به باور بسیاری، یکی از نقاط قوت سعادتآباد فیلمنامه امیر عربی است. هر چند این فیلمنامه در جشنواره فیلم فجر و البته جشن خانه سینما مورد بیمهری قرار گرفت (در جشنواره فیلم فجر حتی نامزد دریافت سیمرغ بهترین فیلمنامه هم نشد)، اما پاسخ و واکنش مخاطبان و منتقدان به اثر مکتوب عربی در فیلم نشان داد وجود فیلمنامهای محکم و منسجم در بهبود کیفی اثر خلق شده تاثیر فراوانی دارد.
توضیح عربی درباره منبع الهام فیلمنامه سعادتآباد هم میتواند در این خصوص جالب توجه باشد. این فیلمنامه براساس داستان «مگر در آلاسکا چه خبر است؟» نوشته ریموند کارور بهنگارش درآمده و فیلمنامهنویس با الهام از این داستان، فضای اصلی سعادتآباد را طراحی کرده و مهمانیای را در نظر گرفته که 3 زوج در آن به مخاطب معرفی میشوند و بتدریج مشکلاتشان برای مخاطب عیان میشود.
در سعادتآباد یاسی که در زندگی مشترک با محسن دچار تردیدهایی شده، تصمیم میگیرد برایش جشن تولدی بگیرد و با یادآوری خاطرات فراموش شده، پایههای زندگی زناشوییاش را تحکیم ببخشد. مهمانان به جشن میآیند و اتفاقات پیشبینی نشدهای رخ میدهد که عمق بحران را نه فقط میان یاسی و محسن که تقریبا بین تمام مهمانان نمایان میکند؛ کسانی که هریک به نوعی دچار مشکلاتی هستند و ناخواسته گرههای زندگی 3 زوج در نقاطی به هم گره میخورد. اما آیا همه آدمهای حاضر در مهمانی را میتوان جزو نمایندگان طبقه متوسط دانست؟
«سعادتآباد» جدا از اینکه یک نام آشنا و یکی از محلههای معروف شهر تهران است، در معنای کلمه هم معرفیکننده سعادت و خوشبختی است! فیلم هم در آغاز با جشن و انتظار شادی آغاز می شود و دور همنشینی آدمهایی که در ابتدا دوستشان داریم و بعد عمدا مورد اتهامهای با بهانه و بیبهانه قرارشان میدهیم. در واقع فیلمنامهنویس، فضایی را فراهم میکنند که شک و نارضایتی در مورد احتمال خیانت آدمهای قصه به یکدیگر واقعی باشد و بر حق.
محور داستان را باید برخی حقایق تلخ نامید؛ چیزی که در نگاه اول احساس نفرت و بدبینی به آن داریم، اما با کمی دقت در اعمال روزانهمان درمواردی نهچندان اندک به وجود آنها اعتراف میکنیم و اصلا میبینیم که با خیلی از این موارد مأنوس شدهایم. شاید همین اعتراف به خود مهمترین مفهومی است که سعادتآباد، آن را دنبال میکند.