در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«من اگر همسرم را هم از دست بدهم دیگر هیچ کس را در دنیا ندارم. دوستان و آشنایانم به من یادآوری میکنند مردی که قرار است باز هم با او زندگی کنم، همان فردی است که چند بار قصد جان مرا کرده و آرزو دارد من زنده نباشم، اما با این حال به خاطر عشق و علاقهای که سالهای سال است به او دارم، نمیتوانم گذشت نکنم و او را به خاطر اشتباهاتی که در زندگی انجام داده سرزنش کنم. شاید اگر من هم جای او بودم، همین عکسالعمل را در زندگی نشان میدادم، پس نمیخواهم یکطرفه قضاوت کنم و او را از موهبت زندگی آزادانه محروم کنم. من با گذشت از پرونده سنگینی که همسرم به خاطر من دارد، او را بخشیدهام و تنها چند سال زندان مجازات مردی خواهد بود که قصد کشتن زنش را داشته است. من امید دارم که با بازگشت به زندگی، شوهرم نظرش را تغییر دهد و سعی کند بیشتر به من علاقهمند باشد.»
نینا داست زن 43 سالهای است که با حضور در برابر اعضای هیات منصفه و درخواست بخشش برای شوهرش که 3 بار اقدام به قتل او کرده، همه اطرافیانش را در شوک فرو برده است.
گرام داست 46 ساله متهم است در آخرین اقدام برای به قتل رساندن زنش که 20 سال را با او زندگی کرده با پرداخت 5000 دلار، مردی خلافکار را اجیر کرده تا با شلیک گلوله همسرش را به قتل برساند. نقشهای که با لو رفتن مرد خلافکار، ناکام ماند و آقای داست به اتهام اقدام به قتل عمد همسرش دستگیر شد.
با وجود گذشت نینا داست دادگاه حکم 6 سال زندان را برای این شوهر بیرحم تعیین کرده و او بعد از این مدت باز میتواند به زندگی با زنی که ظاهرا علاقهای به او ندارد، بازگردد.
میدانم اشتباه است
«20 سال قبل زمانی که با گرام ازدواج کردم میدانستم کار اشتباهی میکنم که سالها بعد از آن پشیمان خواهم شد. تمامی دوستانم زمانی که او را میدیدند به هر شکلی شده به من میفهماندند که این مرد برای زندگی مشترک به هیچ عنوان مناسب نیست و بهتر است از تصمیمی که گرفتهام منصرف شوم، اما خودم زیر بار نمیرفتم. او را دوست داشتم و حاضر نبودم به هیچ قیمتی او را از دست بدهم. آنقدر جنگیدم تا بالاخره توانستم او را همسر قانونی خودم کنم. از رفتارهایش خیلی خوب میفهمیدم که علاقهای به من ندارد و تنها به خاطر اینکه اوضاع مالی خوبی داشتم، با من زندگی میکند. او مردی بود که هیچ پشتوانه مالی نداشت و حتی درسی هم نخوانده بود که با استفاده از آن بتواند کار کند. در مقابل من زنی بودم که هم دانشگاه میرفتم و هم ارثیه پدری داشتم که از هر لحاظ مرا پشتیبانی میکرد. وقتی با تصمیم گرام شرکتی خدماتی تاسیس کردیم همه هزینه آن را من متقبل شدم. او میخواست رئیس شرکتی باشد که خودش آن را دایر کرده و سودش را به طور کامل به دست بگیرد. شوهرم با اینکه هیچ آشنایی با این حرفه نداشت، اما با ورود به زمینه نظافت ساختمانها و منازل توانست خیلی زود شرکتی را که من برایش تاسیس کرده بودم گسترش بدهد و کمکم اوضاع مالی بهتری پیدا کند. رابطه ما کاملا کاری بود و میتوانستم از نگاهش بفهمم که هرگز کوچکترین علاقهای به من نداشته است، اما برایم اهمیتی نداشت. آنچه مهم بود موفقیتهای او بود که برایم احساس خوشحالی زیادی به ارمغان میآورد و از این که میدیدم او راضی و خوشحال است، شاد میشدم. سالها زندگی ما بدون داشتن فرزند نشان از سردی روابط میان من و همسرم داشت، اما اهمیتی نمیدادم. این که با گرام زندگی میکردم همین برایم کافی بود. تا اینکه قصد جانم را کرد.»
مردی که دستور قتل داد
لو رفتن مرد خلافکار و سابقهداری که با گرفتن 5000 دلار قصد داشت زنی را به قتل برساند، ماموران پلیس را به دستگیری گرام داست رساند. این مرد که از وضعیت مالی خوبی برخوردار بود، اعتراف کرد. برای اینکه همسرش را تا ابد از خود دور کند دستور قتلش را صادر کرده و از این کار هم اصلا پشیمان نیست. با وجود این اعترافات پرونده، متهم که همه داراییاش را از طریق همسرش به دست آورده بود، تشکیل شد. طبق آنچه تحقیقات پلیس نشان داده و خانم داست ادعا کرده بود، گرام 2 باردیگر نیز تصمیم به کشتن همسرش گرفته، اما هربار با متوجه شدن این زن، او ناکام مانده بود.
ریختن سم و دهها قرص خواب در قهوه و چای خانم داست از رفتارهایی بود که این مرد برای از بین بردن همسرش انجام داده بود که ناکام مانده و به بنبست رسیده بود. در این میان خانم نیناداست با علم به اینکه همسرش قصد کشتن او را دارد، همواره سکوت کرده و هرگز ماموران را در جریان قرار نداده بود.
تشکیل پرونده و صدور دستور قتل توسط آقای داست و دستگیر شدنش به این اتهام سبب شد که این مرد به اقدامات قبلی خود نیز اعتراف کند و آنها را به گردن بگیرد. 3 بار تشکیل دادگاه، اعضای هیات منصفه را در مورد اقدامات بیرحمانه این مرد در قبال همسرش به اطمینان رساند، اما گذشت خانم داست همه چیز را تغییر داد. او با شکایت نکردن از این مرد، توانست تنها حکم 6 سال حبس برای مردی که قصد جانش را کرده بود به ثبت برساند و با این حکم ناچیز، آزادی دوباره را بعد از تنها چندین ماه برایش ارمغان بیاورد. گذشتی که از نظر همه اطرافیان خانم داست غیرعقلانی و اشتباه است و به هیچ عنوان توجیهی برای آن وجود ندارد.
چارهای ندارم
«میدانم بخشیدن مردی که قصد جانم را داشته کار احمقانهای است، اما اگر هر کس دیگر هم جای من باشد شاید همین عکسالعمل را نشان بدهد. من از صمیم قلب دوستش دارم و نمیتوانم زندگی بدون او را تحمل کنم. اکنون با وجود اینکه باید 6 سال را در زندان سپری کند نمیدانم چطور میخواهم در نبودش شرکت بزرگمان را اداره کنم و از پس مسوولیتها بر بیایم. او مرد خوبی است و میدانم رفتاری که از او سر زده تنها از روی نادانیاش است و قلبا خشن نیست.
طی سالها زندگی مشترکمان هرگز حتی یک بار هم روی من دست بلند نکرد و رفتاری خشونتآمیز از خود نشان نداد که بخواهم از او بدی به دل بگیرم. در سالهای اخیر و با دور شدن بیش از پیش ما از لحاظ روحی، میدانستم که دیگر علاقهای به من ندارد و حتی دوست دارد در زندگیاش نباشم، اما در عین حال خوب میداند که بدون او نمیتوانم زندگی کنم و جداشدنمان غیرممکن است. شرکتی که تاسیس کرده با کمک من است و اگر از من جدا شود بسیاری از آنچه به دست آورده را از دست خواهد داد. این را میدانم که زندگی کردنش با من از روی اجبار است، اما برایم همین کافی است. وقتی چند ماه قبل برای اولین بار قصد کشتنم را کرد، سریعا متوجه شدم. در رستورانی برای خوردن صبحانه چای سفارش داده بودم که برای لحظهای از میزمان دور شدم. وقتی بازگشتم و جرعهای از چایم نوشیدم متوجه شدم طعم تلخی دارد و در انتهای لیوان مقداری پودر سفید رنگ جمع شده است.
چای را که به گارسون رستوران بازگرداندم به من گفت زمانی که آن را برای من آورده هیچ پودری در آن نبوده و هر چه هست بعد از گذاشتن روی میزم اتفاق افتاده است. چهره نگران شوهرم نشان میداد که او چیزی را در چای من ریخته تا به هدفش برسد.
در دومین اقدامش ماهها بعد، شبیه همین کار را در لیوان قهوهام انجام داد که بازهم ناموفق بود و من در مقابلش سکوت کردم. میدانستم از روی حماقتش این کارها را انجام میدهد و هرگز نمیتواند موفق باشد. بعد از دستگیر شدن مردی که ادعا میکرد برای کشتن من از سوی شوهرم اجیر شده اصلا تعجب نکردم. همه دوستان و اطرافیانم مرا دیوانه خطاب میکنند، اما با وجود اعترافاتش به اقدامات قبلی برای کشتنم، باز هم حاضر به طلاق نیستم و با پس گرفتن شکایتم میخواهم که زودتر از زندان آزاد شود.
من به او علاقهمندم و به نظر میرسد بدترین تنبیه برای مردی که علاقهای به همسرش ندارد، ادامه زندگی با اوست. پس از بیرون آمدنش از زندان، باز هم باید با من زندگی کند و این از هر عذابی برایش سختتر است. او باید بداند تا پایان عمر اسیر من است و به خاطر همه آن چیزی که از طریق من به آنها رسیده است باید زندگی مشترکمان را تحمل کند. فکر میکنم این بهترین روش تنبیه باشد.»
المیرا صدیقی
کورت نیوز
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: