لباسی برای زندگی

کد خبر: ۴۴۱۹۶۲

صحبت از لباس و پوشش است، آن هم پوشش اصیل اقوام ایرانی. البته قبل از هر چیز باید بگویم اثبات شیء، نفی ماعدا نمی‌کند و تحسین پوشش اقوام به معنای در سه کنج قرار دادن سایر پوشش‌های معمول، مرسوم و سفارش شده نیست.

پوشش اقوام ایران معمولا با طبیعت، نوع زندگی و معیشت مردم ارتباط تنگاتنگی دارد. زنان کرد عشایر که زندگی مبتنی بر معیشت دامداری داشته و کوچروی و حرکت، جزئی جدایی‌ناپذیر از زندگی‌شان است، ضمن طی کردن فراز و فرود ییلاق و قشلاق تمام رنگ‌های طبیعت را می‌توان در پارچه شلیته و دامنشان دید و سبزی چمنزارها و سرخی شقایق‌ها و بنفشی گل گاوزبان را نمی‌توان از زندگی‌شان زدود.

چگونه می‌توان در شمال ایران، در زیر باران‌های پیاپی زندگی کرد، با جنگل مانوس بود و حیات خود را بعد از خداوند رحمان از جنگل و دریا گرفت و آنگاه سبزی و شادابی سرشاخه‌های بهاری جنگل و آبی آسمانی دریا را در لباس‌هایشان پیدا نکرد.

چگونه می‌توان باران‌زاد و باران‌زی بود ولی از نمد به عنوان بالاپوش استفاده نکرد.

چگونه می‌توان در زیر تیغ آفتاب سیستان زندگی کرد، در آن ظهرهایی که آفتاب در وسط آسمان مکث می‌کند و تا دو قدمی زمین پایین می‌آید. خورشید با انسان برادر می‌شود و دست در دست مرد کشاورز، گندمزار را درو می‌کند و گله‌ها را تا آغل همراهی می‌کند زنده ماند و از لباس سفید و فراخ و مندیل خاص که محافظ سرما، گرما و توفان کویری است خود را بر حذر داشت.

مگر می‌شود فرزند خوزستان بود، شرجی هوا را نفس کشید، نمناکی زمین را زندگی کرد، ولی لباس همساز و همخوان با آن محیط را نداشت.

به هر حال یکی از کارکردهای لباس علاوه بر زیبایی، تضمین امنیت و سلامت برای استفاده‌کننده از آن است. ضمن این که باید نیازهای روانی فرد را نیز برآورده کند.

به هر حال، لباس اقوام ایرانی در عین حال که با فرهنگ اسلامی ما سازگاری دارد و تمام تن را می‌پوشاند، از حیث اندازه، رنگ و نوع با نوع معیشت، طبیعت و نوع سکونت همسازی و همخوانی شگفت و شگرفی دارد. زیبایی طبیعت در تکه تکه این لباس‌ها موج می‌زند. بهار با جوانه‌های جوانش، پاییز با هزار رنگ در خود نهفته و میانسالی‌اش، زمستان با سپیدی و سرمای پنهانش و تابستان با بی‌نهایت تنوع رنگ میوه‌هایش تا بالاپوش زنان و مردان این سرزمین آمده است و توانسته با باورها و اعتقادات و نوع زندگی مردم همراه و همخوان باشد. به گونه‌ای که زنان و مردان ایرانی ضمن پوشیده بودن، پوشاکی داشته باشند که سفارش شده اعتقادات دینی و باورهای مذهبی‌شان باشد و بتواند به نیازهای عاطفی ـ روانی زیبایی‌شناختی و اعتقادی‌شان پاسخ دهد. چراکه لباس تنها چند متر پارچه بافته شده نیست؛ لباس گاهی زیبایی‌دهنده و عیب‌پوش است و مصداق:

خرقه‌پوشی من از غایت دینداری نیست

جامه‌ای بر سر صد عیب نهان می‌پوشم

و گاه برآورنده نیازهای روانی فرد از قبیل تمایز و تفاوت بوده و در کنار همه اینها باید امنیت‌آفرین باشد و لباس ایرانی همه اینهاست.

علی بارانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها