2 پناهگاه جسم و روح

در میان تمام حرفه‌هایی که انسان‌ها در طول تاریخ به آن مشغول شده‌اند، از حرفه‌های کهن گرفته تا انواع نوظهور آن، پزشکی ماجرای دیگری دارد. رشته پزشکی برای همه مردم، بویژه اهالی مشرق زمین حرفه‌ای احترام‌برانگیز است و همین سبب شده که به‌‌رغم سختی بی‌نظیر و طاقت‌فرسای دوران دانشجویی آن، تقریبا هیچ پزشکی از انتخاب این رشته اظهار پشیمانی نکند.
کد خبر: ۴۲۹۷۰۴

از طرف دیگر ادبیات و بویژه شعر هم در میان هنرهای هفتگانه استثنایی ملموس است. تقریبا هیچ‌یک از انسان‌ها نیستند که در برابر پرسش از ادبیات، بی تفاوت، سکوت کنند.

تعداد قابل توجه ادیبانی که در رشته پزشکی و رشته‌های مرتبط تحصیل کرده‌اند، همیشه مورد توجه پژوهشگران کنجکاو این دو حوزه بوده است. پرسش از شباهت این دو حوزه را بارها در بیان دیگران شنیده‌ام که می‌گویند:«فلانی، ادبیات و پزشکی چه شباهتی به هم دارند؟»

در باور عمومی، ادبیات رشته‌ای لطیف است و شاعران در برابر اتفاقات ناپسند اطراف عمیقا دچار واکنش عاطفی می‌شوند و پزشکان افرادی هستند که آنقدر مرگ انسان‌ها را به چشم دیده‌اند که دیگر از واکنش عاطفی درونی ایشان خبری نیست. شاید باور عمومی نسبت به ادیبان تا حدی بر حقیقت منطبق باشد اما به وضوح در مورد پزشکان اشتباهی بزرگ است.

پزشکی و ادبیات در متن زندگی شباهت عمیقی با هم دارند که همین سبب شده است شاهد این همه پزشک شاعر و نویسنده باشیم.

نخست آن که ادبیات و پزشکی هر دو با زندگی روزمره مردم گره خورده‌اند. پزشکی جزو حرفه‌هایی است که تمام افراد چه در روزهای سلامت و چه در روزهای رنج و درد با آن سر و کار دارند و به نوعی می‌توان گفت که مراجعه به پزشکان جزو زندگی روزمره همه افراد است.

ادبیات هم بی‌شک معمول‌ترین و رایج‌ترین رشته فرهنگ و هنر است. ابزار ادبیات کلام است که همگان از آن به گمان خود بهره‌ای زیبا و شنیدنی برده‌اند. همین ابزار سهل‌الوصول سبب شده تعداد شاعران حرفه‌ای شاید به اندازه تمام هنرمندان دیگر باشد.

دیگر آن که ادبیات و پزشکی هر دو پناهگاه مردم در روزهای بی‌پناهی و مرهم زخم آنان هستند. مردم دوست‌داشتنی کشور ما به جامعه پزشکان اعتمادی ستودنی دارند. این اعتماد ریشه در اعماق وجود مردم دارد و سبب می‌شود پزشکان، مخاطب خصوصی‌ترین سخنان آنان باشند. مردم نیز هیچ‌گاه از اعتمادی که به پزشکان کرده‌اند، آزرده‌خاطر نشده‌اند. ادبیات هم پناهگاه خلوت و زندگی خصوصی مردم ماست. اعتماد مردم ما به دیوان و حس شاعری انسانی که از 600 سال پیش در خاک سرسبز فارس آرمیده، نشان از این مهم دارد و چه بسیار کسانی که برای نامگذاری فرزندانشان با حافظ و دیوانش مشورت می‌کنند.

در میان انبوه پزشکان ادیب می‌توان از نویسندگانی چون غلامحسین ساعدی(گوهرمراد)، محمد صنعتی و عباس پژمان نام برد و در میان شاعرانی که در روزگار ما در رشته‌های مرتبط تحصیل کرده‌اند، به چهره‌‌هایی چون شهریار، بهروز یاسمی، افشین یداللهی، سید‌ضیاءالدین شفیعی، هادی منوری، سید‌مهدی موسوی، سیامک بهرام‌پرور و مهدی نقبایی اشاره کرد؛ کسانی که بیشتر ایشان هم پزشکان قابلی هستند و هم ادیبانی ستودنی.

باید به این نکته هم اشاره کرد که رشته روانپزشکی بی‌تردید رود وسیعی است که این دو دریای عمیق را به هم وصل می‌کند و هر روز هم بیشتر و حرفه‌ای‌تر در حال انجام این وظیفه خطیر است.

وظیفه‌ای که اگر به‌درستی به انجام برسد هم پزشکی و هم ادبیات از این ارتباط بهره‌ای ارزشمند می‌برند که سود آن به روح و جسم مردم می‌رسد.

آخر سخن آن که به گمانم شاید بزرگ‌ترین دلیل برای شباهت ادبیات و پزشکی عمق نفوذ هنرنمایی این دو حوزه در وجود مردم باشد. شاید همین فلسفه باشد که سبب شده است به خواست خدا، معجزه پیامبر خاتم از جنس سخن باشد و معجزه پیامبر پیشین از جنس پزشکی.

دکتر محمدرضا شالبافان / شاعر، منتقد و پزشک دستیار اعصاب و روان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها