فردایی ‌نامطمئن در انتظار کودکان بیش فعال

وقتی صحبت از آمدن برخی دوستان یا اقوام به منزلتان می‌شود، گاهی چنان لرزه‌ای بر اندامتان می‌افتد که تا ساعت‌ها پس لرزه‌های آن تمام نمی‌شود، البته کاملا حق با شماست؛ تحمل کودکی که به جای راه رفتن روی زمین، روی در و دیوار راه می‌رود، به جای بازی کردن با اسباب بازی تمایل دارد با وسایل حساس و گرانقیمت منزل شما بازی کند و از همه بدتر تحمل پدر و مادر این بچه که در کمال خونسردی، شیطنت‌های غیرطبیعی کودکشان را کاملا طبیعی و نشانه هوش سرشار ارثی آن قلمداد می‌کنند و در نهایت آرامش، به پذیرایی و لذت بردن خود از مهمانی می‌پردازند، کار هر کسی نیست.
کد خبر: ۴۲۷۶۱۵

البته هستند والدینی که کمی انصاف دارند و رفتارهای غیرطبیعی کودکشان را به حساب هوش بالایش نمی‌گذارند. این پدر و مادرها اغلب از این قضیه می‌نالند که فرزندم بسیار پرتحرک است وآرام و قرار ندارد، خیلی کم یکجا می‌نشیند، بیش از اندازه صحبت می‌کند، از در و دیوار بالا می‌رود، انگار که هیچ‌وقت خسته نمی‌شود، در مدرسه اغلب با دانش‌آموزان سرناسازگاری دارد، مرتب وسایل خود را گم می‌کند، نسبت به مقررات مدرسه
بی توجه است و اولیای مدرسه دائم از حواس پرتی و بی‌توجهی او در کلاس درس شکایت دارند و... همه این علائم نشانه بیماری‌ای به نام بیش‌فعالی است.

اما این اختلال تنها در این سن نمود ندارد، شما گاهی با افرادی در جامعه برخورد می‌کنید که بدون هیچ محرکی یکباره از کوره در می‌روند و به دیگران پر خاش می‌کنند. این افراد اغلب تحمل حرف دیگران را ندارند و بی‌قراری در آنها را می‌توان به وضوح حس کرد. حتی در فعالیت‌ها و کارهای روزانه‌شان دائما از این شاخه به آن شاخه می‌پرند و بالاخره آن رانیمه کاره رها می‌کنند. شاید شما فکر کنید این رفتارها ناشی از خصوصیات ذاتی و رفتاری آنهاست؛ در حالی که این شخص با رفتارهای خاصش در واقع همان کودک بیش فعالی است که درمان نشده است. در گذشته به دلیل پایین بودن سطح سواد و آگاهی خانواده‌ها معمولا این اختلال تشخیص داده نمی‌شد و اغلب مهر شیطنت به این کودکان می‌زنند، اما این روزها با وجود بالا رفتن سطح آگاهی خانواده‌ها متاسفانه باز هم والدینی هستند که حاضر نیستند به متخصص مراجعه کنند و فکر می‌کنند با این کار انگ روانی بودن به کودکشان چسبیده می‌شود ‌یا برخی مراجعه می‌کنند ولی به محض این‌که روان پزشک یا روان‌شناس به آنها می‌گوید که فرزندشان باید درمان دارویی شود، حاضر به پذیرش نیستند و می‌گویند: «بچه‌ام به دارو معتاد می‌شود و تا آخر عمر باید دارو بخورد. ما حاضریم رفتارهای آزاردهنده او را تحمل کنیم ولی حاضر نیستیم به او چنین جفایی کنیم.» چنین والدینی بی‌جهت از درمان دارویی وحشت زده هستند و غافلند از این‌که اگر این کودک درمان نشود، باید تا آخر عمر با این مشکل زندگی کند. این افراد نه خودشان از زندگی لذت می‌برند و طعم یک زندگی طبیعی را می‌چشند و نه خانواده‌شان. از طرف دیگر این افراد همیشه سر‌بار جامعه خواهند بود و بار اقتصادی پر هزینه‌ای را به دلیل بازدهی راندمان پایین کاری به جامعه تحمیل خواهند کرد.

آشنایی بیشتر با بیش فعالی‌

واژه بیش‌فعالی معمولا درباره کودکانی به کار می‌رود که همواره و به شکل تکرار شونده‌ای در دو دامنه کلی بی‌توجهی و تکانشگری ـ بیش فعالی رفتارهایی ازآنها سر می‌زند که با سن‌شان متناسب نیست. اگر چه اصطلاح بیش‌فعالی (ADHD) برای بسیاری از ما واژه نسبتا جدیدی است، ولی سال 1845 هافمن، عصب‌شناس آلمانی برای اولین بار بیش فعالی در کودکان را معرفی کرد.

این کودکان چنان رفتارهای عجولانه و آشفته‌ای دارند که هر کسی با دیدن رفتار آنان پی به متفاوت بودن و گاهی شگفت‌انگیز بودن این کودکان نسبت به همسالانشان خواهد برد. معمولا ریشه اصلی ناکامی و فشار روانی این کودکان و همچنین والدین،خواهر و برادر،معلمان و همکلاسی‌های آنان همین رفتارهای آشفته آنهاست. از آنجا که این اختلال هیچ‌گونه علامت جسمانی مشخصی ندارد که بتوان با آزمایش یا عکسبرداری آن را مشخص کرد، تنها راه تشخیصی‌اش در حال حاضر صرفا براساس گروهی از الگوهای رفتاری است که البته از یک کودک تا کودکی دیگر اندکی با هم تفاوت دارند، والدین کودکانی که از این اختلال رنج می‌برند، چنانچه از این بیماری و علائم آن شناختی نداشته باشند، همیشه با این سوالات در مورد کودکشان روبه‌رو خواهند بود که چرا فرزندم آرام روی صندلی نمی‌نشیند؟ چرا کارهایی را که می‌تواند انجام دهد، نمی‌خواهد انجام دهد؟ چرا اینقدر خطاهای ناشیانه دارد؟ چرا قادر به اجرای برنامه‌هایش نیست؟ چرا تکالیفش را انجام می‌دهد ولی به مدرسه نمی‌برد؟ چرا در بازی‌ها، خودرای است؟ و چرا در بعضی روزها و در برخی موقعیت‌ها کاملا عادی و خوب به نظر می‌رسد؟ اینها سوالاتی است که پدر و مادر این کودکان با آن روبه‌رو هستند و به دنبال پاسخ این سوالات گاهی به افراد ناآگاه یا به بزرگ‌ترهای فامیل که شاید کوچک‌ترین اطلاعی از این اختلال ندارند، مراجعه می‌کنند که نصایح و تجربیات آنان نه تنها مشکل آنها را حل نخواهد کرد، بلکه ممکن است کار را از این هم سخت‌تر کند و آنان را با مشکلات جدیدتری مواجه کند.

افراد عادی که طرف مشورت قرار می‌گیرند، اغلب بر این باورند که اگر کودک بیشتر تلاش کند یا معلم و والدین محدودیت‌های بیشتری را در مورد آنان به کار ببرد، نتیجه بهتری حاصل می‌شود. اگر چه ممکن است مقررات خشک و سختگیری در برخی کودکان جواب دهد، اما باید قبول کنید که اغلب این کودکان خیلی بیشتر از ظرفیت‌شان تلاش می‌کنند که کارهایشان را به نحو احسن انجام دهند اما به دلیل ظرفیت محدودی که در خویشتنداری دارند، نمی‌توانند بخوبی از پس کارهایشان برآیند و اغلب دچار عدم موفقیت در کارها می‌شوند و در نتیجه آزرده، سردرگم و اندوهگین شده و حتی از دید دیگران، فردی بی‌توجه و مقصر شناخته می‌شوند. از طرف دیگر اطرافیان آنها را سرزنش می‌کنند و حتی به خود حق می‌دهند که این کودکان معصوم را تحقیر کرده، به آنان توهین کنند و مورد تنبیه قرار دهند، در حالی که آنان شاید هیچ‌گاه نفهمند چرا کارشان اشتباه بوده یا چطور می‌توانستند آن کار را به نحو دیگری انجام دهند.

همه این مسائل باعث ایجاد حس ناکامی در آنان خواهد شد و این قضیه بشدت زندگی روزانه کودک را مختل می‌کند و مشکلات عاطفی و کاهش عزت نفس را در پی خواهد داشت و متعاقب آن، روابط کودک در مدرسه و خانه دچار آسیب خواهد شد.

