسیار دیده میشود که برنامههای متفاوت زیادی با درونمایه مشترک برگزار میشوند و به حوزههای مشترکی هم میپردازند. میشود برنامهای مثل انتخاب کتاب سال شعر جوان را که از حمایت دولتی برخوردار است، به صورت مشارکتی با برنامههای دیگر برگزار کرد که هم نگاه آن به اتفاقات شعری جامعتر باشد و هم از سردرگمی جایزههای موازی کاسته شود.»
شگفتی از ترکیب داوران
علیرضا لبش، شاعر جوان و برگزیده جشنواره بینالمللی شعر فجر هم از نگاه انتقادی به داوری کتاب سال شعر جوان مینگرد و میگوید: «تا آنجا که من میدانم در مرحله نخست، همه کتابهای منتشر شده در طول سال از سوی دبیرخانه تهیه و مطالعه میشود ولی این که کدام کتابها بتوانند برگزیده شوند، کاملا معطوف به اراده داوران است. هرکس سلیقهای دارد و اگر ترکیب داوران عوض شود، طبیعی است که سرنوشت جایزه نیز به گونهای دیگر رقم خواهد خورد.»
او میافزاید: «ترکیب داوران در این دوره کمی برایم عجیب بود. همه ما سابقه شعری شمس لنگرودی را میشناسیم. اما تا به امروز من فرزان سجودی را یک زبانشناس و نشانهشناس میدانستم. نمیدانم واقعا حضور او در میان داوران لازم بود یا نه.»
لبش در پایان تاکید میکند در این دوره از لحاظ اندیشه و تکنیک، کتابهای بهتری هم برای انتخاب شدن وجود داشتند به دلایلی که از آن بیاطلاعم توسط داوران نادیده گرفته شدند.
تنگتر شدن حلقه دفتر شعر جوان
سیدحمیدرضا برقعی که در روزگار بیمهری به شعر، مجموعه اشعارش به حدود 10 چاپ رسیده است دلیل بیاطلاعی خود از اتفاقات دفتر شعر جوان را دوریاش از پایتخت میداند، اما میگوید: «بدون شک خبرهایی آنجا هست که پیشکسوتان زیادی از شاعران متعهد به انقلاب اسلامی از همکاری با آنها صرفنظر کردهاند. مسلما دوستان پیشکسوت در پایتخت در این باره میتوانند اطلاعات خوبی داشته باشند. این که حلقه شاعران حاضر هر روز تنگتر شده است نشاندهنده ارتباطهای خاصی میان اعضای این نهاد است و این موضوع از نظر بودجههایی که صرف میشود کاملا هم قابل پیگیری است.»
اما در پایان باید این نکته را یادآور شد که همیشه حاشیههایی بر متن رویدادهای فرهنگی وجود دارد اما نباید این حاشیهها آنقدر پر رنگ باشند که به عنوان مثال همان طور که گروهی خاص از جریان شعر امروز مدعی حذف شدن توسط دستگاههای دولتی هستند این شائبه به وجود بیاید که همان گروه با بودجه دولتی اینبار به دنبال حذف طیفی از شاعران متعهد هستند.
الناز اسکندری / جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....