تلفن زنگ خورد و به من خبر دادند بدلکاری حین فیلمبرداری جانش را از دست داده است. خودم را سر صحنه رساندم و تحقیقات در این خصوص آغاز شد. خانواده مرد بدلکار فکر میکردند او را به قتل رساندهاند، اما واقعیت این بود که او در یک حادثه در حین فیلمبرداری کشته شده است.
دستورات لازم را دادم و قرار شد تحقیقات گستردهای در این خصوص آغاز شود. کسی که جانش را از دست داده بود، مشهورترین بدلکار ایران بود و کمی بیدقتی میتوانست شائبههای زیادی را به بار آورد. در نهایت بعد از چندین روز تحقیق فرضیه اولیه تایید و مشخص شد بدلکار مشهور به خاطر عدمرعایت نکات ایمنی جان خود را از دست داده است.
برای اینکه ثابت شود این بدلکار مشهور به خاطر کمتوجهی جانش را از دست دادهاست همه مدارک را بررسی کردیم. از آنجا که مرد بدلکار در حین فیلمبرداری جانش را از دست داده همه آنچه اتفاق افتاده، ضبط شده بود. من خودم فیلم را بازبینی کردم و تیم متخصصی نیز آن را چندین بار بررسی کرد در نهایت به این نتیجه رسیدیم که این حادثه قتل عمد نبوده اما عدم پیشبینی بهموقع عوامل فیلم و خود مرحوم باعث این حادثه شده است.
در صحنهای که باعث مرگ مرد بدلکار شد، قرار بود وی در حال رانندگی با اتوبوس بعد از عبور از پیچ جاده کن ـ سولقان، در نزدیکی پرتگاهی خود را از صندلی راننده به بیرون پرت کند و اتوبوس نیز در شیب پرتگاه به سمت پایین برود و آتش بگیرد. خب قاعدتا این صحنه برای بدلکاری حرفهای صحنه سختی نیست و ما باید متوجه میشدیم چرا بدلکار مشهور جان خود را از دست داده است.
پس از بازبینی فیلم حادثه متوجه چند نکته شدیم که علت مرگ مرد بدلکار بود، اول اینکه شیب پرتگاه مناسب نبوده تا اتوبوس به سمت پایین حرکت کند و در همان شانه خاکی جاده گیر کرده و به یکی از طرفین منحرف شده است.
مرد بدلکار در لحظهای پیش از پریدن، هنگام چرخاندن فرمان اتوبوس، آن را کمی بیش از حد لازم چرخانده است و چرخهای اتوبوس در آن لحظه که بدلکار خود را به سمت پایین پرت کرده به سمت او چرخیده است، در حالی که باید به سمت دیگر منحرف میشد. این در حالی است که باک اتوبوس هم پر از بنزین بودهاست.
در چنین صحنه بدلکاری که قرار است شعلههای آتش را به داخل اتوبوس بیندازند، نباید باک آن بنزین داشته باشد. با توجه به 2 شعله آتشی که پیش از پرتشدن مرد بدلکار به داخل اتوبوس انداخته بودند، هنگامی که ماشین در شانه خاکی گیر میکند، بلافاصله آتش گرفته و عوامل موفق نمیشوند تا چند دقیقه به مرد بدلکار نزدیک شوند.
هنگامی که برای بررسی جسد به صحنه رفتیم نیمی از بدن وی سوخته بود.
البته من به این یافتهها بسنده نکردم و از عوامل فیلم هم بازجوییکردم. کسی که قرار بود مرد بدلکار به جای او بازی کند گفت: اگر بدلکار احتمال میداد که در انجام این عمل یک درصد ایمنی ندارد، خودش این کار را انجام نمیداد. در صحنه انفجار اتوبوس هم به او گفتیم که سقوط اتوبوس آتشگرفته به دره تا به حال در ایران اجرا نشده است، اما مرد بدلکار گفت میخواهم بدعتگذار در ایران باشم.
متاسفانه بیاحتیاطی و عدم رعایت نکات ایمنی باعث شد تا یکی از حرفهایترین بدلکارانمان که شهرت جهانی داشت را از دست بدهیم. اگر عوامل فیلم بدرستی جوانب احتیاط را رعایت میکردند این اتفاق نمیافتاد. به هر حال این پرونده به خاطر اینکه قتل عمدی در آن رخ نداده بود به دادگاه عمومی فرستاده شد، اما جامعه هنری و ورزشی ایران برای همیشه یکی از بهترینها را از دست داد.
محمدحسین شاملو
قاضی دادگاه کیفری استان تهران