حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
بگذریم، اما نه چون که ما بد پیله هستیم، از رو نرفتیم که! آنقدر به در و دیوار و خیابان و کوچههای شهر گیر دادیم تا بلکه چیزی عایدمان شود، آنقدر گفتیم و گفتیم تا رسیدیم به مشکلات اساسی و حیاتی مردم که همه با نوشتن آنها موافق بودند، مسائل مهمی مثل کمبود تعداد دستشویی در سطح شهر! و معضل پارک دوبله خودروها و عدم احترام به همدیگر یا همین شغل جدید و تازه احداث (یکی از همان 2میلیون شغلی که وعده داده بودند) یعنی شغل شریف اجاره خیابان! نشنیدهاید؟ نه؟ اما مطمئنم که دیدهاید، پس بشنوید شرح ماوقع این شغل جدید! البته طبق عادت همیشگی خودمان از اول اول تعریف میکنیم.
عوارض شهرداری
ما کلا با پرداخت عوارض شهرداری برای خودرو مشکل داشتیم و کماکان هم داریم، یعنی راستش را بخواهید نمیدانیم شهرداری به چه دلیلی از ما عوارض خودرو میگیرد، اگرچه آنهایی که از ما بیشتر میفهمند، معتقدند که اخذ عوارض توسط شهرداری دلایل بسیاری دارد که مهمترین آنها مربوط میشود به رفع مشکلات ایجاده شده بر اثر تردد خودروهای ما در سطح شهر، مثل آلودگی هوا و استهلاک آسفالتها و... بخشی هم برای ساخت پارکینگ و سایر امکانات رفاهی و... اما پس از شنیدن این توضیحات مبسوط باز هم نظر ما درخصوص پرداخت عوارض تغییر نکرد و کماکان روی حرف خودمان هستیم و معتقدیم که بیخود و بیجهت عوارض خودرو پرداخت میکنیم.
راستش را بخواهید به هر شکلی که حساب کردیم، دیدیم با عقل ما جور در نمیآید، مثلا درخصوص همین آلودگی هوا، تهران بینوا از شدت آلودگی تبدیل به یک کپسول سمی بزرگ تبدیل شده و شهرداری هم از این نظر... اصلا به ما چه، بگذریم، فقط دعا کنیم تا شاید بادی، بارانی، چیزی بیایید و درسایه این موهبتهای الهی هوای تهران کمی پاک شود.
وضعیت آسفالت خیابانهای تهران هم که توضیح واضحات است، چیز بیشتری نمیشود گفت، کافی است شما مثلا از امتداد خیابان سئول وارد بزرگراه یادگار امام(ره) شوید، مسیر بزرگراه یک شهربازی واقعی است! (کور شوم اگر دروغ بگویم) یک بار امتحان کنید، کافی است که یک لیوان دوغ بخورید و عازم این بزرگراه شوید، باور بفرمایید آنقدر بالا و پایین میشوید که یک لیوان دوغ در معده محترم شما تبدیل به 2 قالب کره میشود!
پارکینگهای شهرداری هم در سطح شهر که... شرمنده به خدا، یا نیست یا اگر هم هست شبیه دخمه و تاریک و... از همان دم در ورودی پارکینگ، خیالتان را از بابت امنیت خودرو راحت میکنند، آن هم با نصب یک تابلوی خوانا! درست جلوی چشم شما، با این مضمون که مسوولیت اشیای داخل خودرو (به الطبع خسارتهای احتمالی وارده بر بدنه خودرو) به عهده پارکینگ نمیباشد! یعنی هر اتفاقی که افتاد، شما حق اعتراض ندارید در این شرایط با خیال راحت دنبال خریدهایتان بروید، بعد هی بگویید چرا عوارض خودرو میدهیم!.
تا چند سال پیش حداقل دلخوشی ما این بود که اگر بر حسب تصادف، روزی روزگاری، در گوشه یک خیابان دور افتاده یک جای پارک خالی گیرمان میآمد، رایگان (به گمان ما از بابت همان عوارضی که میپرداختیم) از این امکانات و تسهیلات گسترده! استفاده میکردیم، اما بعد از چند وقت سرو کله یونیفورم پوشهایی به اسم پارکبان پیدا شد که آنها هم بابت... (خودم هم نمیدانم بابت چی!) از ما پول میگیرند، تا اجازه بدهند کنار خیابان پارک کنیم.
به هر حال ما مرتکب اشتباه بزرگی شدیم و بابت حضور پارکبانها ناشکری کردیم، بلایی سرمان آمد، که از آن موقع تا الان همینجوری مدام میگوییم هزار رحمت به پارکبانها، اصل ماجرا هم این بود که چند وقت پیش نزدیک بود سکته کنیم!
از رستوران که خارج شدیم یک آدم گردن کلفت با سبیلهایی از بنا گوش دررفته عینهو اجل معلق آمد یقه ما را گرفت و گفت: «شب بخیر» ما را میگویید، لال شده بودیم، با هزار بدبختی و پتپت کردن توانستیم فقط یک کلمه بگوییم، جانم؟! داداش بزرگه آرنولد گفت: «میشه 2هزار تومان» بهتزده گفتیم بابت چی؟ اما انگار صدای لرزان ما به گوش زیبای ایشان نرسید و گفت: «تا صبح نمیتونم واستم، بجنب» دو هزار تومان دادیم و رفتیم، گرچه آن شب نفهمیدیم برای چه دو هزار تومان دادیم (حتما این نکته یادتان باشد که در آن شرایط دانستن این موضوع اصلا ضرورتی ندارد)، اما بعدها فهمیدیم که آن آقای سبیل قشنگ! خیابان را اجاره میداد، چطوری؟ عرض میکنیم... .
راستش را بخواهید این موضوع اجاره خیابان! قرار بود، سوژه این هفته ما باشد که چون به تحقیقات بیشتری نیاز داشت، ماند برای فرصتی دیگر، اگر عمری باقی بود.
مهیار عربی / جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....