برای تشخیص هر چه بهتر و دقیق‌تر بیش فعالی، متخصصان این کودکان را به 2 گروه تقسیم می‌کنند ؛ گروه اول کودکانی هستند با نقص در توجه، تمرکز ضعیف و درهم ریختگی و گروه دوم نشانه‌های بیش‌فعالی و تکانشگری رفتاری دارند.

نارسایی توجه، مشکلی است که بیشتر دیده می‌شود و تعداد قابل توجهی از کودکان و نوجوانان به آن دچارند. کودکان و نوجوانانی که چنین اختلالی دارند، نمی‌توانند توجه خود را متمرکز کنند و در فعالیت‌هایی که نیاز به تمرکز حواس، گوش دادن و یادآوری است دچار مشکل می‌شوند. این افراد دچار حواس پرتی، بی‌توجهی و تحرک زیادند. آنان فعالیت‌های ذهنی پایدار در حین کار یا بازی برایشان بسیار دشوار است؛ به طوری که مدت زمان اندکی می‌توانند ذهن خود را روی هر کاری متمرکز کنند یا به خواسته‌ها و دستورات دیگران پاسخ دهند. این کودکان ممکن است ناخودآگاه به کارهای لذتبخش گرایش پیدا کنند اما در انجام تکالیفی که لذتبخش نیست یا در یادگیری مطالب جدید نمی‌توانند حواس خود را جمع کنند. به همین دلیل آنها را حواس‌پرت، حرف گوش نکن، فراموشکار و رویاپرداز خطاب می‌کنند. کودکان با اختلال کم‌توجهی، کودکانی هستند که علاقه‌ای به انجام تکالیفی که نیاز به دقت زیادی دارد، نداشته و برای درس خواندن مشکل دارند. برای نمونه زمانی که معلم در کلاس درس در حال دیکته گفتن به بچه‌هاست، این کودک ممکن است به سبب نداشتن تمرکز و توجه، کلماتی را که نوشتن آن را هم بلد است، جا بیندازد. در حالی که در خانه، زمانی که مادر به او دیکته می‌گوید، به خاطر توجه مادر روی او و این که کودک تنهاست و چیزی در اطرافش حواسش را پرت نمی‌کند بخوبی دیکته را نوشته و نمره خوبی هم به دست می‌آورد. این کودکان در نوشتن تکالیف در منزل مشکل دارند دائما پدر و مادر باید به آنان گوشزد کنند که تکالیفت را انجام بده و همین باعث می‌شود با تاخیر زیادی تکالیف خود را انجام دهند.

واژه بیش‌فعالی معمولا درباره کودکانی به کار می‌رود که ‌به شکل تکرارشونده‌ای‌ رفتارهایی ازآنها سر می‌زند که با سنشان متناسب نیست

مشخصه دیگر کودکان با اختلال کمی توجه، فراموشکاری آنان است تا جایی که ممکن است دائما وسایل خود را گم کنند یا جا بگذارند. همچنین این کودکان در برنامه‌ریزی برای کارهای خود مشکل دارند و همیشه این پدر و مادر هستند که باید برایشان برنامه‌ریزی و اولویت‌بندی کارها را انجام دهند. آنچه مشخص است‌ این ‌ که ظرفیت این کودکان همانند سایر کودکان است، اما توجه انتخابی در آنان بسیار کمرنگ بوده و اغلب به دلیل پاسخ دهی سریع به سایر محرک‌ها، به عنوان فردی حواس پرت شناخته می‌شوند. از طرف دیگر، کارها و تکالیف سخت، تکراری و کسل‌کننده توجه آنها را بسرعت کاهش می‌دهد و به همین دلیل نمی‌توانند در طولانی مدت، به موضوعی توجه کنند.

دسته دیگری از کودکان که دچار بیش‌فعالی و تکانشگری رفتاری هستند بچه‌هایی بی‌قرار و ناآرا‌م‌اند، آنان دائما در حال حرکت هستند، دائما و بی‌هدف در اتاق می‌دوند، به همه چیز دست می‌زنند، با مداد روی میز سر و صدا ایجاد می‌کنند البته با آن‌که پر انرژی هستند ولی نمی‌توانند در کارهایشان به موفقیت برسند چرا که فعالیت این کودکان بیش از اندازه پر جنب و جوش،پـرشور،نا‌مناسب و بی‌هدف است. آرام گرفتن روی صندلی برای آنها ناممکن است، آنان هیچ‌گاه در یک جا به شکل ثابت نمی‌نشینند و دائم در حال راه رفتن هستند یا اگر بتوانند خود را کنترل کنند، دائما روی صندلی خود در حال حرکتند و البته این مشکلات در مدرسه نمود بیشتری پیدا می‌کند، چرا که با رفتارهای خود موجب برهم زدن نظم کلاس می‌شوند. مردم درباره این کودکان معمولا می‌گویند انگار به پای آنها موتوری وصل شده که تا آخر شب روشن است و خاموشی ندارد.

چگونگی ارتباط با بیش‌فعالان‌

با توجه به این‌که میزان شیوع اختلال کمبود توجه و بیش‌فعالی نسبتا بالاست و درمان این کودکان چند بعدی است و درمان آنها همکاری خانواده، آموزگاران، مربیان بهداشت و مدیران مدارس را می‌طلبد، در نتیجه ارائه آموزش‌های کافی در زمینه بهداشت روانی و آشنایی با اختلالات روانی شایع در کودکان سنین مدرسه به مدیران و آموزگاران زمینه تشخیص زودرس،ارجاع مناسب و همکاری مدارس در تامین سلامت روانی دانش آموزان را فراهم می‌سازد.

به همین منظور و برای آشنایی هر چه بیشتر والدین و اولیای مدرسه که نقش بسیار مهمی در اصلاح رفتار کودکان بیش فعال دارند، راهکارهای کلی ارائه می‌شود.

به این منظور لازم است بازخوردهای فوری بیشتری به کودک بدهیدو اورا از نتیجه رفتارش آگاه کنید. البته دادن بازخورد به کودک باید ادامه داشته باشد، نه این‌که مقطعی باشد.

وقتی که فرزندتان کارش را خوب انجام می‌دهد، به او پاداش دهید؛ با این کار در فرزند خود حس توانایی ایجاد می‌کنید.

فراموش نکنید که قبل از تنبیه، کودک را تشویق کنید.

برخی والدین عادت دارند که دائما فرزندانشان را نصیحت کنند؛ در حالی که تاثیر عمل خیلی بیشتر از کلام است، بخصوص درباره کودکان بیش فعال پس به جای حرف زدن بهتر است عمل کنید.

در این میان، بهتر است برای موقعیت‌های دشوار از قبل برنامه‌ریزی کنید.

و در عین حال بیشتر از آنچه کودکتان توانایی دارد، از او انتظار نداشته باشید و همیشه ناتوانی‌های او را در نظر بگیرید.

در این میان، بسیاری از والدین دائما عذاب وجدان دارند و گاهی نیز این مساله را بازگو می‌کنند که مشکل فرزندشان شاید به آنها مربوط باشد؛ در حالی که هرگز نباید مشکلات و اختلال فرزندتان را به خود نسبت دهید.

اگر کودکتان کاری را انجام داد که باعث ناراحتی شما شد، هرگز در پی تنبیه او نباشید شما باید با چنین کودکانی با عفو و گذشت رفتار کنید.

درمان‌بیش‌فعالی

اختلال بیش‌فعالی در پسران بیشتر از دختران شایع است و در واقع میزان شیوع از 6 تا 12 سالگی در 4ـ2 درصد دختران و 9ـ 6 درصد پسران وجود دارد. بنابراین نسبت ابتلای پسران به دختران 3 به یک در نظر گرفته می‌شود.

آمارها نشان می‌دهد این اختلال در طبقات اجتماعی ـ اقتصادی پایین کمی بیشتر از طبقات بالا دیده می‌شود.

برای درمان این نوع اختلال داروهای محرک نظیر دکستروسات و گروه ریتالین استفاده می‌شود. این داروها با هدف کنترل نشانه‌ها، کمک زیادی به این کودکان می‌کند.

در ضمن مداخله آموزشی با هدف کنترل رفتار مخرب در کلاس درس، بهبود عملکرد آموزشگاهی و آموزش رفتارهای جامعه پسند هم ‌باید برای درمان این کودکان مدنظر قرار گیرند.

البته برای این‌که به نتیجه بهتری از درمان برسیم، لازم است مداخله درمانی با توجه به سطح رشد کودک، توانمندی‌ها و نیاز‌های خانواده او صورت گیرد.

دکتر سیاوش چگینی

 روان‌شناس بالینی و مشاور

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها