سرفصل دروس علوم انسانی قدیمی است

دکتر حمیدرضا آیت‌اللهی، ریاست پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و انجمن علمی فلسفه دین ایران را به عهده دارد.
کد خبر: ۴۴۳۰۹۵

وی دارای کارشناسی ارشد فلسفه از دانشگاه تهران و دکتری فلسفه از دانشگاه بروکسل است.

گفت‌وگوی ما را با وی درخصوص بازنگری سرفصل‌های علوم انسانی در زیر خواهید خواند.

ضرورت بازنگری در سرفصل‌های کتب درسی در رشته‌های علوم انسانی بر چه مبنایی شکل گرفته است؟

سرفصل‌های علوم انسانی حدود 25 تا 30 سال است که تغییر نکرده است لذا ما در همان فضای گذشته باقی ‌مانده‌ایم. بعضی دانشگاه‌ها بویژه دانشگاه‌های مادر، تغییراتی اعمال کرده‌اند اما در نهایت این بازنگری در سرفصل‌ها باید در مورد تمام دانشگاه‌های کشور صورت ‌گیرد.

معمولا استادان بر مبنای سرفصل‌های قدیمی عمل می‌کنند و باید دید کدام قسمت از سرفصل‌ها نیاز به تغییر دارد. باید سرفصل‌ها به روز شود و نکته دوم این‌که باید به درد جامعه بخورد، با مبانی ارزشی مملکت مثل نگرش و فرهنگ بومی‌ تطابق داشته باشد و همچنین نگرش‌های اسلامی در آن رعایت شود.

نکته بسیار مهم، منابع هستند. اولا اگر منابع، غربی است باید توجه داشته باشیم که با گذشت زمان، این منابع هم دستخوش نگرش‌ها و نحله‌های جدید شده است، ثانیا قبلا چند کتاب ترجمه شده بیشتر نداشتیم و بر اساس همان عمل کرد‌ه‌ایم، ولی اکنون کتب بسیاری ترجمه شده است و بخوبی ادبیات اندیشه‌ غربی را می‌شناسیم و در قبال آن نیز اندیشمندان، کارهای ارزشمندی انجام داده‌اند که باید مورد توجه قرار گیرد.

یکی از مشکلاتی که منابع دروس دانشگاهی دارد، این است که فارغ‌التحصیل توانایی استفاده از معلومات خودش را ندارد، بنابراین خیلی‌ها از عدم اشتغال رنج می‌برند. این افراد با این‌که تحصیل کرده‌اند، اما نمی‌توانند نیازهای جامعه را رفع کنند.

مسأله سوم این است که ما نباید هر چه را‌‌ غرب می‌گوید، عینا تکرار کنیم، چرا که فضای فکری غربی، یک فضایی است و فضای فکری جامعه ما هم یک فضای دیگر؛ مثلا جامعه‌شناسی فرانسوی با جامعه‌شناسی انگلیسی تفاوت دارد. به این معنا که طرز تفکر اندیشمندان هر جامعه‌ای، اقتضائات فرهنگی همان جامعه را لحاظ می‌کند و مورد توجه قرار می‌دهد. بنابراین ما هم باید نسبت به جریان فکری غرب فعال عمل کنیم نه منفعل!

آیا در این بازنگری باید منابع غربی را کنار بگذاریم؟

خیر، مهم این است که منابع غربی مطالعه شود و آنچه را می‌خوانیم، تجزیه و تحلیل کنیم و ببینیم آنچه در این کتاب مطرح شده است چه بخشی از آن در فرهنگ ما قابل بازسازی است و چه بخشی باید در داخل فرهنگ ما کنار گذاشته شود. ذخایر علمی از آن کل جهان است و باید از دستاوردها و یافته‌های علمی جهان استفاده کنیم تا بتوانیم یک تفکر بومی را برای خودمان ارائه کنیم و از همه مهم‌تر این که بر اساس نگرش خودمان آنها را تدوین کنیم.

تغییر و بازنگری سرفصل‌ها با چه رویکردی است و برای این کار از چه کسانی کمک گرفته شده است؟

روش‌های متنوعی در این راه وجود دارد. روش غالب این است که باید یک گروه نخبه گردهم آیند و مبانی را از منابع استخراج کنند. لازم است این افراد با نگرش غرب آشنا باشند؛ بنابراین تصمیم این گروه بر تمام استادان و حوزه‌های فکری حجت است.

این مسأله با اشکالاتی روبه‌روست! اولا این گروه نخبه درون خودشان با هم متحد نیستند و در بحث‌ها به توافق نمی‌رسند. چنین افرادی باید هم با نگرش اسلامی و هم با نگرش غربی آشنا باشند تا بتوانند بر اساس فضای بومی حاکم بر جامعه نقد و تجزیه و تحلیل کنند. ثانیا چون این مسائل مربوط به تغییرات زیربنایی می‌شوند؛ بسیار طولانی‌مدت خواهند بود و اغلب ناموفق مثلا برای اسلامی شدن دانشگاه‌ها مدت‌ها زمان صرف شد، اما در نهایت به نتیجه‌ای هم نرسیدیم.

مسأله سوم، مقبولیت است. در دانشگاه این‌طور نیست که معین کنیم از امروز این کتاب را درس بدهید، بلکه باید به گونه‌ای باشد که در فضای علمی کشور مقبولیت هم داشته باشد و مورد توجه قرار گیرد. بر این اساس در حال حاضر بازنگری سرفصل‌ها بهترین کار است.

عمل بازنگری به دو طریق قابل اجراست: یکی مثل این است که ما یک جعبه سیب داریم که سیب‌های خراب و سالم در آن وجود دارد و ما برای خارج کردن سیب‌های خراب، تمام سیب‌ها را از جعبه بیرون می‌آوریم و بعد دوباره داخل جعبه می‌چینیم.

نوع نگرش ما این بود که ما باید اولا تمام ظرفیت کشور را برای این کار جمع کنیم، و در نتیجه یک مقبولیت پیدا ‌کند، ثانیا یکی از راه‌های حصول اندیشه ایرانی ‌‌ـ‌ اسلامی این است که مبانی معرفت شناختی و وجود شناختی را مدنظر دهیم. راه دیگر این است که ببینیم مبانی را مجموعه کسانی که واجد اندیشه ایرانی اسلامی هستند، استخراج کنند. همه استادان ‌ در این کار شرکت داده شدند تا نظرات همه آنها ‌مدنظر قرار بگیرد.

این یک کار بسیار جدید‌ بود که بر اساس آن، برنامه‌ریزی کردیم و سرفصل‌های قبلی را گرفتیم و نظر استادان را درباره آنها جویا شدیم تا معلوم شود اشکالات چیست. پرسشنامه‌هایی تهیه کردیم و در اختیار آنها قرار دادیم، سپس از آنها خواستیم ‌سرفصل‌ها و منابع پیشنهادی خودشان را به ما اعلام کنند.

تا به حال اساس آموزش در کشور یادگیری برخی مسائل در درس‌های مختلف علوم انسانی بود که با توجه به این‌که به عنصری به نام مهارت که لازم است بعد از اتمام درس، دانشجو به دست ‌آورده شود توجه نمی‌شد، لذا در سرفصل‌های جدید به این موضوع توجه کردیم.

سرفصل‌ها را در اختیار استادان قرار دادیم و از آنها خواستیم‌منابع پیشنهادی خود را ارائه کنند و‌ با آن منابع فعال برخورد کنند، لذا همه منابع را در چند دسته‌بندی لحاظ می‌کنند: منابعی که غربی است، منابعی که ایرانی است، منابعی که نگرش ایرانی و اسلامی در آن لحاظ شده و منابع کمک درسی.

وزارت علوم نیز موافقت خود را با این روش اعلام کرد. 38 رشته کارشناسی از رشته‌های مادر علوم انسانی را به عنوان مبنا قرار داده و سرفصل‌های آنها را مورد بررسی قرا ردادیم.

آیا قرار است تا اتمام این پروسه در رشته‌های علوم انسانی دانشجو پذیرفته نشود؟ اگر پاسخ منفی است، پس چرا امسال بعضی دانشگاه‌ها تاکنون در برخی رشته‌های علوم انسانی دانشجو نگرفتند؟

در برخی سرفصل‌ها مثل دروس اختیاری، تغییر و تحولات، نقش جدی ندارد. اما درس‌هایی که هسته اصلی رشته را تشکیل می‌دهند، بسیار حائز اهمیت هستند. این دروس و اطلاعات مربوط به آنها را استخراج کردیم و محور کارمان قرار دادیم.

مشخص شد از این 38 رشته، سرفصل 555 درس باید مورد بازنگری قرار گیرد. سپس بررسی کردیم که هر یک از این دروس را چه کسی در کشور تدریس می‌کند.

در مرحله بعد، پرسشنامه‌هایی را برای این استادان ارسال کردیم. معلوم شد حدود 3021 استاد در کل کشور این 555 درس را تدریس می‌کنند، 7800 پرسشنامه برای این استادان ارسال کردیم تا مشارکت‌ کنند و نظرات خودشان را ارائه دهند. از طرف دیگر، باید در سایت برنامه‌ریزی منظمی داشته باشیم که همه اطلاعات در آن باشد.

سرفصل‌هایی که متعلق به 30 سال پیش بوده است، حتی مجددا تایپ هم نشده بود. تمام سرفصل‌ها مجددا تایپ شد و در دیتابیس قرار گرفت. اسامی تمام‌ استادان را هم در این دیتابیس قرار دادیم بنابراین یک شبکه ارتباطی بین دروس و استادان برقرار کردیم.

اکنون معلوم است که کدام استاد درخصوص کدام درس، چه سرفصل‌ پیشنهادی‌ای ارائه داده است. در مرحله بعد باید نظراتی را که استادان درخصوص سرفصل‌ها ارائه داده‌اند، استخراج و پالایش شوند.

گروه‌های مرجعی که در این زمینه وجود داشت، یکی شورای تحول در علوم انسانی است که این شورا کمیته‌های مختلفی در مورد رشته‌های مختلف دارد. دیگر کمیته‌های برنامه‌ریزی وزارتخانه است که از هر دوی این کمیته‌ها دعوت کردیم تا مشارکت کنند. با مشارکت این کمیته‌ها، تک‌تک درس‌ها رفته‌رفته آماده می‌شد. مرتب کردن این اطلاعات و در اختیار وزارتخانه گذاشتن، کار بسیار سختی بود.

پس از ویراستاری این سرفصل‌ها، با نظرسنجی استادان، آنها را به وزارت علوم تحویل دادیم که در حال حاضر بحمدالله تمامی سرفصل‌های این 38 رشته را که 555 سرفصل آن بازنگری اساسی شده است به وزارت علوم تحویل دادیم.

معتقد هستیم که حتما باید اصلاحات و تغییرات در حال جریان داشتن امور پیش رود، اما فکر می‌کنم بهتر است همزمان با جریان بازنگری‌ها، تغییرات صورت گیرد، چرا که در این زمان حداقل توانسته‌ایم چند سرفصل دیگر را بازنگری کنیم.

متاسفانه برخی فکر می‌کنند‌ استادان دانشگاه‌ها، افرادی غرب زده هستند و دغدغه ملی و دینی ندارند، بنابراین ما باید تصمیم‌ بگیریم که این استادان اکنون چه باید تدریس کنند! این تفکر، تفکر خطرناکی است، زیرا خیلی وقت‌ها کسانی که این طرز تفکر را دارند، خودشان واقعا قابل نقد‌ هستند.

باید رفته‌رفته این بازنگری انجام شود. هم می‌شود از اول استادان بر اساس مبنای ایرانی ‌‌ـ‌ اسلامی مثلا کتابی در زمینه فلسفه اخلاق بنویسند، این خیلی خوب است که هم می‌شود کار بنیادی و اساسی انجام داد و هم کار اصلاحی ‌‌ـ‌ بازنگری. این دو در کنار هم منافاتی ندارند، یکی در کوتاه‌مدت نتیجه دارد و یکی در درازمدت. برخی می‌گویند اگر فلسفه غرب را به دانشجویان یاد بدهیم، بی‌دین می‌شوند! اما به عقیده بنده، افراد دیندار با فلسفه غرب آشنا هستند، زیرا تا غرب را نشناسیم، نمی‌توانیم بفهمیم چه بلایی از غرب بر سر ما خواهد آمد.

آیا صحیح است استادان را ملزم به تدریس کتاب خاصی کرد؟

در دانشگاه‌ها اجباری وجود ندارد. در یک زمینه ممکن است صدها کتاب نوشته شده باشد. معمولا کتاب‌هایی که به روزترند، ادامه دهنده رشد علم‌ هستند و ایده را مطرح می‌کنند. برخی کتاب‌ها متن هستند. این کتاب‌ها باید به صورت متن درسی در اختیار دانشجویان قرار بگیرند تا با چیستی کلیات موضوع آشنا شوند. افراد باید متناسب با شرایط، قدرت انتخاب داشته باشند، ولی این را هم باید بدانیم چه مطالبی را دانشجو باید بداند بخصوص این که دانشجو می‌خواهد وارد مقطع کارشناسی ارشد شود.

آزمون ارشد مبتنی بر دروس دوران کارشناسی است. پس باید این دروس مشخص شود. بنابراین ما باید متون متنوعی که دربرگیرنده برنامه‌های درسی باشد را به عنوان متون دانشگاهی تالیف کنیم.

آیا پژوهشگاه علوم انسانی در بازنگری سرفصل‌ها چیزی برای ارائه به جامعه جهانی دارد؟

در طول این 15 سال اخیر، آثار بسیار ارزشمندی ارائه کرده‌ایم. متاسفانه به علت محصور بودن جامعه، این آثار به بیرون نرفته است. باید تلاش کنیم که اندیشه‌ها را به بازار اندیشه‌های بین‌المللی عرضه کنیم، ما تولید اندیشه داریم، اما توزیع نداریم. حتی توزیع اندیشه اندیشمندان خودمان در داخل کشور بدرستی صورت نمی‌گیرد! ممکن است برخی از این اندیشه‌ها مورد توافق ما نباشد، اما این اندیشه‌ها در یک جریان متحول و متفاوتی که در پیش رو دارد، می‌تواند سرزنده بماند.

توزیع اندیشه‌های علوم انسانی یکی از کارهایی است که در پژوهشگاه انجام می‌شود. اولین کاری که در این زمینه انجام شد، این بود که این اندیشه‌ها را در مقالات علمی‌‌ ـ‌ پژوهشی ارائه دادیم. تمام این مقالات را از اول انقلاب در 2500 شاخه دسته بندی کردیم و روی سایت گذاشتیم. یک پرتال جامع علوم انسانی درست کردیم که در اقصی نقاط کشور از آن استفاده می‌کنند. این مسیر بسیار خوبی در زمینه عدالت پژوهشی در کشور است، یعنی پژوهش را برای همه در کشور میسر کردیم.

چندین کتاب از جمله کتب شهید مطهری را در خارج از کشور ترجمه کردیم و افرادی که اساسا انگلیسی زبان بودند، این کتاب‌ها را ویرایش کردند و در سطوح انتشارات بین‌المللی منتشر کردیم.

اشتغال برای دانشجویان رشته علوم انسانی بسیار مشکل است. حرکت پژوهشگاه در این خصوص چه فضاهایی را می‌تواند برای اشتغال دانشجویان ایجاد کند؟

یکی از دغدغه‌های جدی همین مسأله است. از جمله کارهایی که می‌توان انجام داد، ایجاد مراکز رشد است. دانشجویان مهندسی، پارک‌های علم و فناوری و مراکز رشد ساختند و طوری تعریف کردند که علوم انسانی در آن نمی‌گنجد. ما باید این روند را برای علوم انسانی هم به کار ببریم.

علوم انسانی تاثیرات خاصی در جامعه می‌گذارد، قطعا شما از یک فارغ‌التحصیل رشته علوم انسانی انتظار اختراع یک موشک ندارید، اما او می‌تواند تاثیر اجتماعی یا یک تغییر رفتار در جامعه ایجاد کند. ما باید سعی کنیم علوم انسانی را به فناوری علوم انسانی تبدیل کنیم تا نیازهای جامعه رفع شود.

در آخر لازم است بگویم ما در تولید اندیشه ایرانی ـ اسلامی 19 مجله علمی ‌‌ـ‌ پژوهشی ارائه کرده‌ایم. اگر تعداد مقالات این مجلات را بر تعداد هر شماره از آنها که در یک سال منتشر می‌شود، ضرب کنیم، نتیجه می‌گیریم که به طور متوسط در هر روز کاری، در پژوهشگاه یک ایده نو مطرح شده است.

در حوزه توزیع، سعی کرده‌ایم در توزیع کتب،‌ اندیشه و مقالات، تمام کشور را به حضوری فعال دعوت کنیم. مساله‌ای که وجود دارد، نبود کارگاه‌های پژوهشی علوم انسانی است. فرد تحصیلات خود را به پایان رسانده و وارد جامعه شده است، اما با تکنیک‌های کاری آشنا نیست. این مهارت‌ها در کارگاه‌های پژوهشی به دست می‌آید.

باید در علوم انسانی نظریه‌پردازی کنیم. لذا مرتب سخنرانی‌های علمی در پژوهشگاه برگزار می‌شود تا با نظریه‌های مختلف آشنا شویم.

یکی از مبانی کارهای ما این است که نقد مناسبی از علوم انسانی فعلی و علوم انسانی‌ای که از غرب وارد می‌شود، داشته باشیم.

شورای بررسی متون، برنامه جدی در این باره پیش گرفته است. تدوین کتاب‌ها نیز از موضوعات دیگری است که استادان و شورای بررسی متون در پژوهشگاه مورد بررسی قرار می‌دهند.

مریم لباف‌زادی - جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها