موزه «تماشاگه زمان» ثابت می‌کند وقت برای پیشینیان هم طلا بوده است

گردشگری روی مدار زمان

بشتابید که غفلت موجب پشیمانی است؛ چون وقت طلاست! «تماشاگه زمان» پر است از زمزمه عقربه‌ها، آونگ‌ها و تقویم‌هایی که توی گوش زمان می‌خوانند که فانی و بازنگشتنی است. وقت طلاست و سنجش این طلای از دست رفتنی از زمانی که انسان خود را شناخت، پی کسب و کار را گرفت و به دنبال مراودات اجتماعی و تبادل اطلاعات و تجربه‌ها رفت، بر دوش ابزارهای خاص افتاد.
کد خبر: ۴۲۸۷۰۸

زندگی انسان‌های 4 هزار سال قبل هزار جور رنگ و لعاب نخورده بود، اما برای پاسخگویی به نیازهایشان به هوش و استعدادشان متوسل می‌شدند. حاصل یکی از تلاش‌های مصریان باستان، چشم جامعه انسانی را به جمال ساعت آفتابی روشن کرد.

هیچ‌کس حتی از انسان‌های 4 هزار سال پیش هم به عنوان موجودی پویا و مستعد یادگیری و البته مخترع! توقع نداشت دست روی دست بگذارند و از اختراع ساعت شنی تا همیشه لذت ببرند. مصری‌ها هم این توقع را از خودشان نداشتند و 3500 سال پیش زحمت اختراع ساعت آبی را هم کشیدند.

هدیه دیگر آنها یعنی تقسیم شبانه روز به 24 ساعت بود که 2 هزار سال پیش به بشریت تقدیم شد. این بار یونانیان باستان بودند که کمر همت بستند تا نامی از خود در این زمینه به یادگار بگذارند. آنها توانستند با استفاده از تقسیم‌بندی فصلی، شبانه روز را به 12 ساعت روز و 12 ساعت شب تقسیم کنند؛ موضوعی که این روزها خیلی پیش‌پا افتاده و طبیعی قلمداد می‌شود...کنجکاوی‌تان خوب ورز آمد؟! حس جستجوگری‌تان در اعماق دانش‌های وابسته به زمان تحریک شد؟! حالا می‌خواهید بدانید بالاخره این ساعت‌ها از کجا آمده‌اند و در هر دوره چه شکل و شمایلی داشته‌اند؟ اگر پاسخ‌تان به این سوال‌ها مثبت است، لطف کنید تا آخر این گزارش با ما باشید تا با قسمت‌های مختلف موزه زمان که جواب همه این پرسش‌ها را در خود دارد، آشنا شوید و وقتی گذرتان به آنجا افتاد، احساس غریبی نکنید.

تماشاگه زمان با به نمایش گذاشتن انواع زمان‌سنج و سیر تکاملی آنها پرده از راز زمان برمی‌دارد؛ اینجا جان می‌دهد برای گردشگری چندساعته و غوطه‌وری در تاریخ شگفت‌آور و چندهزار ساله زمان‌سنج‌ها. (نشانی این موزه در انتهای گزارش ما درج شده است)

مطلعان تاریخ سر این که باغ متعلق به حسین خداداد‌ ‌ـ‌ یکی از تجار معروف فرش‌‌ ـ‌ که از فردی به نام منصور خریداری شده 6 یا 7 هزار مترمربع است، اتفاق‌نظر ندارند تا امروز هم که هیچ‌یک از آنهایی که سر هزار متر اختلاف‌نظر دارند سر یک متر را نگرفته و به سادگی متراژ باغ را محاسبه نکرده تا به این اختلاف تاریخی پایان دهد.

اما در این‌که یک بنای فاخر با تلفیق معماری سبک قاجار و جدید پس از مرمت ساختمان از 80 سال پیش در 700 متر مربع از این باغ جاخوش کرده، اختلاف نظر وجود ندارد. گچبری‌ها که از ترکیب سبک ایرانی و اروپایی بر جای جای ستون‌ها، سردر، سقف و دیوارهای عمارت نشسته‌اند 10 سال کار برده‌اند و رد دستان هنرمند استادانی چون عبدالکریم نوید تهرانی، فرهاد و محمد یحیی‌پور و حسن جعفری در آنها هویداست.

کاشیکاری، مقرنس و گره چوبی هم رخسار این بنای تاریخی را که از سال 78 به موزه ساعت مبدل شده، چشمگیرتر کرده است تا چشم هر گردشگر اعم از ایرانی و خارجی لحظاتی خیره بماند.

محوطه باز و چند سوال

در تماشاگه زمان هر طرف سر بچرخانی یک ساعت روی دیوار یا کنسول یا درون یک ویترین در حال یادآوری گذر زمان است. این موزه از 3 بخش اصلی ساعت‌های ابتدایی، مکانیکی وزنه‌ای و کوکی و قابل حمل تشکیل شده است. اگر توضیح راهنمای موزه در بخش روباز مجموعه نبود، این سؤال باقی می‌ماند که یک قایق در هیبت اژدها چه ربطی به موزه ساعت دارد. ماکت ساعت‌های ابتدایی مثل ساعت آفتابی، آبی، شنی، سوختی و روغنی با قدمت‌هایی بین 2 تا 4 هزار سال در این محوطه به نمایش گذاشته شده و ساعت قایق اژدها نوعی از ساعت‌های بسیار قدیمی به شمار می‌رفته است.

این سوال اما در ذهن آدم می‌ماند که چرا ماکت‌ها بجز ماکت ساعت قایق اژدها بدون حفاظ و در معرض تغییرات جوی نگهداری‌ می‌شوند و دوم این‌که چرا حداقل یک توضیح مختصر دوزبانه برای هر ماکت تهیه نشده تا گردشگران خارجی هم بتوانند از این مجموعه بهره بگیرند.

خانه ساعت‌های مکانیکی

طبقه اول موزه، خانه ساعت‌های مکانیکی وزنه‌ای و کوکی اعم از تاقچه‌ای، دیواری و ایستاده است؛ همان ساعت‌هایی که مشابه‌شان را درخانه پدر بزرگ و مادر بزرگ هایمان دیده‌ایم. راهرو و پاگرد پر است از ساعت‌هایی که روی دیوار نصب شده‌اند و در سالن بزرگ این طبقه، ساعت‌هایی روی کنسول‌های زیبا یا دیوارها قرار گرفته‌اند و با رنگ و جلای 2 ستون گچبری و آینه‌کاری شده با گره چینی همخوانی دارند و بیشتر جلوه‌گری می‌کنند.

در اتاقی با نقش‌های مینیاتور، سنتی و قالی که اتاق موسیقی در عالی قاپو را در ذهن تداعی می‌کند، اشیای مرتبط با نجوم و اجرام سماوی نگهداری می‌شود. تزئین این اتاق کوچک از سال 53 تا 56 زمان برده است.

اولین ساعت‌سازان تاریخ چه شکلی بودند؟

در طبقه دوم موزه هم بخشی از دنیا و تاریخ ساعت‌ها و ساعت‌سازها در معرض دید گردشگران قرار گرفته است.

در یک ویترین 2 طبقه هم هرچه ابزار برای بیرون ریختن دل و روده ساعت‌ها و تعمیر آنها لازم بوده، جمع و جور شده است.

چهره بانیان نخستین ساعت‌سازی‌ها در جهان در 2 اتاق تودرتو قاب گرفته و البته تعدادی از ساعت‌ها و تندیس‌های مربوط به زمان هم در این اتاق‌ها چیده شده است.

ساعت‌های عده‌ای از پادشاهان هم سر از این بخش تماشاگه زمان درآورده‌اند که تماشای آنها برای گردشگران خالی از هیجان نیست.

چند ویترین‌ سومین بخش از طبقه دوم، تعدادی ساعت مچی را به نگاه گردشگران عرضه می‌کند و البته فسیل‌ها و صدف‌هایی را که نشان دهنده گذشت زمان هستند و با محتوای موزه سنخیت دارند.

انواع تقویم در ادوار مختلف تاریخ در اتاق تقویم چیده شده و باز هم در این بخش موزه تا دلتان بخواد ساعت مچی می‌بینید.

از تراس این مجموعه که جای مناسبی است برای ایستادن و لذت بردن از تماشای درختان باغ، استخر و فواره و با شیشه پوشانده شده نیز برای برپایی نمایشگاه‌های موقت استفاده می‌شود.

اینجا تماشاگه زمان به نشانی...

از 8 صبح تا 8 شب همه روزهای هفته حتی جمعه‌ها فرصت دارید به خیابان ولیعصر، زعفرانیه، نبش چهارراه پرزین بغدادی بروید و در دنیای ساعت‌ها گشتی بزنید؛ از جمله اولین ساعت کارت‌زنی (کارت پانچ) متعلق به شرکت راه‌آهن ایران، ساعت مچی نابینایان، ساعت شیفت نگهبانی، ساعت مچی آفتابی و خیلی ساعت‌های دیگر که با آنچه ما در ذهن به عنوان ساعت می‌شناسیم (با دو عقربه و حداکثر 12 عدد یا ارقام دیجیتالی) از زمین تا آسمان تفاوت دارند.

با این گشت‌وگذار در موزه، هم کار فرهنگی می‌کنید، هم آمار گردشگری را بالا می‌برید.

به شکوفه‌ها، به باران، برسان سلام ما را

در محوطه باز موزه ساعت، کاکتوس‌ها و فلفل‌های رنگین در گلدان، ارکیده‌ها و رزها و... در کوزه و حسن یوسف‌ها و بامبوها و... در وزش نسیم، هوای موزه را به شمیمی دلنواز آغشته می‌کند و نظر هر تازه‌واردی را به سوی رنگ و زیبایی خود می‌کشند.

مهدی مهدوی، تیماردار گل‌های این گلخانه است؛ او نبض گیاهان را می‌‌گیرد، تب کردن باغچه را می‌فهمد و برای گل‌ها لالایی می‌خواند.

عاشقانه‌های او و گل‌هایی که از 15 باغ به موزه ساعت آورده می‌شوند، خود جاذب گردشگران بسیاری است؛ گردشگرانی که غبطه می‌خورند به او با این همه احساسی که برای گل‌ها به خرج می‌دهد و نازشان را می‌خرد تا شاداب بمانند و فضای فرهنگی موزه را شاداب نگه دارند.

به سراغ گل‌ها اگر رفتید، سلام ما را هم به صمیمیت و لطافتشان برسانید.

«کم‌سلیقگی» آفت معماری فاخر

زیرسبیلی می‌شود از این گذشت که چرا تماشاگه زمان از نمایشگرهای مسیر برای راهنمایی بازدیدکنندگان محروم است. با اغماض می‌شود پذیرفت برخی ساعت‌های قدیمی از توضیح مکتوب برخوردار نباشند و بازدیدکننده مجبور شود روش کار فلان ساعت را حدس بزند.

نورپردازی ناقص محوطه بیرونی را هم می‌شود به استفاده از پرده‌های مناسب برای کنترل نورطبیعی سالن‌ها بخشید، اما شکایت این‌که عکاس نشریه ما به دلیل برپا کردن کافه روباز جلوی نمای فاخر عمارت موزه نتوانست حتی یک عکس مناسب بگیرد را کجا باید برد؟

ما هم قبول داریم که با این آمار پایین گردشگری و بودجه‌ای که برای امور جاری مکان‌های فرهنگی در نظر گرفته می‌شود، مسوولان موزه‌ها باید بتوانند دخل و خرجشان را به تناسب برسانند اما آخر چرا برای رو به راه کردن دخل و خرج این موزه، آن همه فضای سبز بلااستفاده در ضلع شرقی نادیده گرفته شده و بساط سایه‌بان و میز و صندلی و سس خردل و پیتزا و قهوه دقیقا چهره عمارت را پوشانده است؟

ما عکس نگرفتیم؛ ایرادی ندارد اما اگر یک گردشگر خارجی پایش به این موزه باز شود و ببیند که جلوی یک ساختمان تاریخی، گوش تا گوش آدم‌هایی نشسته‌اند که چای می‌نوشند و ساندویچ سق می‌زنند و سایه‌بان‌ها روی صورت زیبای عمارت را پوشانده‌اند باید به او حق داد که توی دلش به ما بگوید آدم‌های قدر آثار تاریخی نشناس و عکس این فضای نامناسب را شکار کند برای وبلاگش.

دنبال چه می‌گردید؟! عرض کردم که عکسش را هم نگرفتیم تا داغ دلمان با هر بار دیدنش تازه نشود.

مریم گودرزی‌مقدم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها