چه شد که با سعید سلطانی همکاری کردید؟
از طرف دستیار آقای سلطانی دعوت به همکاری شدم. برای همین تقاضا کردم متن سریال را در اختیارم بگذارند، اما متاسفانه قسمتهای مربوط به بازی من آماده نبود و تنها آقای سلطانی توضیحاتی در ارتباط با نقش به من داد و بالاخره پس از یک هفته قسمتهای مربوط به نقشم آماده شد. فیلمنامه را مطالعه کردم و از نقش قاسم خوشم آمد. جالب است بدانید از ابتدا قرار نبود شخصیت قاسم طنز باشد و به پیشنهاد خودم این شخصیت رگههایی از طنز پیدا کرد.
از لهجهای که داشتید، برایمان بگویید. این لهجه در فیلمنامه وجود داشت یا باز هم به پیشنهاد خودتان با این لهجه صحبت کردید؟
لهجه جنوبی باز هم به پیشنهاد خودم بود و آقای سلطانی هم از این موضوع استقبال کردند.
چرا از این لهجه استفاده کردید؟
اساسا جنوبیها آرام و در عین حال شکننده و البته زودجوش و خونگرم هم هستند و در مقابل مشکلات به آسانی شانه خالی نمیکنند و زود از پا درنمیآیند. به هر حال با خصوصیات مردم جنوب آشنا بودم و خواستم قاسم را همان گونه که دیدید، به نمایش بگذارم. فکر میکنم خدا را شکر مخاطب هم توانست با او ارتباط برقرار کند.
خودتان شخصیت قاسم را چطور تحلیل میکنید؟
قاسم آدم فقیری است که پس از مدتها شانس به او رو میکند و میتواند رونقی به کسب و کارش بدهد؛ اما بعد از فهمیدن موضوع اصلی و صداقت ستایش، حاضر نمیشود حق او را پایمال کند و با این که میداند اگر حقیقت را بگوید در نهایت به ضررش تمام خواهد شد، اما این کار را میکند. به نظرم نقش قاسم جای کار بیشتری داشت، اما به هر حال مصلحت کارگردان در همین اندازه بوده است.
خودتان چقدر به شخصیت قاسم نزدیک هستید؟
اخلاق واقعی خودم هم همین گونه است. گاهی پیش آمده که میدانستم اگر فلان کار را انجام دهم ضرر خواهم کرد، اما چون در جهت حق بوده است، آن کار را انجام دادهام.
خیلی هم حسی با این نقش روبهرو شدید. در این مورد توضیح دهید.
چون نقش این موضوع را میطلبید. اصلا احساس در تار و پود این نقش نهفته بود و آقای سلطانی در این مورد خاص خیلی با من صحبت کردند و میخواستند قاسم یک انسان صادق و مهربان باشد. برای همین وقتی پسرش خوندماغ شد، آن طور رفتار کرد.
از گریم و لباستان بگویید.
راستش را بخواهید وقتی پیشنهاد بازی در این کار به من شد، همزمان در چند کار دیگر مشغول به بازی بودم و به خاطر حضور در یکی از کارهایم مجبور شده بودم موهایم را از ته بزنم. برای همین بهترین کار گذاشتن کلاه و آن نوع گریم بود و برحسب اتفاق آن کلاه با شخصیت قاسم هماهنگ شد.
قاسم چقدر روی شخصیت واقعی خودتان اثر گذاشت؟
من شخصیت قاسم را دوست داشتم. برای من فقط ایفای یک نقش نبود، بلکه با آن زندگی کردم. سالها بود که دوست داشتم چنین نقشی را بازی کنم و به یقین میتوانم بگویم در طول زندگی هنریام تنها با چند نقش که یکی از آنها قاسم بود، احساس رضایت کردم.
قصه ستایش، فضای دهه 60 را برای مخاطب تداعی میکند. بازی در آن فضا چطور
تجربهای بود؟
این فضا زمینهساز موفقیت در نقش من بود، چراکه اگر فضای دهه 60 نبود، صمیمیت بین افراد جامعه اینگونه نبود و طبیعتا فضا برای نقش من وجود نداشت. تصور کنید اگر این نقش در شرایط امروز قرار میگرفت، به طور یقین موفق نبود. در دهه 60 همه همسایهها باهم مهربان و صمیمی بودند، نمونهاش این است که وقتی خانه ستایش
بر اثر آتشسوزی خسارت دید، همسایهها در تعمیر آن مشارکت کردند و با غم خانوادهاش همراه شدند. به هر حال لازمه اجرای شخصیت قاسم، وجود فضایی گرم و صمیمی بود.
با توجه به این که نقش قاسم خاکستری بود، چطور این شخصیت را برای مخاطب ملموس کردید؟
چون زمانی جنگ را حس کرده بودم، میدانستم باید چگونه به این شخصیت نزدیک شوم تا مخاطب هم بتواند او را بپذیرد. به هر حال از تجربیات گذشتهام استفاده کردم.
آیا باز هم قاسم را در زندگی و آینده ستایش خواهیم دید؟
به طور کامل در جریان قصه نیستم، چون فیلمنامه هنوز باز است و دوستان دارند روی آن کار میکنند. برای همین شاید باشد و شاید هم خیر.
فکر میکنید چرا ستایش توانسته مخاطبانش را راضی کند؟
حضور حشمت فردوس به عنوان یک پدرسالار به نوعی فضای قدیمی گذشته را تجربه کرده و این مساله نوعی کشش را در مخاطب به وجود آورده است و از طرفی مقاومت ستایش در برابر این همه مشکلات برای مخاطب جذاب است.
فکر میکنید قاسم مابهازای بیرونی هم دارد؟
در جامعه ما افرادی که پشتیبان حقاند، زیاد هستند، اما متاسفانه این مساله پایدار نیست. معمولا افراد وقتی میبینند منفعتشان در خطر است، کنار میکشند. به هر حال خداوند حامی افرادی است که جانب حق را میگیرند. به هر حال هستند افرادی مانند قاسم که گفتن حق برایشان از هر چیز دیگری مهمتر است، اما خب تعداد آنها متاسفانه بسیار کم است.
معیار شما برای انتخاب یک نقش؟
من به پررنگبودن نقش اهمیت زیادی نمیدهم. آنچه برایم مهم است، تاثیرگذاری خود نقش است و در کنار آن، کارگردان برایم اهمیت دارد. حتی اگر نقش کوتاه باشد، ولی احساس کنم انقلابی را در مخاطب ایجاد میکند حتما آن را بازی میکنم.
نقش مورد علاقهتان که هنوز آن را بازی نکردهاید؟
آرزو دارم نقش یک جانباز موجی را بازی کنم. البته همسرم فیلمنامهای در ارتباط با این موضوع نوشتهاند که هر وقت ساخته شود، نقش جانباز را خودم ایفا خواهم کرد.
تفاوت بازی در تئاتر و تلویزیون از نگاه شما؟
تاثیرگذاری در تئاتر بسیار بیشتر از سینما و تلویزیون است. در تئاتر نقش به نقش با مخاطب در ارتباط هستی. برای همین سختی کار هم در تئاتر بیشتر از تلویزیون و سینماست؛ چراکه زاویه دید در تلویزیون و سینما، لنز دوربین است. در صورتی که در تئاتر زاویه دید، چشم انسان و حرکات بدن بازیگر است.
محبوبه ریاستی