اسداللهی با این کتاب توانست در جایزه شعر خبرنگاران ایران مطرح شود و چندین جایزه ریز و درشت دیگر را از آن خود کند. او بیشتر عاشقانه مینویسد و طبیعت به مفهوم عام آن حضوری پررنگ در شعرش دارد گرچه گاهی رگههایی از گریزهای اجتماعی را میتوان در لایههای پنهان عاشقانههایش جستجو کرد. امروز علی اسداللهی با چند شعر مهمان آینههای روبهرو است.
1
کمی رم کردن بزها
کمی بوی داغ نان
کمی آفتاب
بفرست
به فصلهای بیرونق، روزهای کساد
.
.
.
کوچ کردهای و من:
ییلاقی
که فرو رفته است
در اواخر شهریور
سکوت
سوت میکشد
در مغز کوچهها...
2
از آن همه تابستان
از آن همه دویدن و فریاد
تنها
ردپایی مانده است بر آسمان:
(دو کتانی پاره
تاب میخورند
بر سیمهای برق)
3
کودکان
سنگر گرفتهاند...
(جنگ
در وضعیت سفید!)
گلولههای برفی
بیرون آمدهاند
از زرادخانه ابر
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)