حضور در یک جشنواره برجسته بخصوص اگر به اکران عمومی آن نزدیک هم باشد، پررنگترین وجه کنجکاویبرانگیز هر فیلم است که برای کار آلمودوار هم صدق میکند. در اکثر موارد، نقدهای مثبت بر اثر، درخشش در یک جشنواره و کارنامه موفق کارگردان میتواند بر پرفروش شدن یک فیلم اثر بگذارد که اگرچه «پوستی که در آن زندگی میکنم» همه اینها را دارد، اما مهمترین ویژگیاش برای نامهای معروفی است که در ساخت آن دست داشتهاند. در واقع این فیلم، «دیده شدن»اش را از افراد و عوامل ساختش وام میگیرد. در کنار کارگردانی آلمودوار، نقشآفرینی بازیگرانی چون آنتونیو باندراس و ماریسا پارادس ازجمله عناصر جدابیت فیلم است.
جذابیتها
پدرو آلمودوار که ملودرام ساز برجسته این سالها و از بهترین فیلمسازان زنده حال حاضر سینمای جهان به شمار میآید، در تازهترین فیلم خود، کمی از گذشته هنریاش فاصله گرفته است، چراکه پوستی که در آن زندگی میکنم چون دیگر فیلمهایش ملودرامی سرشار از احساسات بارز زنانه نیست و اثری مردانه به شمار میآید.
در اینجا او به دنبال یک تریلر جنایی رفته است. پوستی که در آن زندگی میکنم، اقتباسی آزاد از رمان «رتیل» نوشته تییری ژونگوئه از نویسندگان کتابهای جنایی فرانسه است که حالا در داستان آلمودوار شکل و فرمی جدید گرفته است. نقش اول پوستی که در آن زندگی میکنم را آنتونیو باندراس که در سال 1989با فیلم «مرا باز کن! مرا ببند!» آلمودوار به عنوان بازیگری بینالمللی به جهان معرفی شد، بازی میکند. او حالا بعد از گذشت 2 دهه، بار دیگر در کنار کارگردانی که جایگاهش را در زندگی خود ویژه میداند قرار گرفته است. نتیجه همکاری اول آنان، کمدی سیاه موفقی بود که برای هر دو نفر دستاوردهای گرانبهایی در سطح بینالمللی به همراه داشت و حالا بازگشت دوباره این زوج میتواند برای همه کسانی که تجربه مورد قبلی را پشتسر گذاشتهاند، دلنشین و خوشایند باشد.
ضعفها
موضوع فیلم، در واقع چشم اسفندیار آن است. برخلاف فیلمهای قبلی که در این ستون معرفی کردیم و موضوعش میتوانست با مخاطب ایرانی هم ارتباط خوبی برقرار کند، در اینجا موضوع «دقیقا» روی خط ایستاده است و کوچکترین قدم کجی میتواند فیلم را از مسیر اصلیاش منحرف کند. داستان فیلم درباره محققی است که میخواهد از مرد جوانی که سالها پیش دخترش را در یک عروسی مورد آزار و اذیت قرار داده، انتقام بگیرد اما به مرور زمان مشخص میشود او اهدافی فراتر از این را دنبال میکند و مشغول کار روی یک بازسازی ژنتیکی است.
هرچند داستان فیلم در نگاه اول معمولی به نظر میآید، اما گرایشی که به گونههای دیگر درام سینمایی ازجمله ژانر علمی ـ تخیلی دارد میتواند اصالتش را خدشهدار کند و این بزرگترین تهدید برای فیلم به حساب میآید. هر چند به نظر میرسد آلمودوار فکری به حال این خطر کرده است. در این رابطه برای این که خیال دوستداران این فیلمساز را راحت کنم، ارجاعشان میدهم به جملهای که آلمودوار در یک نشست خبری فیلم گفته است: در حال حاضر در مرحله تریلری از زندگیام قرار دارم، اما شما میتوانید در یک فیلم تریلر (هیجانانگیز و دلهرهآور) تمام ژانرهای دیگر را حس کنید چراکه تصور نمیکنم تنها مجبور باشید قواعد یک ژانر را رعایت کنید. به اعتقاد من این فیلم، فانتزی یا علمی ـ تخیلی نیست، چون این جور آزمایشها این روزها انجام میشود».
مدیسا مهرابپور / جامجم
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)