آمریکا باید به همکاری میان‌مدت با دولت‌های مقتدر پاکستان، ایران و ازبکستان‌ روی آورد

آمریکا نیازمند راهبردی منطقه‌ای برای خروج از افغانستان

تصمیم به خروج از افغانستان، واشنگتن، ناتو و سازمان ملل را بر آن داشته است تا به دنبال راهبردی منطقه‌ای و چندجانبه برای حل مشکلات این کشور باشند. مقامات رسمی آمریکا، کشور‌های همسایه افغانستان را به افزایش سهم اندکشان در استراتژی مشارکت در بنای زیرساخت‌ها، تقویت تجارت، افزایش سرمایه‌گذاری‌ها و جنگ علیه افراط‌گرایی فراخوانده‌اند.
کد خبر: ۴۳۹۵۹۲

در حقیقت چنین تقاضایی تایید این مطلب است که ایالات متحده در طول 10 سال گذشته وظیفه ایجاد ثبات در افغانستان را بدرستی میان همسایگان این کشور تقسیم نکرده است و بتازگی ژنرال جان آلن اعلام کرد افغانستان به یک راه‌حل منطقه‌ای نیاز دارد، نه ملی.

اکنون سازمان ملل در حال کار روی طرح یک توافقنامه امنیتی مشترک در منطقه مشابه آن چیزی است که سازمان امنیت و همکاری اروپا سال 1970 برای این قاره تصویب کرد. ناتو نیز تا اواخر ماه گذشته مشغول کار روی طرح عملی و ابتکاری در مورد امنیت مشترک بود که قرار است در کنفرانس سران ناتو در ماه می‌2012 اعلام شود.

در نگاه اول به نظر می‌رسد دولت‌های منطقه، حاضر به همراهی در مورد راه‌حل‌های دوستانه و مشترک باشند. سال 2010 مقامات ترکمنستان واسطه امضای موافقت‌نامه ساخت خط لوله گاز طبیعی شدند که کشورهای ترکمنستان، افغانستان، پاکستان و هند را در بر می‌گرفت. دولت ازبکستان نیز امسال خط آهنی که شمال افغانستان را به ازبکستان متصل می‌کند، افتتاح کرده و برای عقب نماندن از قافله رئیس‌جمهور پاکستان، آصف‌علی زرداری نیز پیشنهاد توسعه راه ریلی به منظور حمل سریع بار را از پاکستان به ایران از طریق افغانستان داده است که به عنوان یک پروژه عظیم باعث تقویت اقتصاد هر سه کشور خواهد شد، نامیده است.

عدم تمایل همسایگان

اما جدا از موارد بالا، توفیق راهبرد منطقه‌ای چندان هم باور کردنی به نظر نمی‌رسد و دلیل آن هم شکست تمام ابتکارات چند جانبه در دهه گذشته بوده است.

در کنفرانس اقتصادی سال 2005 که نمایندگان 6کشور همسایه افغانستان در آن حضور داشتند طرح‌هایی برای حمایت از بازسازی افغانستان و ابتکاراتی جهت تقویت تجارت، مسائل انرژی، امنیت و مبارزه با مواد مخدر ارائه و قول‌هایی نیز داده شد. مقامات سازمان ملل در همان زمان به طور محرمانه اعلام کردند گفت‌وگوهای غیرعلنی و پشت پرده این کنفرانس بسیار پر تنش و بی‌حاصل بوده است، به طوری که نماینده ازبکستان بعد از اولین نشست محل کنفرانس را ترک کرد و از نمایندگان ایرانی نیز چندان شور و شوقی مشاهده نمی‌شد.

دیپلمات‌های چینی نیز مباحث مطرح در مورد راهبرد منطقه‌ای را بسیار پیش پا افتاده و کلیشه‌ای توصیف کردند. 3 سال بعد در پاریس نیز بار دیگر به همان شکل سابق و با کمترین روحیه همکاری و مشارکت وزرای کشورهای شرکت‌کننده به پایتخت‌هایشان برگشتند. دیپلمات‌های ازبک که به طور غیررسمی موافقت خود را با تقویت تجارت منطقه‌ای و تلاش برای مبارزه با مواد مخدر اعلام کرده بودند در یک تغییر موضع آشکار تمام آن سال را به متهم کردن افغانستان به قاچاق مواد مخدر در مرزها گذراندند. در جلساتی دیگر که در سطح مقامات بالای کشور‌ها در اسلام‌آباد، لندن و لیسبون برگزار شد نیز بیشتر وقت نشست‌ها صرف اطمینان از عدم حمله‌های لفظی دیپلمات‌ها به یکدیگر گذشت.

در حقیقت جلسات چندجانبه با حضور سران و مقامات تاکنون دستاوردهای ناچیزی همراه داشته است و شاید تامین برق کابل از آسیای مرکزی یا توافقنامه تجارت آزاد دوجانبه میان افغانستان و پاکستان که به دلیل تلاش طولانی مدت ریچارد ‌هالبروک، نماینده سابق آمریکا در امور افغانستان منعقد شد، تنها نتایج مهم راهبرد همکاری منطقه‌ای باشد، گرچه در حال حاضر با وخامت روابط میان کابل و اسلام‌آباد و متهم شدن سرویس‌های امنیتی پاکستان به همکاری با طالبان در انجام حملات و ترورها دوام این موافقت‌نامه نیز چندان قطعی به نظر نرسد.

در واقع مشکل اساسی این است که کشورهای همسایه افغانستان بیشتر ماکتی از چندجانبه‌گرایی ارائه می‌دهند و نه چیزی بیشتر. به طور مثال دولت ترکمنستان اکثر اوقات درباره ابتکارات صلح چندجانبه سخن پراکنی می‌کند، اما در مقطع زمانی سال 2007 آنها مخفیانه غذا و لباس و سوخت در اختیار جنگجویان طالبان گذاشتند.

چین نیز ردپای سیاسی و اقتصادی‌اش در افغانستان را در طولانی مدت افزایش نخواهد داد و اکنون بیشتر سرمایه‌گذاری‌های این کشور به ارزش میلیاردها دلار در معادن مس جنوب کابل ـ که امنیت آن را نیروهای آمریکایی تامین می‌کنند ـ صورت گرفته است. پاکستان و تاجیکستان هم مستقیم در ناکامی‌های افغانستان سهیم بوده‌اند. سال‌هاست که آژانس‌های امنیتی پاکستان برای دفاع از عمق استراتژیک‌شان علیه هند؛ بی‌نظمی‌های گسترده‌ای را در افغانستان به راه انداخته‌اند و تاجیکستان نیز ادامه دریافت کمک‌های بین‌المللی‌اش را مرهون اختلال و آشوب در افغانستان می‌داند.

مقامات تاجیک پیوسته فهرست طولانی‌ای از طرح‌های توسعه در تاجیکستان و طول مرزها با افغانستان را به کشورهای غربی ارائه می‌دهند و این در نهایت به آن معناست که افغانستان تا مدت‌ها بهره چندانی نصیبش نخواهد شد. در واقع برخی همسایگان این کشور با حرافی در مورد حل مشکلات نظیر تجارت مواد مخدر و مبارزه با افراط‌گرایی راهی برای کسب منفعت خود از دولت ناتوان افغانستان پیدا کرده‌اند.

توجه به داخل

اکنون ایالات متحده، ناتو و سازمان ملل باید به جای سیاست صبر و انتظار در پیوستن دیگران به کامیابی و موفقیت در افغانستان، تلاش‌ها را به سمت داخل کشور سوق داده تا دولت افغانستان بتواند روی پای خود بایستد.

به نظر می‌رسد زمان برای اتخاذ چنین سیاستی فرا رسیده باشد و اکنون شاهد دوتحول عمده در این زمینه بوده‌ایم. اول این‌که ارتش آمریکا در پی تغییر مواضع نیروهایش از جنوب افغانستان به طرف منطقه حایل میان کابل و ناحیه سرحد پاکستان به‌منظور ممانعت از تحرکات طالبان در طول مرز است و دوم در کنفرانس بتازگی درباره لیبی مقامات وزارت خارجه آمریکا، گفت‌وگوها را به سمت توجه کشورهای عربی در سهیم شدن هر چه بیشتر در تحولات افغانستان سوق داده‌اند.

اما راه‌حل دیگر این است که آمریکا باید به جای همکاری منطقه‌ای توام با سوءظن با پاکستان به طرف همکاری میان‌مدت با دولت‌های مقتدر ایران و ازبکستان معطوف شود. با وجود رفتارهای مایوس‌کننده ازبکستان، مرزهای زمینی این کشور هنوز هم بهترین مسیر برای انتقال تدارکات به افغانستان است و ایالات متحده باید قبل از خروج نیروهایش در سال 2014 تعریف مجددی از نقش ازبکستان ارائه و این کشور را به آرام کردن مرزهایش با افغانستان ترغیب کند که اکنون بسته شده است تا کالاهای افغانی توان دسترسی به بازارهای اوراسیا را پیدا کنند.

ایران نیز تاکنون مهم‌ترین کریدور تجاری برای افغانستان بوده و به رغم سردی روابط در ماه‌های اخیر و نیز با توجه به خصومت پاکستان با دولت افغانستان و امکان بسته شدن مرز 2 طرف اطمینان از باز بودن راه‌ها و بنادر ایران برای ترانزیت کالاهای افغانی بسیار مهم خواهد بود. چین نیز راغب است جای پاکستان را در تحولات افغانستان بگیرد، اما در صورت تهدید سرمایه‌گذاری چین در بخش معادن افغانستان توسط طالبان، امکان آسیب دیدن روابط حسنه کنونی میان 2 کشور نیز وجود دارد. آمریکا باید به چین به عنوان یک سهامدار عمده در افغانستان و نیز قدرت این کشور در مهار پاکستان و تلاش در جهت توسعه و امنیت افغانستان فشار بیاورد. اکنون زمان همکاری با همسایگانی که سیاست‌هایشان می‌تواند در افغانستان تاثیرگذار باشد، فرا رسیده است.

فارین افیرز / مترجم: ایرج جودت

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها