زن جوان، منشی مرد هنرپیشه بود و میگفت که سالها با او کار کرده است و یک روز مرد هنرپیشه او را مورد آزار جنسی قرار داد. متهم چهره معروفی بود و البته پرونده هم از آنجا که خلاف عفت عمومی بود، اجازه حضور خبرنگاران را در دادگاه ندادیم و سعی کردیم این پرونده را به دور از جنجالهای رسانهای مورد رسیدگی قرار دهیم. هنرپیشه معروف آمد و تحقیقات از او را آغاز کردیم. او از همان ابتدا منکر هرگونه ارتباط با خانم منشی بود و میگفت که هرگز دست به چنین کاری نزده است.
تحقیقات ما نشان داد که این مرد سالهاست که زن جوان را به عنوان منشی استخدام کرده و در تمام این سالها آنها با هم هیچ مشکلی نداشتهاند. البته مواردی در زندگی هنرپیشه معروف وجود داشت مثلا اینکه چند بار ازدواج کرده و همسرش را طلاق داده است، اما هیچکدام از این موارد نمیتوانست دلیلی برای اثبات ادعای زن جوان باشد.
آنها با هم بیش از 10 سال کار کرده بودند و در این مدت مشکلی با هم نداشتند. بعد از بازجوییهای بسیار متوجه شدیم زنی که شکایت کرده سالها عاشق مرد هنرپیشه بوده است و چون مورد بیتوجهی او قرار گرفته، چنین ادعایی را مطرح کرده است.
زن جوان، اول مدعی شد اگر مرد هنرپیشه قبول کند با هم ازدواج کنند از شکایتش صرف نظر میکند، این نشان میداد که او مورد آزار قرار نگرفته و نقشهای در سردارد.در نهایت این زن واقعیت را گفت و مدعی شد اگر مرد هنرپیشه کمی به او توجه میکرد چنین ادعایی را مطرح نمیکرد.
این زن میگفت: من بیش از 10 سال منشی او بودم و از همه کارهایی که میکرد خبر داشتم. در سالهای اول او برای من فقط رئیس بود اما بعد کمکم عاشقش شدم، اما او مرا نمیدید، همه کارهایش را انجام میدادم، حتی کارهای شخصیاش را.
او ازدواج کرد و مرا هم به عروسیاش دعوت کرد. من هم رفتم اما خیلی ناراحت بودم. نمیتوانستم بگویم چرا ناراحت هستم. بعد از ازدواج او تصمیم گرفتم هرطور شده او را فراموش کنم اما شرایطی پیش آمد که دوباره به فکر ازدواج با او افتادم.
یک سال از ازدواجش با همسرش گذشته بود که با هم دچار اختلاف شدند و تصمیم گرفتند از هم جدا شوند. وقتی از هم جدا شدند دوباره به فکر ازدواج با او افتادم. هرکاری که میشد توجه یک مرد را جلب کند کردم،اما هیچ توجهی به من نکرد و یک سال بعد با زن دیگری ازدواج کرد. اینبار تصمیم گرفتم از شغلم استعفا کنم، اما قبول نکرد. فکر میکرد مشکل من حقوق است به همین خاطر هم حقوقم را زیاد کرد و من دوباره ماندم، 3 سال بعد، از آن همسرش هم جدا شد و دیگر ازدواج نکرد. تلاش من برای تصاحب عشق او به جایی نرسید و در نهایت تصمیم گرفتم از او خواستگاری کنم. اما مرد هنرپیشه باز هم به من بیتوجهی کرد و من فکر میکردم با بیان این ادعا میتوانم عشق او را تصاحب کنم.
این پرونده با توجه به گفتههای شاکی بسته شد و مرد هنرپیشه هم حاضرنشد با آن زن ازدواج کند. شاید اگر این زن از راه درست وارد میشد مرد هنرپیشه او را قبول میکرد اما چون تهمت بزرگی به او زده بود این مرد دیگر حاضر نشد منشی عاشق را حتی در دفترش به عنوان کارمند بپذیرد.
راثی نصیری
قاضی دادگاه تجدیدنظر